محبی نژاد: تأمین ارز فقط با تهاتر ممکن نیست

چندی پیش پیشنهادی به قطعه سازان ارائه شد که از طریق آن بتوانند ارز مورد نیاز خود را تأمین کنند. این پیشنهاد، صادرات مواد معدنی بود که با واکنش های مختلف و بعضاً عجولانه و شتاب زده همراه شد.
حدود دو هفته از این موضوع می گذرد و به نظر می رسد که اکنون زمان کافی برای بررسی ابعاد این پیشنهاد وجود داشته است. به همین دلیل این موضوع را با «آرش محبی نژاد»، دبیر انجمن تخصصی صنایع همگن «نیرو محرکه» و قطعه سازان خودروی کشور، در میان گذاشتیم:
پیشنهاد صادرات برای تأمین ارز به قطعهسازان را چگونه ارزیابی میکنید؟
نظر کارشناسی انجمن همگن قطعه سازی این است که اگر ارز قطعهسازان کلاً از محل تهاتر یا همان بحث صادرات مواد معدنی و اینها تأمین شود، عملی نیست. بحث مخالف و موافق به کنار، اصلاً عملی نیست، به دلیل اینکه بعضی از کشورهای مبدأ واردات اصولًا خریدار این مواد نیستند. بعضاً هم اگر بخواهد از کشوری به کشور دیگری ارز منتقل شود، یعنی این مواد معدنی به یک کشور دیگر فروخته شود و بعد واردات از جای دیگری انجام شود، هزینههای زیادی در بر دارد، به اضافه اینکه همه قطعهسازان اصولاً چنین امکانی ندارند. شاید بعضی از قطعهسازان بزرگ بنا به روابط تجاری و بازرگانی ای که با کشورهای مختلف دارند، این امکان برایشان فراهم شود، کما اینکه تا الان هم این کار را کردهاند. بسیاری از قطعهسازان ما کمک کردند، مس، آلومینیوم و آهن صادر کردند و به جایش کالا آوردند، یعنی طرح تهاتر را اجرا کردهاند. قطعهسازان هم کاملاً مشرف هستند که شرایط مملکت شرایط عادی نیست و مسلماً از همه طرق قانونی ممکن باید مشکل ارزی قطعهسازان حل شود، نه اینکه فقط گزینهای به نام تهاتر بگذارند بلکه باید سبدی از روشهای مختلف باشد تا بتوانیم استفاده کنیم و از آن طریق ارز مورد نیاز را تأمین کنیم که تهاتر یکی از آن اقلام است؛ یا ارز نیمایی و یا ارز حاصل از صادرات، ما به واردات بدون ارز که بخش زیادی از مشکل را به راحتی میتواند حل کند اصرار داریم. اما اینها همه و همه باید در کنار هم باشد تا بتوانیم دست به دست هم بدهیم و مشکل را حل کنیم. بنابراین عملیاتی نیست، امکانپذیر نیست که فقط با ارز حاصل از تهاتر یا واردات در مقابل صادرات مواد معدنی قطعهساز بخواهد مشکلش را حل کند.
یعنی اگر یک سبدی از راهکار باشد، شما این تهاتر را میپذیرید، اما اگر تنها گزینه باشد خیر؟
اصلاً تهاتر وجود دارد، چه ما بپذیریم و چه نپذیریم. این تهاتر برای همه صنایع هست. اکنون خودروسازان دارند استفاده میکنند و بعضاً هم خودروساز و قطعهساز در این زمینه همکاریهایی هم داشتهاند، به عنوان مثال، خودروساز آمده و صادرات مس به چین را تقبل کرده است. آنجا مشتری برایش پیدا کرده، سپس از محل مطالبات حاصل از این صادرات، خودروساز استفاده کرده و ارز موجود را در برخی مقاطع برای واردات مواد مورد نیاز در اختیار قطعهساز قرار داده است. به بیان دیگر، این پیشنهاد مسئله جدیدی نیست و قبلاً هم بوده است.
یعنی همین که قطعه سازان مواد معدنی صادر کنند و ارز آن را بگیرید؟
بله، بعضاً قطعهسازان بزرگ صادر کرده اند و از زنجیره تأمین شان توانستند از این ارز استفاده کنند. این مسئله جدیدی نیست که در رسانهها این قدر به آن پرداخته شده یا درباره آن صحبت می شود. این گزینه وجود داشته و انجام میشده و تا الان هم سابقه دارد، اما چیزی که مشکل ایجاد میکند، این است که فقط بگویند این گزینه و لاغیر. این مورد می تواند یکی از گزینهها در کنار سایر گزینهها باشد.
شاید تأکید بر این امر به دلیل شرایط کشور باشد؟
به هر شکل، در شرایط جنگ اقتصادی، همه کشور باید دست به دست هم بدهیم، کمک کنیم تا مشکل حل شود. ما در انجمن همگن قطعه سازی میگوییم همه گزینهها باید وجود داشته باشد. به بیان ساده تر، یک کیک بزرگی است به نام کسری نقدینگی و کسری ارز؛ ما آمدیم کیک را به تکههای کوچکتری تقسیم کنیم که هر کدام از این تکهها خوردنش کار راحتتری است. آن کیک به آن بزرگی، خوردنش یک جا کار راحتی نیست. آن کیک را به برشهای کوچک تقسیم میکنیم. مثلاً اگر ما برای صنعت قطعهسازی در سال چهار میلیارد دلار ارز نیاز داشته باشد، میگوییم این نیاز بنا به مقتضیات میتواند تقسیمبندی بشود. بخشی از آن ارز حاصل از صادرات مواد معدنی باشد، بخشی از آن ارز نیما باشد، بخشی از آن ارز تأمین شده از سوی صادرکنندگان بخش خصوصی باشد، بخشی از آن گزینه واردات بدون انتقال ارز باشد؛ همه اینها با هم میتواند مشکل را حل کند.
با اشاره به این موارد مشخصاً چه می خواهید بگویید؟
دست ما بخش خصوصی را نبندند. مثل بوکسوری شده که در رینگ بوکس با حریف رقابت میکند، آن وقت کسانی که میخواهند این بوکسور را حمایت و تقویت کنند، خودشان از پشت دستش را میگیرند. وقتی شما یک گزینه روی میز میگذاری، یعنی عملاً یک دست و یک پای این بوکسور را بستهای. بنابراین این بوکسور باید بتواند با تمام توان برود در رینگ به مصاف جنگ اقتصادی و به جنگ با تحریمها. خودمان نباید از داخل برای مبارزه در جنگ اقتصادی گزینههای محدودکننده بگذاریم؛ باید همه گزینهها را حفظ کنیم، همان طوری که تا امروز قطعهسازان توانستند با تحریمها مقابله کنند و تولید هنوز که هنوز است برقرار است، آن موقع میشود انتظار داشت تولید ادامه پیدا کند.
قرار بود از پنجم مرداد ارز نیما مجدد در اختیار قطعهسازان قرار بگیرد، انجام شده؟ اجرایی شده یا فعلاً خیر؟
هنوز که اجرایی نشده، شاید تک و توک اتفاق افتاده است. اما باز ما به صورتی که فقط ارز نیما باشد موافق نیستیم، چون بعضاً امکان انتقال ارز نیمایی به راحتی وجود ندارد. یعنی کشور مبدأ واردات ممکن است به صورت مستقیم از نظام بانکی ایران ارز قبول نکند. آن ارز نیما پروسه اختصاصاش طول میکشد، زنجیره تأمین خودروسازی و پروسه تکوین خودرو پروسهای نیست که بخواهد در آن خلل یا وقفه ایجاد شود. تمام این مسائل، مسائلی است که باید در نظر گرفته شود. اینها همه باید گزینههای روی میز باشد. ما ۱۲۰۰ قطعهساز داریم در ردههای یک، دو و سه که هر کدام در یک فیلد کاری فعالیت میکنند، هر کدام با یک سری کشورها کار میکنند. قطعهسازان مختلف باید بتوانند کارشان را به صورت موردی و اقتضایی پیش ببرند.
ارز دولتی هم که از عید نوروز به این سو در اختیار شما قرار نگرفته است؟
اصلاً وجود ندارد.
پایگاه خبری اسب بخار
علی طجوزی





دیدگاه ها