بنزین گران؛ میانبری به خودروهای پاک یا خالیتر شدن سفره مردم؟

اگر افزایش قیمت بنزین و کاهش سهمیهها قرار است فقط هزینه بیشتری به خانوارها تحمیل کند، نتیجه چیزی جز خالیتر شدن سفره مردم نخواهد بود؛ اما اگر این سیاست با توسعه خودروهای برقی و هیبریدی، کاهش قیمت این خودروها و ایجاد زیرساخت مناسب همراه شود، میتواند به اهرمی برای تغییر مسیر بازار خودرو و حرکت تدریجی ایران به سمت حملونقل پاک تبدیل شود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، سالها قیمت ناعادلانه و غیرمنطقی سوخت باعث شده مصرف بنزین در تصمیم خرید خودرو اهمیت چندانی نداشته باشد. خریدار عمدتاً به قیمت خودرو، امکانات، ظاهر، خدمات پس از فروش و بازار دستدوم نگاه کرده و هزینه سوخت سهم کوچکی از این معادله داشته است.
اما افزایش قیمت بنزین یا کاهش سهمیه میتواند این معادله را تغییر دهد. وقتی هزینه استفاده از خودروی بنزینی افزایش پیدا کند، مصرف سوخت از یک هزینه فرعی به یکی از مؤلفههای اصلی مالکیت خودرو تبدیل میشود. در چنین شرایطی، خودروهایی که مصرف پایینتری دارند، از جمله هیبریدیها و برقیها، جذابیت بیشتری پیدا میکنند.
بنابراین از منظر اقتصادی، سیاست سوخت میتواند بهصورت غیرمستقیم تقاضا برای خودروهای پاک را افزایش دهد. اما این تنها یک روی سکه است.
برقی یا هیبرید؛ مسئله فقط قیمت بنزین نیست
خودروی تمامبرقی در مصرف انرژی مزیت قابلتوجهی دارد، اما برای گسترش آن نمیتوان فقط به قیمت بنزین نگاه کرد. مسئله اصلی، زیرساخت است.
خودروی برقی به شبکه شارژ قابل اتکا، برق پایدار، تجهیزات مناسب، تعمیرگاههای تخصصی، قطعات و خدمات پس از فروش نیاز دارد.
ایران برای توسعه این زیرساخت حرکتهایی را آغاز کرده و حتی توسعه جایگاههای شارژ در کنار جایگاههای سوخت در دستور کار قرار گرفته است، اما فاصله میان زیرساخت فعلی و شبکهای که بتواند پذیرای تعداد بسیار زیادی خودروی برقی باشد، همچنان جدی است. در این نقطه است که هیبریدیها برای ایران امروز مزیت مهمی پیدا میکنند.
خودروی هیبریدی میتواند مصرف بنزین را به شکل محسوسی کاهش دهد، اما مانند خودروی تمامبرقی برای حرکت روزمره به شبکه گسترده شارژ وابسته نیست. در نتیجه، اگر فردا سهمیه بنزین کاهش پیدا کند، مالک هیبریدی همچنان از مزیت مصرف پایین برخوردار است، بدون آنکه مجبور باشد برای هر سفر نگران پیدا کردن ایستگاه شارژ باشد.
به همین دلیل، هیبریدی میتواند در شرایط فعلی ایران یک پل واقعبینانه میان خودروی بنزینی و خودروی تمامبرقی باشد.
دولت نمیتواند فقط بنزین را گران کند
مشکل از جایی شروع میشود که سیاستگذار تصور کند با گران کردن بنزین، مردم خودبهخود به سراغ خودروهای پاک خواهند رفت. این اتفاق الزاماً رخ نمیدهد.
اگر خودروی برقی و هیبریدی چند برابر درآمد سالانه یک خانوار قیمت داشته باشد، افزایش قیمت بنزین لزوماً امکان خرید آن را ایجاد نمیکند. اگر شبکه شارژ محدود باشد، خرید خودروی تمامبرقی برای بسیاری از خانوارها همچنان با ریسک همراه خواهد بود. اگر قطعه و خدمات پس از فروش به اندازه کافی وجود نداشته باشد، حتی خریدار متمکن نیز ممکن است در انتخاب خود تردید کند.
در چنین شرایطی، بنزین گران میشود اما خودرو ارزانتر نمیشود؛ سهمیه کاهش پیدا میکند اما گزینه جایگزین در دسترس نیست. نتیجه هم روشن است: افزایش هزینه جابهجایی و فشار بیشتر بر خانوار.
خودروهای پاک نباید کالای لوکس شوند
اگر دولت واقعاً میخواهد از سیاست سوخت برای اصلاح الگوی مصرف استفاده کند، باید طرف دیگر معادله را نیز اصلاح کند.
توسعه واردات و تولید خودروهای برقی و هیبریدی، کاهش موانع تجاری، ارائه تسهیلات واقعی خرید، توسعه زیرساخت شارژ، تضمین خدمات پس از فروش و ایجاد بازار دستدوم مطمئن، اجزای همان سیاستی هستند که میتواند افزایش قیمت سوخت را به یک محرک برای تحول خودرویی تبدیل کند.
در غیر این صورت، خودروهای پاک به محصولاتی گرانقیمت برای بخش کوچکی از جامعه تبدیل خواهند شد و اکثریت مردم همچنان مجبور خواهند بود با خودروهای قدیمی و پرمصرف خود ادامه دهند؛ با این تفاوت که هزینه بنزین آنها بیشتر شده است.
بنزین گران؛ فرصت یا تهدید؟
افزایش قیمت بنزین ذاتاً نه راهحل است و نه بحران. نتیجه آن به سیاستهایی بستگی دارد که در کنار آن اجرا میشود.
اگر دولت بنزین را گران کند و فقط به دنبال کاهش مصرف باشد، احتمالاً بخشی از فشار سیاست انرژی مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد. اما اگر همزمان مسیر دسترسی مردم به خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی را هموار کند، همین سیاست میتواند تقاضای بازار را به سمت فناوریهای پاکتر هدایت کند.
ایران حتی مجبور نیست یکشبه از خودروهای بنزینی به خودروهای تمامبرقی بپرد. مسیر واقعبینانهتر میتواند توسعه همزمان خودروهای هیبریدی و برقی باشد؛ با این تفاوت که هیبریدیها در کوتاهمدت میتوانند نقش پل گذار را ایفا کنند و خودروهای تمامبرقی در افق بلندمدت سهم بیشتری از بازار بگیرند.
مسئله اصلی، بنابراین فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله این است که دولت با گرانتر کردن سوخت، چه گزینهای روی میز مصرفکننده میگذارد.
اگر گزینه جایگزین، خودروی پاکِ در دسترس و قابل خرید باشد، بنزین گران میتواند میانبری به سوی تحول حملونقل باشد.
اما اگر گزینه جایگزین وجود نداشته باشد، این میانبر به مقصدی نمیرسد؛ فقط هزینه سفر را بیشتر میکند و سفره مردم را خالیتر.
خودروسازان داخلی؛ یک گزینه نزدیک و قابل اعتماد
در این شرایط، با توجه به چالشهای پیشآمده و افزایش هزینههای نگهداری خودرو، طراحی، توسعه و تولید خودروهای هیبرید بومی میتواند نقشی کلیدی و حیاتی در گسترش خودروهای پاک در سراسر کشور ایفا کند. همچنین خودروهای بومی که با دانش تخصصی داخل کشور تولید میشوند، بهویژه به دلیل هزینه نگهداری و مصرف سوخت بسیار پایین، پتانسیل استقبال گسترده در بازار را دارند و میتوانند سهم قابلتوجهی از بازار را از آن خود کنند.
به نظر میرسد در این راه، خودروسازانی که پیش از این مسیر توسعه خودروهای پاک را در پیش گرفتهاند، نسبت به سایر رقبا نقش مؤثرتری در این حوزه داشته و از مزیت رقابتی بیشتری برخوردار هستند. خودروسازانی که با درک تغییر پارادایم جهانی، خود را برای چنین روزهایی آماده کرده و ابتدای قرن جدید به جمع تولیدکنندگان خودروهای پاک اضافه شدهاند.





دیدگاه ها