افزایش قیمت بنزین یک جمله پزشکیان را عملی کرد؛ «حرف می‌زنیم، اما عمل نمی‌کنیم»

مسعود پزشکیان
مسعود پزشکیان

نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان رسید، اما بسیاری از پیش‌شرط‌هایی که پزشکیان برای افزایش قیمت سوخت مطرح کرده بود، هنوز محقق نشده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، از بامداد ۱۷ شهریور نرخ استفاده از کارت جایگاه از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان افزایش پیدا می‌کند. سهمیه ۶۰ لیتری با نرخ ۱۵۰۰ تومان و سهمیه ۵۰ لیتری با نرخ ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر باقی می‌ماند، اما نرخ سوم بنزین در کمتر از یک سال دو برابر شده است.

این یعنی دولت برای افزایش قیمت، تاریخ و ساعت تعیین کرده؛ اما برای اجرای پیش‌شرط‌هایی که رئیس‌جمهور پیش‌تر درباره آن‌ها سخن گفته بود، هنوز خبری از همان سرعت و قاطعیت نیست.

پزشکیان: من بنزین را گران نمی‌کنم

رئیس‌جمهور در انتخابات ۱۴۰۳ قاطعانه گفت: «من بنزین را گران نمی‌کنم.» او در همان مناظرات تأکید کرد دولتش بدون رضایت مردم درباره بنزین تصمیم نخواهد گرفت.

وعده اما فقط ثابت ماندن قیمت نبود. پزشکیان پیش از انتخابات صراحتاً گفته بود اگر قرار است روزی قیمت بنزین افزایش پیدا کند، ابتدا باید خودروهای باکیفیت و کم‌مصرف وارد کشور شوند؛ خودروهایی که در هر ۱۰۰ کیلومتر تنها سه تا چهار لیتر سوخت مصرف می‌کنند.

استدلال رئیس‌جمهور روشن بود: نمی‌شود به مردم خودروی پرمصرف تحمیل کرد و بعد گفت بنزین هم باید گران شود.

حالا اما یک بخش از این معادله اجرا شده است؛ بنزین گران می‌شود، اما خودروی کم‌مصرف و اقتصادی هنوز به انتخابی در دسترس برای بخش بزرگی از مردم تبدیل نشده است.

نرخ اجرا شد، شرط‌ها ماندند

دولت می‌تواند از ناترازی بنزین، رشد مصرف، افزایش هزینه واردات و فشار بر منابع ارزی سخن بگوید. این مشکلات واقعی‌اند و اصلاح الگوی مصرف سوخت نیز یک ضرورت اقتصادی است.

مسئله اینجاست که چه کسی باید هزینه این ناترازی را بپردازد و چرا ساده‌ترین مسیر، باز هم افزایش هزینه مصرف‌کننده است؟

اگر مصرف سوخت بالاست، بخشی از علت آن را باید در کیفیت خودروهای موجود، فرسودگی ناوگان، ضعف حمل‌ونقل عمومی، محدودیت دسترسی به خودروهای کم‌مصرف و کاهش قدرت خرید مردم جست‌وجو کرد.

رئیس‌جمهور پیش از انتخابات نیز به همین مسئله اشاره کرده بود. نمی‌توان خودروی پرمصرف را در بازاری محدود به مردم عرضه کرد، امکان انتخاب خودروهای اقتصادی و کم‌مصرف را کاهش داد و بعد از همان مردم خواست هزینه مصرف بالای سوخت را هم بپردازند.

امروز خودرویی با مصرف سه تا چهار لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برای بخش بزرگی از جامعه نه یک انتخاب عادی، بلکه کالایی دور از دسترس است. واردات همچنان با تعرفه و محدودیت‌های متعدد روبه‌روست و نوسازی ناوگان فرسوده نیز با سرعتی پیش نرفته که بتواند اثر محسوسی بر مصرف سوخت بگذارد.

پس چگونه می‌توان فقط یک ضلع این معادله را اصلاح کرد و انتظار داشت نتیجه آن عادلانه باشد؟

مردم خودروهای پرمصرف را انتخاب نکرده‌اند

بخش بزرگی از مردم خودروهای پرمصرف را از میان گزینه‌های متعدد انتخاب نکرده‌اند؛ بسیاری اساساً انتخاب دیگری نداشته‌اند.

وقتی قدرت خرید خانوار کاهش یافته، خودروهای جدید و کم‌مصرف گران شده‌اند، واردات محدود مانده و محصولات اقتصادی سهم بزرگی از بازار ندارند، طبیعی است میلیون‌ها نفر همچنان با خودروهای قدیمی و پرمصرف تردد کنند.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت بنزین می‌تواند به جای آنکه صرفاً ابزار اصلاح مصرف باشد، به انتقال صورت‌حساب ناکارآمدی سیاست‌گذاری به مردم تبدیل شود.

دولت اگر از مردم انتظار کاهش مصرف دارد، باید ابزار آن را نیز فراهم کند؛ خودروی کم‌مصرف، حمل‌ونقل عمومی کارآمد، نوسازی ناوگان و امکان واقعی انتخاب.

نمی‌توان انتخاب را محدود کرد و بعد مردم را بابت همان انتخاب محدودشده جریمه کرد.

کدام وعده؟

سخنگوی دولت گفته است در جلسات کارشناسی اعداد مختلفی برای نرخ سوم مطرح شده، اما با توجه به وعده رئیس‌جمهور، نرخ ۱۰ هزار تومان انتخاب شده است.

اینجاست که یک سؤال شکل می‌گیرد: کدام وعده؟

آیا منظور وعده تازه‌ای است که نرخ سوم فعلاً روی ۱۰ هزار تومان باقی بماند، یا همان وعده انتخاباتی رئیس‌جمهور که افزایش قیمت بنزین را بدون رضایت مردم و پیش از فراهم‌شدن خودروهای کم‌مصرف قابل دفاع نمی‌دانست؟

اگر منظور همان وعده انتخاباتی است، باید پرسید کدام‌یک از پیش‌شرط‌های آن اجرا شده است؟

بنزین ۱۰ هزار تومان شده، اما خودروی سه تا چهار لیتری هنوز در دسترس اکثریت مردم نیست. میلیون‌ها خودروی فرسوده همچنان در خیابان‌ها تردد می‌کنند، حمل‌ونقل عمومی در بسیاری از شهرها پاسخگوی نیاز واقعی نیست و بازار خودرو نیز هنوز از محصولات اقتصادی و کم‌مصرف فاصله دارد.

آنچه قرار بود آخرین حلقه یک زنجیره اصلاحی باشد، حالا ظاهراً به نخستین و ساده‌ترین حلقه تبدیل شده است: افزایش قیمت.

رئیس‌جمهور علیه وعده‌های خودش

شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این باشد که خود رئیس‌جمهور بهتر از بسیاری از منتقدان درباره فاصله میان حرف و عمل سخن گفته است.

پزشکیان گفته بود: «خیلی حرف می‌زنیم، ولی عمل نمی‌کنیم. چیزی را که نمی‌خواهی عمل کنی، نگو.»

امروز ماجرای بنزین به آزمونی برای همین فاصله تبدیل شده است.

رئیس‌جمهور پیش از انتخابات برای افزایش قیمت بنزین شرط گذاشت؛ از ضرورت ورود خودروهای کم‌مصرف گفت، از رضایت مردم سخن گفت و تأکید کرد نمی‌توان خودروهای پرمصرف را به مردم تحمیل کرد و بعد بنزین را گران کرد.

حالا قیمت افزایش یافته و بخش مهمی از همان شروط همچنان روی زمین مانده است.

ناترازی بنزین واقعی است، رشد مصرف نیز واقعی است و واردات بنزین هزینه دارد؛ اما اصلاح مصرف با افزایش قیمت یکسان نیست. اصلاح واقعی زمانی رخ می‌دهد که در کنار تغییر قیمت، امکان انتخاب خودروی کم‌مصرف، نوسازی ناوگان و استفاده از حمل‌ونقل عمومی نیز برای مردم فراهم شود.

در غیر این صورت، آنچه اجرا شده یک سیاست قیمتی است، نه اصلاح ساختاری مصرف سوخت.

رئیس‌جمهور گفته بود: «چیزی را که نمی‌خواهی عمل کنی، نگو.»

امروز نرخ سوم بنزین ۱۰ هزار تومان شده، اما خودروی کم‌مصرف وعده‌داده‌شده هنوز به شکل گسترده در اختیار مردم قرار نگرفته، ناوگان فرسوده پابرجاست و زیرساخت حمل‌ونقل عمومی نیز متناسب با این تغییر آماده نشده است.

از میان همه آن حرف‌ها، فعلاً یک جمله بیش از بقیه رنگ واقعیت گرفته است:

«خیلی حرف می‌زنیم، ولی عمل نمی‌کنیم.»

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.