خودروسازی ایران بدون ارز نفتی تا کجا دوام میآورد؟

افزایش سطح منازعات منطقهای و پابرجا بودن تحریمها، بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی، شریانهای مالی کشور را اگرچه کاملاً قطع نکرده، اما بهشدت محدود کرده است. در این شرایط اولویتها تغییر میکند. همین وضعیت پرسش نگرانکنندهای را درباره آینده خودروسازی مطرح میکند: خودروسازی ایران بدون ارز نفتی تا کجا دوام میآورد؟ بدون این پشتوانه چند ماه میتواند روی پای خود بایستد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، سالهاست از خودروسازی ملی حرف میزنیم؛ از خودروسازی، از صنعتی که قرار بوده نماد توان تولید داخل باشد، اشتغال ایجاد کند و کشور را از وابستگی بینیاز نگه دارد. اما یک پرسش ساده میتواند بخش مهمی از این تصویر را به چالش بکشد: اگر درآمدهای نفتی ایران برای چند ماه بهشدت کاهش پیدا کند و دسترسی کشور به منابع ارزی محدود شود، خطوط تولید همین صنعت ملی تا چه زمانی روشن میمانند؟
وابستگی شدید به واردات قطعه
پاسخ را نباید فقط در آمار واردات خودرو جستوجو کرد. حتی خودرویی که نام تولید داخل را یدک میکشد، الزاماً محصول یک زنجیره کاملاً داخلی نیست. قطعات الکترونیکی، برخی مجموعههای فنی، مواد اولیه خاص، تجهیزات خطوط تولید، ماشینآلات، قالبها و بخشی از نیاز قطعهسازان همچنان به واردات وابستهاند؛ و واردات نیز بدون ارز ممکن نیست. در واقع اینجاست که نفت، مستقیم یا غیرمستقیم، به خط تولید خودرو میرسد.
چون در اقتصادی که دسترسی آن به منابع ارزی با محدودیتهای مختلف مواجه است، درآمدهای نفتی همچنان یکی از مهمترین پشتوانههای تأمین ارز برای واردات مواد اولیه، قطعات و تجهیزات صنایع به شمار میرود. صنعت خودرو نیز بیرون از این دایره نیست.
خاموشی پلهپله چراغ تولید؟
کافی است جریان ارز محدودتر شود. نخستین نشانه الزاماً خاموششدن کامل کارخانهها نخواهد بود. تولیدکننده ابتدا شروع به مدیریت موجودی میکند؛ واردات برخی قطعات به تأخیر میافتد، قطعهساز برای تأمین مواد اولیه با مشکل مواجه میشود، خودروهای ناقص افزایش پیدا میکنند، تحویل خودرو به تأخیر میافتد و هزینه تأمین بالا میرود. مرحله بعد میتواند کاهش تیراژ و، در نهایت، توقف بخشی از خطوط تولید باشد. این همان نقطهای است که مفهوم «خودروی ملی» نیاز به بازتعریف پیدا میکند.
چه خودرویی ملی است؟
ملیبودن یک خودرو فقط به این نیست که بدنه آن در تهران، تبریز یا مشهد پرس شود و مونتاژ نهایی در کارخانهای ایرانی انجام گیرد. صنعتی واقعاً مقاوم است که با نخستین شوک ارزی، برای تأمین قطعه و ماده اولیه منتظر تصمیم بانک مرکزی، تخصیص ارز یا باز شدن مسیر انتقال پول نماند.
مسئله البته فقط به ایرانخودرو و سایپا محدود نمیشود. بخش قابلتوجهی از صنعت مونتاژ کشور اساساً بر واردات قطعات منفصله و مجموعههای نیمهآماده استوار است. محدودیت شدید ارزی برای این شرکتها احتمالاً حتی زودتر خود را نشان میدهد. واردات خودرو نیز در چنین شرایطی طبیعتاً یکی از نخستین بخشهایی خواهد بود که برای دریافت ارز با محدودیت روبهرو میشود.
مقاومت خودروسازان
بنابراین، اگر روزی درآمدهای نفتی کشور برای یک دوره طولانی مختل شود، سؤال اصلی این نیست که آیا صنعت خودرو آسیب میبیند یا نه. سؤال مهمتر این است که کدام بخش از زنجیره تولید زودتر کم میآورد و ذخیره قطعه، مواد اولیه و تجهیزات کارخانهها برای چند ماه تولید کافی است؟ این عدد باید شفاف و عمومی شود.
خودروسازان باید اعلام کنند چه میزان از تولیدشان واقعاً بدون تأمین خارجی امکان ادامه دارد. قطعهسازان باید مشخص کنند کدام مواد و اجزا همچنان ارزبری دارند و وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز باید توضیح دهد که صنعت خودرو در سناریوی قطع یا افت شدید درآمدهای ارزی کشور، چه برنامهای برای حفظ تولید دارد.
صنعتی وابسته به نفت ملی
اگر پاسخ این باشد که بدون دسترسی مستمر به ارز، تولید خودرو در مدت کوتاهی با اختلال جدی مواجه میشود، باید در استفاده از عبارت صنعت ملی کمی محتاطتر بود.
صنعتی که بیش از نیم قرن از آن حمایت شده، بازار داخلی در اختیارش قرار گرفته، واردات برای حفاظت از آن محدود شده و تعرفههای سنگین به کمکش آمدهاند، امروز باید توان بیشتری برای ایستادن روی پای خود داشته باشد.
اگر هنوز با بستهشدن شیر نفت، نگرانی به خط مونتاژ میرسد، مسئله فقط تحریم یا کمبود ارز نیست؛ مسئله مدلی از خودروسازی است که دههها فرصت داشته مستقلتر شود، اما همچنان بخشی از نفس خود را از همان چاهی میگیرد که اقتصاد ایران نیز به آن وابسته مانده است.
شاید آزمون واقعی خودروسازی ملی همین باشد: درآمد نفتی را از معادله حذف کنید و ببینید خطوط تولید چند ماه روشن میمانند.





دیدگاه ها