مسیر نامتناهی گرانی خودرو در جاده تاریک اقتصاد؛ ایران سومین کشور پرتورم جهان

اقتصاد ایران؛ یکی از بزرگترین دارندگان مجموع ذخایر نفت و گاز جهان، جغرافیایی چهارفصل، غنی از منابع طبیعی، برخوردار از موقعیت ژئوپلیتیکی کمنظیر و وارث یکی از قدیمیترین تمدنهای بشری، حالا نه بهعنوان یک عامل مثبت، بلکه بهعنوان یکی از عوامل فرسایش این تمدن چند هزارساله بر سر زبانها افتاده است.
پیشتر در کتابهای اقتصادی، اگر میخواستند مثال بزنند که چگونه سیاستهای اقتصادی یک کشور را نابود کرده است، از چین دوران مائو، ونزوئلا و دیگر اقتصادهای شکستخورده یاد میشد؛ اما چه شد که این کشور غنی نیز به چنین روزی افتاد؟
سیاستهای غلط اقتصادی و رانتمحور باعث شده ایران امروز رتبه سوم تورم جهان را داشته باشد و ریال نیز براساس نرخ اسمی برابری با دلار، به کمارزشترین واحد پول جهان تبدیل شود.
تفکری که ما را در صنعت جهان منزوی کرد، با تب داخلیسازی، کشور را به چین وابستهتر ساخت و حالا چشمانداز آینده بدون روزنهای روشن، از تونلی تاریک عبور میکند.
صنعت و بازار خودرو هم ثمره همین میوه مسموم در کویر اقتصاد ایران است؛ صنعتی که با شعار داخلیسازی از جهان جدا شد، با انحصار رشد کرد و با حمایتهای دولتی، هزینه ناکارآمدی خود را بر دوش مردم گذاشت.
خودروساز داخلی سالها پشت دیوار تعرفه، ممنوعیت واردات و بازار بسته قرار گرفت، اما نه محصولی رقابتی ساخت و نه توانست خود را از قطعات و مواد اولیه خارجی بینیاز کند. نتیجه این شد که خودرو نام داخلی گرفت، اما قیمت آن همچنان با دلار بالا رفت.
وقتی دلار گران میشود، خودروساز از افزایش هزینه قطعه و مواد اولیه میگوید. وقتی دلار برای مدتی آرام میگیرد، هزینههای انباشته، زیان تولید و اصلاح قیمت کارخانه مطرح میشود. در بازار نیز هر افزایش قیمت کارخانه بهانهای برای بالا رفتن قیمت خودروهای صفر و کارکرده میشود. در این زنجیره، همه راهها به گرانی میرسند و تنها کسی که راه فراری ندارد، مصرفکننده است.
واردات نیز نتوانست این انحصار را بشکند. تعرفههای سنگین، محدودیت ارز، تغییر مداوم مقررات و عرضه قطرهچکانی، خودروهای وارداتی را از یک رقیب واقعی برای تولید داخل به کالایی محدود و گران تبدیل کرد. قرار بود واردات به تنظیم بازار کمک کند، اما خود به بخش دیگری از بازار انحصاری خودرو تبدیل شد.
در سوی دیگر، سقوط ریال نیز خودرو را از یک کالای مصرفی به وسیلهای برای فرار از پول ملی تبدیل کرد. مردمی که هر روز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهند، برای حفظ آن به دلار، طلا، سکه، مسکن و خودرو پناه میبرند. به همین دلیل، قیمت خودرویی که باید با گذر زمان کاهش پیدا کند، در این اقتصاد هر روز بالاتر میرود.
خودرو در ایران از دو طرف گران میشود؛ یکبار از سمت صنعتی انحصاری که هزینه ناکارآمدی خود را روی قیمت میگذارد و بار دیگر از سمت اقتصادی تورمی که مردم را برای فرار از ریال به بازار کالا میفرستد. کاهش تولید، محدودیت واردات و فاصله قیمت کارخانه و بازار نیز این حلقه را تنگتر میکنند.
در چنین شرایطی، حتی خودروی کارکرده نیز از قاعده استهلاک پیروی نمیکند. محصولی که یک سال قدیمیتر، فرسودهتر و پرهزینهتر شده، فقط بهدلیل سقوط ارزش پول ملی با قیمت بالاتری فروخته میشود. خریدار نیز نه برای کیفیت بهتر، بلکه برای همان خودرو باید هر سال بخش بزرگتری از درآمد خود را کنار بگذارد.
با وجود این تورم افسارگسیخته، رئیسکل بانک مرکزی از کنترل بازار و تثبیت بازار ارز میگوید؛ بازاری که به قیمت دلار روی تابلوی صرافیها چشم دوخته است و مردمی که برای فرار از ریال به هر دری میزنند.
اما آنچه روشن است، این است که ترمز این لوکوموتیو بریده و اقتصاد بدون لوکوموتیوران در مسیری تاریک حرکت میکند. روزبهروز قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند و خودرو نیز در همین جاده، بیشتر از یک کالای مصرفی فاصله میگیرد.
مسیر گرانی خودرو از جاده اقتصاد ایران جدا نیست. تا زمانی که تورم ادامه دارد، ریال سقوط میکند، تولید در انحصار مانده، واردات محدود است و سیاستگذار همچنان از پذیرش اشتباهات خود فرار میکند، این مسیر پایانی نخواهد داشت.
مسیر نامتناهی گرانی خودرو در جادهای ساخته شده که سالهاست چراغی در آن روشن نشده و ترمز اقتصاد نیز در همان ابتدای راه بریده است.





دیدگاه ها