چرا خودرو؟ تحریم یک صنعت یا فشار بر یک ساختار؟

موج خبری تحریمهای جدید آمریکا علیه صنعت خودرو ایران، آنقدر بر نام شرکتها و تبعات فوری این تصمیم متمرکز شد که شاید مهمترین پرسش کمتر دیده شد: چرا خودرو؟ واضحتر اینکه چرا تحریمها علیه این صنعت شدت بسیار بیشتری پیدا کرد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در شرایطی که اقتصاد ایران مجموعهای از صنایع بزرگ و کوچک را در خود دارد، چرا واشنگتن اینبار سراغ ایرانخودرو، سایپا و شبکهای از شرکتهای مرتبط با صنعت خودرو رفته است؟
پاسخ را شاید بیش از آنکه در خود خودرو جستوجو کنیم، باید در جایگاه این صنعت در ساختار اقتصادی و حاکمیتی ایران پیدا کنیم.
خزانهداری آمریکا در دور جدید تحریمها، ایرانخودرو و سایپا را که به گفته این نهاد بیش از ۹۰ درصد بازار خودرو ایران را در اختیار دارند، هدف قرار داده و همزمان شرکتهایی در خارج از ایران را که با زنجیره تأمین خودروسازی ایران ارتباط دارند نیز تحریم کرده است. در توضیح این اقدام نیز صنعت خودرو ایران بهعنوان صنعتی درهمتنیده با حکومت و شبکههای مرتبط با سپاه معرفی شده است.
این ادبیات یک نکته مهم را روشن میکند: مسئله فقط خودرو نیست؛ مسئله ساختاری است که خودرو در ایران به آن گره خورده است.
خودرو فراتر از کارخانه
ایرانخودرو و سایپا سالهاست صرفاً دو کارخانه تولید خودرو نیستند. این دو مجموعه به شبکهای گسترده از قطعهسازان، پیمانکاران، نمایندگیها، شرکتهای خدماتی و نیروی انسانی متصلاند. تصمیمهای آنها بر اشتغال، بازار سرمایه، قیمت خودرو، هزینه خانوار و حتی انتظارات تورمی اثر میگذارد.
اما اهمیت اصلی در جای دیگری است. صنعت خودرو در ایران هیچگاه بهطور کامل از منطق حکمرانی جدا نشده است.
اینجا مسئله فقط دولتی یا خصوصی بودن سهام نیست؛ مسئله کنترل، مدیریت و نفوذ است. ماجرای واگذاری مدیریت ایرانخودرو نمونه روشنی از همین وضعیت است. انتقال مدیریت به بخش خصوصی قرار بود نشانهای از تغییر مسیر باشد، اما مناقشه بر سر نحوه واگذاری، ترکیب سهامداران و مدیریت شرکت همچنان ادامه پیدا کرد.
اگر ایرانخودرو صرفاً یک بنگاه اقتصادی معمولی بود، تغییر مدیریت آن نباید تا این اندازه به موضوعی حساس در سطح حاکمیت تبدیل میشد.
همین تجربه یک واقعیت مهم را برجسته میکند: خصوصی شدن سهام لزوماً به معنای مستقل شدن بنگاه نیست. پرسش اصلی این است که چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی مدیر تعیین میکند و چه میزان از نفوذهای بیرونی از فرآیند تصمیمگیری حذف شده است.
صنعتِ درهمتنیده
از این منظر، خودروسازی ایران طی دههها از یک فعالیت صرفاً صنعتی فاصله گرفته و به بخشی از سازوکار توزیع منابع، اشتغال و نفوذ تبدیل شده است. همین ویژگی، آن را از یک بنگاه خصوصی معمولی متمایز میکند.
عامل مهم دیگر، تماس مستقیم خودرو با جامعه است.
خودرو در ایران یک کالای معمولی نیست. قیمت خودرو، کیفیت، ایمنی، خدمات پس از فروش، قطعه، فاصله قیمت کارخانه و بازار و محدودیت واردات، مستقیماً با زندگی میلیونها نفر ارتباط دارد. به همین دلیل، بحران در صنعت خودرو میتواند بسیار سریعتر از بسیاری از صنایع دیگر به بازار و جامعه منتقل شود.
تشدید تحریمها نیز در چنین شرایطی صرفاً یک مسئله تجاری نیست. محدود شدن مسیر تأمین قطعات، دشوارتر شدن نقلوانتقال پول و افزایش هزینه واردات میتواند به تولید، قیمت تمامشده و در نهایت قیمت مصرفکننده فشار وارد کند.
از منظر تحلیلی، فشار بر صنعتی که چنین تماس مستقیمی با زندگی روزمره مردم دارد، طبیعتاً پیامدهایی فراتر از تراز مالی شرکتها ایجاد میکند.
چرا خودرو، نه یک صنعت دیگر؟
اینجا یک تفاوت مهم میان صنعت خودرو ایران و بسیاری از صنایع دیگر آشکار میشود.
خودروسازی ایران برای اقتصاد جهانی یک صنعت حیاتی و جایگزینناپذیر نیست. اگر تولید ایرانخودرو و سایپا کاهش پیدا کند، زنجیره جهانی خودرو متوقف نمیشود و جهان برای ادامه فعالیت خود به محصولات این دو شرکت وابسته نیست. اما در داخل ایران داستان کاملاً متفاوت است.
صنعتی که برای جهان دارای جایگاه و اهمیت نیست، برای اقتصاد و حکمرانی ایران بسیار حیاتی و مهم است.
همین ویژگی میتواند خودرو را به هدفی جذاب برای تحریم تبدیل کند؛ صنعتی بزرگ و اثرگذار در داخل، اما بدون آنکه تحریم آن هزینهای مشابه هدف قرار دادن یک گلوگاه جهانی برای تحریمکننده ایجاد کند.
تحریم شرکتهای خارجی مرتبط با تأمین قطعات و تجهیزات نیز همین منطق را تکمیل میکند. هدف فقط محدود کردن یک کارخانه نیست؛ محدود کردن شبکهای است که امکان ادامه فعالیت صنعت را فراهم میکند.
مسئله فقط تحریم نیست
واقعیت این است که دلیل سنگینتر شدن فشار بر خودروسازی ایران را باید در همان نقطهای جستوجو کرد که این صنعت را برای ساختار اقتصادی و حکمرانی کشور مهم کرده است: درهمتنیدگی اقتصاد، سیاس





بهنظر این تهدید میتواند یک فرصت شود. وقتی شرکتهای بزرگ جهان که حتی یکدرصد مشکلات داخل ایران را ندارند، با هم متحد میشوند چرا خودروسازها و مونتاژکارهای ایرانی متحد نشوند؟! گروه بهمن و ایرانخودرو گذشته از رابطه مدیران شان میتوانند خودروی مشترک تولید کنند چرا بقیه نتوانند؟! از پلتفرمهای هم استفاده کنند، از موتور مشترک بهره ببرند و …. . فقط کافیست اوضاع را با چشم باز ببینند که دشمن هم تحریم مالی میکند، هم مانع همکاری با خارجیها میشود، هم مانع دسترسی به قطعات میشود، کارخانه را بمباران میکند و کارگران را میکشد.