فروشگاه آنلاین لوازم یدکی خودرو
کارمانیا
مدیران خودرو
کرمان موتور
تبلیغات

حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد

« رهام » ؛ خودروی ملی جدید سایپا رونمایی شد + آلبوم تصاویر و مشخصات فنی
بعد از ظهر روز گذشته، گروه خودروسازی « سایپا » در هفدهمین نمایشگاه خودروی شیراز از جدیدترین خودروی ملی خود رونمایی کرد. سدان جدید سایپا که براساس برخی استانداردها در رده متوسط ( C ) قرار می گیرد، « رهام » نام دارد که پیش از این با نام تجاری SP100 شناخته می شد.

از روز گذشته برخی رسانه ها به صورت هماهنگ از موفقیت سایپا در رسیدن به نخستین پلتفرم ملی صحبت می کنند و مدیران سایپا هم می گویند که از صفر تا صد این خودرو را مهندسان بومی طراحی کرده اند. از سویی دیگر، هنگامی که تصاویر و اطلاعات اولیه رهام در فضای مجازی منتشر شد، برخی از مخاطبان، نظرهای نه چندان شایسته درباره آن داشتند و در برخی موارد متأسفانه با بی احترامی و توهین همراه بود و تلاش های کم یا زیاد مهندسان در ساخت این خودرو به سخره گرفته شد. اما از حق نباید بگذریم که امروز طراحی رهام تا حد زیادی پخته است و نمی توان ایراد خاصی از آن گرفت. این طراحی تا حدی قوی است که بسیاری از کارشناسان صنعت خودرو هنوز به باطن رهام پی نبرده اند و نمی دانند که سایپا این سدان ملی را بر مبنای کدام خودرو ساخته است. شاید فرار سایپا و دیگر شرکت های خودروساز داخلی از گفتن حقایق، دلیلی باشد که امروز کاربران فضای مجازی با دلخوری در مقابل طرح ها و ایده های آن ها قرار می گیرند. این که شرکتی همچون سایپا، خود را آن قدر بالا می بیند که به راحتی از پلتفرم ملی صحبت می کند و گفتن برخی حقایق که در تمام دنیا امری بدیهی است را دوست ندارد. بی شک هیچ فرد کارشناس و غیر کارشناسی توقع ندارد که خودروسازی مانند سایپا با سابقه تولید پراید و ساخت تیبا و ساینا، بتواند امروز به پلتفرم ملی، آن هم بدون اتکا به طرح های گذشته جهانیان دست پیدا کند. البته می دانیم خودروسازی همچون سایپا و ایران خودرو به مراتب با توجه به عمرشان بسیار عقب تر از همسن های خود در کره، چین و… هستند، اما شاید بد نباشد سایپا هم منطقی با ماجراهای پشت پرده رهام برخورد کند و سیاست جهانی یک خودروساز نوپا و کم تجربه در ساخت را اتخاذ کند. به عنوان مثال وقتی کمپانی گریت وال با آن سهم فروش در بازار جهانی، محصولی را معرفی می کند، می گوید ما پیشرانه فنی این خودرو را از فلان کارخانه گرفته ایم و پلتفرم ما بر مبنای خودرویی همچون تویوتا پرادو است. در مثالی دیگر وقتی خودروسازی مانند هن تنگ که امروز اسمش به واسطه « عظیم خودرو » در فضای مجازی پیچیده است، با تنها ۴ سال سابقه خودروسازی محصولی همچون X7 را معرفی می کند، به راحتی می گوید که ما خودرویمان را بر مبنای یک کراس اوور دیگر چینی ساخته ایم و از اصول و پلتفرم کلی آن استفاده نموده ایم. گفتن این نکته ها از سوی کمپانی های نوپا یا کم تجربه در ساخت خودروی مستقل باعث می شود مشتری بیش تر به آن ها اعتماد کند و با اتکا به تجربه صاحب پلتفرم اصلی، اطمینان بیش تری نسبت به یک محصول ناشناخته و نوظهور پیدا کند. اما بپردازیم به اصل ماجرا!
روز گذشته وقتی SP100 با نام رهام در نمایشگاه خودروی شیراز ۹۷ رونمایی شد و در کاتالوگ آن اطلاعات موتور برلیانس سری H300 با حجم ۱۶۵۰ سی سی درج شده بود، بسیاری فهمیدند در بحث پیشرانه که یکی از اجزای اصلی ساختار پلتفرم شناخته می شود، شرکت سایپا حداقل همکاری و مشارکتی با برلیانس چین داشته یا اگر می گوید موتور ۱۶۵۰ سی سی توسط این شرکت ساخته شده، می دانیم برلیانس اجازه ارتقای پیشرانه قدیمی ۱٫۵ لیتری توسط گروه سایپا را داده است و از سویی برلیانس آن را تایید کرده و روی فرآیند مهندسی و ساخت آن نظارت داشته است. در بحث جعبه دنده تا حدودی می دانید که اکنون بستر مناسبی برای ساخت جعبه های اتوماتیک در کشور وجود ندارد و تمام خودروهای مونتاژی کشور نیز جعبه دنده های اتوماتیک شان به صورت وارداتی روی خودروها نصب می شود. پس بر اساس همین منطق و همچنین استفاده از پیشرانه BM16 می توان فهمید که جعبه دنده این خودرو ارتباطی با صنعت خودروسازی بومی ما ندارد و این اتفاق چیز بدی نیست که سایپا آن را اعلام نمی کند، زیرا مطمئن هستیم که با یک جعبه دنده با استانداردهای مناسب روز دنیا در رهام طرف هستیم و قرار نیست با نصب آن روی این خودروی ملی آزمون و خطای خاصی صورت بگیرد.
اما هنگامی که نام برلیانس در همان ساعت های اولیه رونمایی از رهام در فضای مجازی برای مهندسی پیشرانه این خودرو مطرح شد، بسیاری افراد ذهنشان تنها به سمت کمپانی برلیانس رفت و فکر کردند که اصول شاسی و طراحی رهام بر مبنای برلیانس H230 است. اما بسیاری از کارشناسان صنعت خودرو معتقدند رهام یا همان SP100 بر مبنای پلتفرم XP90 تویوتا یا همان گریت وال وولیکس C30 است. وولیکس C30 که محصول کمپانی گریت وال چین شناخته می شود و در سال های تولید توانسته بود فروش خوبی کسب کند و در بحث ایمنی و استهلاک هم تا حدودی راضی کننده بود، بر مبنای نسل دوم تویوتا Vios یا همان یاریس ساخته شده و فاصله محوری آن و ابعادش کمی بزرگ تر از XP90 تویوتا به نظر می رسید. اکنون شرکت سایپا نیز با الگو برداری از C30 و Vios نسل دوم حدود ۴ سانتی متر به فاصله محوری رهام اضافه کرده و این شاسی را عضوی از پلتفرم ملی خود می داند. در ماه های گذشته بارها توسط برخی کارشناسان و منابعی که نمی خواهند نامشان فاش شود، گفته شده بود که رهام ( SP100 ) بر مبنای خودرویی اقتصادی از خانواده تویوتا است و گریت وال هم از آن شاسی و اصول پلتفرم در سال های گذشته استفاده کرده است.
حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد
اما زمانی می توان بیش تر به شباهت های رهام و وولیکس C30 پی برد که به الگوی طراحی نمای کناری خودرو دقت کنید. در بحث طراحی فریم درها و نوع خم ستون ها، این دو خودرو شباهت های بسیاری به هم دارند و تا حدی رهام سایپا را می توان پخته تر و به روزتر دانست، زیرا به هر حال محصولی است که می خواهد در سال ۲۰۱۹ به بازار آید و باید با خودرویی که در سال ۲۰۰۵ توسط تویوتا و در سال ۲۰۱۰ توسط گریت وال عرضه شده است، تفاوت داشته باشد. در نگاه از نمای جلو، عقب و سه رخ همچنان می بینیم که شباهت های بسیاری میان زاویه ستون ها و ابعاد خودروها وجود دارد، با این تفاوت که از هر نظر تنها چند سانتی متری رهام از Vios و C30 بزرگ تر است.
حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد
اما وقتی به کابین رهام نگاه می کنیم، شباهت های به مراتب بسیاری را میان آن و وولیکس C30 پیدا خواهیم کرد. داشبورد رهام تنها در جزییات و ارتفاع دریچه های وسط با C30 متفاوت است و در بقیه ویژگی ها با این خودروی چینی برابری می کند. همچنین وقتی به صندلی های این خودروی ملی سایپا نگاه می کنید، نوع دوخت و ارگونومی در نظر گرفته شده به هیچ وجه شباهتی به محصولات ایرانی و بومی ندارد و به خوبی مشخص است که در پس این صندلی ها ایده و فن آوری بالاتر از دانش بومی سایپا قرار دارد. رودری های رهام را می توان تا حد زیادی اوج خلاقیت مهندسان سایپا دانست که نمی توان گفت شباهت مطلق به خودرویی خاص دارد. برخی، تقسیم بندی خطوط طراحی روی رودری های رهام را بر مبنای برلیانس H300 می دانند.
حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد
بر اساس این متن، می توان گفت سایپا به یک پلتفرم ملی دست پیدا کرده که به همت تویوتا در سال های دور و تلاش گریت وال در چند سال گذشته حاصل شده است. هیچ ایرادی ندارد که سایپا به استفاده از الگوهای چینی در ساخت پلتفرم خود اشاره کند یا واضح تر در مورد سطح همکاری با شریک های خارجی خود توضیح دهد، زیرا همان طور که اشاره شد، رسیدن به یک پلتفرم کار آسان و کم خرجی نیست و هیچ خودروسازی بدون تجربه استفاده از پلتفرم کمپانی های دیگر و ارتقای آن ها در قدم اول، نتوانسته به خودی خود یک اصول پلتفرم مختص به خود را طراحی کند.
اگر فردا روزی هم سایپا این مطلب را تکذیب کند، باز بهتر است که مدیران این شرکت شفاف با مردم صحبت کنند و بگذارند که پیشرفت آن ها برای کارشناسان و افراد عادی جامعه قابل باور باشد. اگر هم که اطلاعات موجود در این مطلب صحت کامل داشته باشد، حداقل می دانیم رهام بر مبنای تجربه چند ساله تویوتا در سال ۲۰۰۵ در سایپا متولد شده و از سویی آمار فروش و موفقیت خودروی وولیکس C30 در چین را در باطن خود دارد. همچنین می دانیم که در بحث ایمنی با توجه به مدارک موجود از دو خودروی نام برده ژاپنی و چینی، به احتمال زیاد رهام می تواند خوب ظاهر شود و در مسأله مونتاژ قطعه ها، ارگونومی، تعلیق، پیشرانه و… حداقل سابقه ای قابل بررسی برای آن وجود دارد.
حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد
شاید امروز برای مدیران سایپا و بسیاری از مردم خوشایند نباشد که صنعت خودروسازی جوان چین، تبدیل به الگویی برای خودروسازان ما با عمری بیش از یک قرن شده است. اما در نظر بگیرید که بالاخره باید از یک جایی خود را به صنعت نوین خودروسازی جهان نزدیک کنیم و اکنون که شریک های چینی ارزان ترین راه هستند، پس شاید بد نباشد با آن ها همکاری داشته باشیم.


روزی را به یاد آورید که سایپا، تیبا و ساینا را طراحی کرد و َپس از آن به کوییک رسید. ارتقا در طراحی و مهندسی برای این خودروها آن چنان احساس نمی شد و نمی شود، زیرا تاکید بر آن بود که خودمان همه کارها را انجام دهیم، اما امروز می بینیم که با مشارکت شریک های خارجی سایپا توانسته محصولی مشابه با خودروهای اقتصادی بازار کشورهای در حال توسعه را معرفی کند و از سویی در بحث طراحی نسبت به گذشته خود ارتقای چشم گیری داشته است.

گروه مستند اسب بخار

تصاویر رهام: عرفان حمیدی

19 Responses to “حقایقی درباره « رهام »؛ آن چه سایپا گفتنش را دوست ندارد”

  1. رضا گفت:

    در کل ماشین بدی نیست.متاسفانه مردم ما عادت دارند هر چیزی که ایران خودرو و سایپا تولید میکنه رو به سخره میگرند.به نظر من فیس جلو ماشین شبیه ماشین های اوپل و عقب ماشین هم ترکیبی از چراغ سراتو سایپا و پارس تندر هست.رینگ های ماشین هم که از کپچر های ۲۰۱۶ مشکی سقف سفید الهام برداری شده

  2. معراج گفت:

    با نکات مطرح شده در متن کاملا موافقم هیچ ایرادی نداره که سایپا این جزئیات رو با مردم درجریان بزاره مردم هم میبینن که اروپایی ها فقط دنبال غالب کردن محصولاتشون هستن و هرگز تمایلی به سرمایه گذاری مشترک و تولید محصولات مشترک از این دست و بابرند ایرانی ندارن به نظرم سایپا کار درستی کرده و این روزها خودروسازهای نوپا دربحث تولید محصول مستقل همین راهو میرن شاید عده ای دوست داشته باشن با غربی ها اینکارو بکنیم اگر اونا بیان خیلی بهتره ولی دیدشون خیلی محدود و کاسبکارانه است و مشارکت نمیکنن

  3. علی گفت:

    در هر حال از نظر ظاهری حتی فنی روی کاغذ قابل قبوله و از هر ماشین به اصلاح ملی مثل رانا و سمند و دنا و دنا پلاس و تیبا و ساینا و کوییک و … که تا حالا تولید شده کاملا با اختلاف سرتره فقط بحث قیمت میماند که اگر بالا باشه میتونه به عدم موفقیتش منجر بشه

  4. آرمین گفت:

    ماشین خوبی به نظر میاد و ظاهر زیبایی هم داره فقط میمونه بحث قیمتش! از رانا و دنا خیلی بهتر طراحیش کردن، با تشکر از آقای دلاور

  5. علیx76 گفت:

    سلکتور جک جی۵ 😂
    به طراحیش ایراد خاصی نمیتونم بگیرم بجز اون زائده چراغ های عقب که واقعا زائده
    وزنشم ک حسابی زیاد شده و جا داشت موتورش قویتر باشه

  6. مازیار. ع گفت:

    با بیشتر حرف های شما موافقم اما با توجه به گروه های متعدد طراحی، تحقیق و توسعه که در شرکت های مختلف خودروسازی کشور وجود داره انتظار میرفت نقش مدیران و مهندسان ما در این مورد تنها به مدیریت پروژه خلاصه نمیشد و حداقل از تیم های مهندسی مون در طراحی داخلی و خارجی استفاده میشد که چنین پتانسیلی هم در تیم های طراحی مستقل وجود داره اما متاسفانه تمامی موارد برون سپاری شده. نکته دیگه اینکه شخصا در جریان کاليبراسيون موتور sp100 در مگاموتور هستم و باتوجه به خروج بوش به دلیل تحریم ها و اینکه مجبور به جایگزین کردن تامین کننده EMS هستیم رونمایی از این خودرو در این زمان خیلی زود بود

  7. مهرداد گفت:

    اعتراف میکنم من شخصاً فکر میکردم که از پلتفرم سری ۲۰۰ برلیانس استفاده شده باشه …
    بازم یه دروغ دیگه از مسئولان ایرانی!

    و ممنون از شما که چقدر خوب نوشته بودید …

  8. آرش فتحعلی زاده گفت:

    آفرین حسین دلاور عزیز، عالی بود کاملا درست و به حق نوشتی. دوستت داریم.

  9. پوریا گفت:

    فیس لیف خوبیه 🙂

  10. محمد گفت:

    چین خودش از پلتفرم خودروهای دیگه استفاده میکنه , ما اونقدر عقب افتاده ایم که از پلتفرم ماشین چینی استفاده میکنیم , این ماشین کاملا مشخصه که زبان طراحی چینی داره و به دست مهندسان (بومی) چین ساخته شده , اینجا میاد مونتاژ میشه و یه آرم سایپا هم روش میخوره و میدن دست مردم. کیفیت هم که همیشه از اصول کلیدی سایپا بوده و قیمت هم که خدا میدونه چقدره , شماها هم که باید از خودرو تعریف کنین دیگه , شما ها باعث میشین این آشغال هارو با چه قیمت و منتی بفروشن

  11. کولونی تامسون گفت:

    به نظر من بهتر به جای رهام اسم دیگری برای این محصول تازه سایپا انتخاب می شد.
    زیرا در شاهنامه فردوسی رهام هنگامی که با اشکبوس به نبرد پرداخت به کمی جنگ با او از میدان جنگ گریخت و با اسب فرار کرد.
    چرا مسئولین سایپا این نام انتخاب کردند؟؟
    از عوامل اسب بخار من تقاضا دارم دلیل انتخاب این نام مطلع ما مخاطبین را از این موضوع آگاه نمایند.
    اگر به من بود نام رخش را برای آن انتخاب می کردم.

  12. علی گفت:

    همه می دونیم که استفاده از واژه ملی برای استفاده سایپا از رانت دولتی است. اگه راستش رو می گفتن که پلتفورم و پیشرانه و گیربکس این ماشین چینیه دیگه نمیتونستن اعتبارات دولتی رو در این مملکت شعار زده جذب کنند.
    اگه چند وقت دیگه سایپا و ایران خودرو اعلام کردن که ما دانش بنیان هستیم اصلا تعجب نکنید.

  13. مهدی گفت:

    با سلام
    هنوز هم فاصله بین محور های رهام با خودروی چینی مثل ولکس اختلاف است چرا که wheelbase ولکس ۲۶۱۰می باشد اما برای رهام ۲۶۵۰ است . من فکر میکنم سایپا در این خودرو از چند جوین ونچر استفاده کرده . مثلا توقسمت پاور پک از یک شرکت و تو قسمت شاسی و بدنه از شرکت دیگری کمک گرفته .

    • حسین دلاور گفت:

      سلام. دوست عزیز فاصله محوری ارتباط مستقیم به تعریف پلتفرم نداره و تعریف پلتفرم هیچ گاه به معنی شاسی خودرو و اصول غیر قابل تغییر اون نیست. وقتی میگن پلتفرم C30 بر مبنا XP90 تویوتا هست، پارامترهای متغییر ۳۳گانه در نظر گرفته میشه نه فاصله محوری. فاصله محوری از مواردی هست که طبق استانداردهای تعریف شده میتونه ضریب تغییر در پلتفرم داشته باشه. C30 پلتفرم مشابه XP90 رو داره، ولی فاصله محوریش هم از XP90 بیشتره.

  14. پوریا گفت:

    خجالت میکشن بگن بعد ۵۰ سال پلتفرمی رو ک هم کار کردیم مال خودمون نیست به هر حال باید ی جایی شروع کردن هرچند دیر باشه حرکت مثبتی هست ولی دروغ همیشه باعث لنگیدن میشه

  15. محمد گفت:

    نویسنده عزیز، این قدر مطمعن و با نگاه بالا به پایین، نیا بگو پلتفرم این خودرو برلیانس h230 نیست!

    من خودم برلیانس h230 دارم

    شما اون توری مشکی رنگ جلوی ماشین رو مشاهده بفرمایید

    از هر زاویه ما داریم، برلیانس h230 می بینیم

    • حسین دلاور گفت:

      چه دلیل قانع کننده ای 🙂 . متاسفانه بسیاری از افراد جامعه فکر می کنند که منظور از پلتفرم تنها ابعاد و ظاهر و مشخصات خودرو هست. خواهشا قبل از اظهار نظر یک بار تعریف پلتفرم رو توی موتورهای جستجوگر پیدا کنید. پلتفرم به مجموعه از مشخصات و ویژگی های متغییر از پیش تعیین شده میگن که با توجه به مجموعه تولیدی از ۲۱ تا ۳۳ عضو داره و یکی از مصارف اون در صنعت خودروسازی هست. حالا اون اصول رو اگه کسی بتونه از روی چشم تشخیص قطعی بده احتمالا نماینده خدا یا آدم برگزیده هست. چون هیچ موقع با نگاه کردن به یه تیکه پلاستیک و توری و… نمیشه به پلتفرم پی برد. بلکه شما باید حداقل ۵ جز اصلی پلتفرم مربوطه را با اعداد و ارقام و ضریب پیشرفت بشناسید که بتونید تازه حدس بزنید. خواهشا در بحث پلتفرم یکم بیشتر دقت کنید. چیز آسونی نیست، اون قدر هم سخت نیست که با کلی مطالعه نشه یکم درموردش دونست

  16. میثم گفت:

    والا این قیافه اش خیلی تابلوست که چینیه!قشنگ معلومه پشت طراحی چینیا بودن!

تمام حقوق مادی و معنوی مطالب و قالب این سایت نزد اسب بخار محفوظ میباشد و هرگونه کپی برداری از مطالب و یا قالب آن بر اساس قوانین انفورماتیک ایران پیگرد قانونی دارد.