درس بیحاصل تحریم خودرو برای محاصره امروز هرمز

تحریم صنعت خودرو باید برای ایران بهمثابه هشداری تاریخی درباره هزینه وابستگی به یک مسیر و یک شریک محدود تلقی میشد؛ اما این هشدار جدی گرفته نشد تا بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد تکمسیره ایران آشکار شود. درس بیحاصل تحریم خودرو برای محاصره امروز هرمز، بار دیگر فقدان آیندهنگری و مدیریت راهبردی در اقتصاد ایران را یادآوری میکند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، امارات متحده عربی سالها پیش دریافت که وابستگی شدید اقتصادش به نفت و تجارت دریایی، این کشور را در برابر تحولات ژئوپلیتیکی آسیبپذیر میکند. تنگه هرمز برای امارات نیز یک مسیر حیاتی بود؛ اما ابوظبی منتظر نماند تا بحران آغاز شود و سپس به دنبال راهحل بگردد.
این کشور از سالها قبل برای کاهش ریسک وابستگی به هرمز برنامهریزی کرد. نتیجه این سیاست، احداث خط لوله حبشان ـ فجیره بود که در سال ۲۰۱۲ به بهرهبرداری رسید. این خط لوله با طول حدود ۴۰۶ کیلومتر و ظرفیت انتقال روزانه ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت، نفت خام میدانهای ابوظبی را به پایانه فجیره در ساحل دریای عمان منتقل میکند.
امارات با این اقدام، تنگه هرمز را از معادلات خود حذف نکرد؛ اما وابستگیاش را به این آبراه کاهش داد. همزمان، فجیره با توسعه مخازن عظیم ذخیرهسازی، پایانههای صادراتی، تأسیسات بارگیری و خدمات بانکرینگ، به یکی از مهمترین مراکز انرژی و تجارت دریایی منطقه تبدیل شد.
نکته مهم اینجاست که امارات در شرایطی چنین سرمایهگذاری بزرگی را انجام داد که نه تحت تحریمهای گسترده قرار داشت و نه درگیر جنگ مستقیم بود. این همان تفاوت میان آیندهنگری و واکنش اضطراری است.
تحریم خودرو؛ هشداری که جدی گرفته نشد
ایران اما سالهاست با تحریمهای مستقیم و غیرمستقیم، محدودیتهای بانکی، فشارهای تجاری و تحریم صنعت خودرو مواجه است. صنعت خودرو بارها نشان داد که وابستگی به یک کشور، یک تأمینکننده، یک مسیر انتقال قطعه یا یک کانال مالی، چگونه میتواند تولید را مختل کند.
تحریم خودرو در واقع یک آزمایش بزرگ برای اقتصاد ایران بود. این تجربه نشان داد زنجیره تأمین شکننده، شرکای محدود و وابستگی به مسیرهای مشخص، در زمان بحران چه هزینه سنگینی ایجاد میکند.
با این حال، پس از سالها هنوز این پرسش پابرجاست: آیا ایران از این تجربه برای ایجاد شبکهای متنوع از مسیرهای واردات و صادرات، شرکای تجاری و زنجیرههای تأمین جایگزین استفاده کرد؟ پاسخ، چندان امیدوارکننده نیست.
از تحریم خودرو تا هرمز؛ همان آسیبپذیری قدیمی
مسئله فقط صنعت خودرو نیست. تجربه این صنعت باید به درسی برای کل اقتصاد ایران تبدیل میشد. هیچ صنعتی نباید به یک کشور، یک مسیر، یک کانال مالی یا چند شریک محدود وابسته بماند.
اما در عمل، در بسیاری از حوزهها همان الگو ادامه یافت. هر بار که یک مسیر مسدود شد، تلاش شد همان مسیر با واسطهای دیگر باز شود؛ نه اینکه مسیرهای متعدد، مستقل و پایدار ایجاد شود.
این تفاوت میان دور زدن تحریم و کاهش آسیبپذیری است. دور زدن تحریم شاید یک بحران مقطعی را مدیریت کند، اما تنوعبخشی به مسیرها و شرکای تجاری، اقتصاد را در برابر بحرانهای بعدی مقاوم میکند.
هرمز؛ آزمون اقتصاد تکبعدی
امروز بحران هرمز نشان میدهد مسئله فقط امنیت یک آبراه نیست؛ بلکه میزان وابستگی اقتصاد ایران به مسیرهای محدود نیز محک میخورد.
وقتی بخش مهمی از تجارت، واردات، صادرات، تأمین مواد اولیه و قطعات به یک مسیر دریایی گره بخورد، هرگونه اختلال در آن میتواند یک بحران امنیتی را به بحرانی اقتصادی تبدیل کند.
در چنین شرایطی، حتی صنعت خودرو که سالها پیش هزینه وابستگی را با تحریم پرداخت کرده بود، دوباره با همان مسئله روبهرو میشود؛ اگر مسیر اصلی مختل شود، مسیر جایگزین کجاست؟
بهرهبرداری امارات از مسیر جایگزین هرمز
البته خط لوله حبشان ـ فجیره همه مشکلات امارات را حل نکرده است. این خط لوله عمدتاً نفت خام را منتقل میکند و بسیاری از پالایشگاهها و تأسیسات گاز این کشور همچنان در سواحل خلیج فارس قرار دارند. بنابراین امارات نیز تنگه هرمز را از معادلات انرژی خود حذف نکرده است.
اما تفاوت در همینجاست؛ امارات تلاش کرد میزان آسیبپذیری خود را کاهش دهد، در حالی که ایران در بسیاری از حوزهها همچنان با همان الگوی قدیمی وابستگی روبهروست.
امارات برای روزی که شاید هرمز با بحران مواجه شود، سالها پیش مسیر دیگری ساخت. ایران اما پس از سالها تحریم صنعت خودرو و تجربه اختلال در زنجیرههای تأمین، هنوز در بخشهایی از اقتصاد خود به یک مسیر، چند شریک محدود و گزینههای جایگزین اندک وابسته است.
محاصره امروز، هزینه غفلت دیروز
اگر امروز بحران یا محاصره هرمز فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد میکند، بخشی از این فشار نتیجه شرایط ژئوپلیتیکی است؛ اما بخش دیگری نیز حاصل سالها غفلت از ایجاد مسیرهای جایگزین و متنوعسازی زنجیرههای تأمین است.
تحریم خودرو سالها پیش هشدار داده بود که وابستگی، حتی اگر در روزهای عادی کمهزینه به نظر برسد، در زمان بحران به نقطه ضعف تبدیل خواهد شد؛ اما این هشدار هرگز به یک راهبرد ملی تبدیل نشد.
امارات تنگه هرمز را حذف نکرد، اما برای روزی که این مسیر با بحران روبهرو شود، گزینهای جایگزین ساخت. ایران اما هنوز در بسیاری از حوزهها به دنبال باز نگه داشتن همان مسیرهایی است که بارها آسیبپذیری خود را نشان دادهاند.
درس تحریم خودرو، اگر همان زمان جدی گرفته میشد، شاید امروز محاصره هرمز چنین هزینهای نداشت. اکنون اقتصاد ایران بار دیگر با همان پرسش قدیمی روبهروست: اگر مسیر اصلی بسته شود، مسیر دوم کجاست؟





دیدگاه ها