بازگشت جاده مخصوص به هرمز و اسلامآباد؛ اینبار از مسیر تهران و نیویورک؟

تفاهمنامه اسلامآباد در تابستان امسال خیلی زود به بنبست رسید، اما مسئله اصلی آن همچنان پابرجاست؛ تنگه هرمز. حالا تهران و واشنگتن در نیویورک بار دیگر وارد مسیر گفتوگو شدهاند و نتیجه این مذاکرات، اگر به کاهش تنش و باز شدن مسیر تجارت منجر شود، میتواند خیلی زودتر از سیاست، در ارز، قطعه، تولید و بازار خودرو ایران خود را نشان دهد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، جاده مخصوص شاید هزاران کیلومتر با نیویورک فاصله داشته باشد، اما اقتصاد خودرو ایران فاصله چندانی میان این دو نقطه نمیبیند. وقتی تجارت خارجی، حملونقل دریایی و دسترسی به ارز مختل میشود، اثر آن مستقیماً به زنجیره تأمین خودرو منتقل خواهد شد. به همین دلیل، مذاکرات فعلی را نمیتوان صرفاً یک پرونده دیپلماتیک دانست.
هرمز، گلوگاه جاده مخصوص
در مذاکرات تازه، تنگه هرمز فقط یک موضوع امنیتی نیست؛ برای اقتصاد ایران، یک مسیر حیاتی تجارت است. یک مقام ارشد ایرانی اعلام کرده تهران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر، آمادگی دارد هرمز را ظرف یک هفته بازگشایی کند. همزمان، مذاکرات غیرمستقیم دو طرف در نیویورک ادامه داشته و موضوع بازگشایی هرمز در مرکز گفتوگوها قرار گرفته است.
برای صنعت خودرو، اهمیت هرمز کاملاً ملموس است. قطعه، مواد اولیه و بسیاری از کالاهای مورد نیاز تولید، پیش از رسیدن به خط تولید باید از مسیر تجارت دریایی عبور کنند. بنابراین باز شدن این گلوگاه، در صورت تحقق، ابتدا میتواند ریسک و هزینه حمل را کاهش دهد و امکان حرکت محمولههای متوقفشده را افزایش دهد.
البته نباید از این اتفاق انتظار داشت بلافاصله قیمت خودرو را پایین بیاورد. اثر اقتصادی آن ابتدا باید در حملونقل، تأمین قطعه، موجودی بنادر و سپس تولید ظاهر شود.
اسلامآباد هنوز روی میز است
تفاهمنامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا که با میانجیگری پاکستان شکل گرفت، قرار بود آتشبس را تثبیت کند و یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکره بر سر توافق دائمی ایجاد شود. اما اختلافات بر سر اجرای مفاد توافق، بهخصوص موضوع هرمز، افزایش یافت و دونالد ترامپ در ۸ ژوئیه اعلام کرد این توافق دیگر برقرار نیست.
اهمیت ماجرا برای امروز در این است که هرمز همان گرهای بود که در تفاهمنامه اسلامآباد باز نشد و حالا دوباره در مرکز مذاکرات نیویورک قرار گرفته است. حتی در روزهای اخیر نیز مقامهای ایرانی بر بازگشت به چارچوب اسلامآباد تأکید کردهاند و موضوع بازگشایی هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی تلاشهای دیپلماتیک است.
بنابراین اگر نیویورک قرار باشد تفاوتی با اسلامآباد داشته باشد، این تفاوت باید در اجرای توافق و حل مسائل عملی دیده شود، نه صرفاً در صدور یک بیانیه جدید.
ارز؛ گره دوم جاده مخصوص
حتی باز شدن هرمز بهتنهایی مشکل خودروسازی ایران را حل نمیکند. صنعت خودرو علاوه بر مسیر فیزیکی انتقال کالا، به ارز برای خرید قطعات، مواد اولیه و تجهیزات نیاز دارد.
اگر کاهش تنش به افزایش صادرات نفت، دسترسی بهتر به منابع ارزی و کاهش محدودیتهای تجاری منجر شود، فشار بر زنجیره تأمین خودرو نیز میتواند کمتر شود. اما این اثر خودکار نیست؛ نحوه تخصیص ارز و سیاستهای اقتصادی داخلی تعیین میکند چه میزان از منابع جدید به تولید و واردات قطعه برسد.
به همین دلیل، بازار خودرو ممکن است پیش از آنکه شاهد کاهش قیمت باشد، نشانههایی از کاهش ریسک و بهبود امکان تأمین را تجربه کند.
خودرو منتظر ریزش قیمت نیست
هرگونه گشایش سیاسی الزاماً به معنای سقوط قیمت خودرو نیست. هزینه دستمزد، مواد اولیه، هزینه مالی، مالیات و سیاست قیمتگذاری همچنان وجود دارند.
برای خودروساز، شاید مهمترین اثر مذاکرات این باشد که خودرویی که به دلیل کمبود قطعه یا اختلال در حملونقل تولید نمیشود، دوباره امکان تولید پیدا کند. افزایش تولید و کاهش تعهدات معوق میتواند اثر مهمتری از یک کاهش مقطعی قیمت داشته باشد.
واردات خودرو نیز از همین مسیر تحت تأثیر قرار میگیرد. کاهش ریسک حمل، بیمه و تأمین ارز میتواند شرایط واردات را تغییر دهد، هرچند تعرفهها و سیاستهای داخلی همچنان بخش مهمی از قیمت نهایی را تعیین خواهند کرد.
نیویورک؛ تکرار اسلامآباد یا یک مسیر تازه؟
فعلاً هنوز نمیتوان درباره نتیجه مذاکرات قضاوت قطعی کرد. ترامپ از ادامه گفتوگوها و احتمال دستیابی به توافق سخن گفته، در حالی که ایران نیز شروط خود را برای پایان جنگ، رفع محاصره و بازگشایی هرمز مطرح کرده است.
برای جاده مخصوص اما سؤال اصلی روشن است؛ آیا این بار مذاکرات میتواند مسیر تجارت و حملونقل را باز کند؟
اگر هرمز باز شود، فشار بر حملونقل کاهش پیدا کند و دسترسی به ارز و قطعه بهتر شود، صنعت خودرو میتواند بخشی از فشار فعلی را پشت سر بگذارد. اگر مذاکرات دوباره در همان نقطهای متوقف شود که تفاهمنامه اسلامآباد متوقف شد، بازار خودرو نیز همچنان با همان مسئله قدیمی روبهرو خواهد بود.
اینبار جاده مخصوص چشم به نیویورک دوخته است؛ اما مقصد واقعی آن نه ساختمان سازمان ملل، بلکه هرمز، بنادر، بازار ارز و خطوط تولید است.





اگه قبول دارید آمریکا ابرقدرته که قطعا قبول دارید
پس اینو هم قبول کنید که ابرقدرتها هیچوقت به این راحتیها باج نمیدن
اون مسئولی هم که فکر میکنه با نابودی انرژی هستهای و موشکی و غیره و غیره آمریکا دست برمیداره احمقی بیش نیست
روحانی و ظریف و خاتمی بیسواد که خودشون رو عقل کل این کشور میدونستن چندین بار این راه پر از ذلت رو رفتن و کلی از امکانات و امتیازات کشور رو نابود کردن نتوستن نتیجه بگیرن
اونوقت این آقا که حرف زدنش هم به زوره و خودش باورش نمیشه رئیس جمهور شده میخواد از آمریکا امتیاز بگیره! یا فکر میکنه مردم ایران به این راحتی میذارن همه چی تموم بشه بره.
خلاصه اینکه: شتر در خواب بیند پنبه دانه