بذر مسموم دولت دشت خودرو را سوزاند؛ اما هنوز منتظر معجزه است؟

سالها از صنعت خودرو خواسته شده است محصولاتی ارزان، باکیفیت، صادراتمحور و کممصرف تولید کند و در برابر رقبای جهانی سینه سپر کند، اما کمتر پرسیدهایم سیاستگذار برای بارور شدن این بذر چه زمینی ساخته است. این در حالی است که بذر مسموم دولت دشت خودرو را سوزانده است، اما هنوز از این صنعت انتظار معجزه دارد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، وضعیت این روزهای خودروسازی با بازاری کمرقیب، قواعد ارزی و تجاری متغیر، قیمتگذاری دستوری، مداخله نهادهای متعدد و ارتباطی شکننده با صنعت جهانی، فاصله زیادی با آنچه باید باشد دارد؛ با این حال، قرار بوده از دل همین بستر خودروسازی رقابتی بیرون بیاید.
البته در این میان از عملکرد خودروسازان هم نمیتوان چندان دفاع کرد. با این حال، مسئله را نباید و نمیشود فقط به ضعف مدیریت شرکتها تقلیل داد. مدیری که محصول ضعیف عرضه کرده، هزینه را کنترل نکرده یا از شرایط بازار برای فرار از اصلاح استفاده کرده، باید پاسخگو باشد؛ اما وقتی یک الگوی ناکارآمد طی سالها و میان بازیگران متعدد تکرار میشود، باید قواعدی را هم دید که چنین رفتاری را برای بنگاه کمریسکتر کردهاند.
رضایت به بقا جای تلاش برای رقابت
وقتی ورود رقیب محدود است، تصمیمهای تجاری مدام با سیاستهای دولتی گره میخورد و آینده ارز و تعرفه قابل پیشبینی نیست، بنگاه بهجای برنامهریزی بلندمدت یاد میگیرد چگونه از بحران بعدی عبور کند.
در چنین محیطی، سرمایهگذاری سنگین روی فناوری، صادرات یا محصولی که چند سال بعد به بازده میرسد، پرریسکتر از حفظ وضعیت موجود است. نتیجه را امروز میبینیم؛ صنعتی که بخش بزرگی از انرژیاش بهجای رقابت برای مشتری، صرف سازگار شدن با تصمیم بعدی سیاستگذار میشود. این رفتار مطلوب نیست، اما تصادفی هم نیست.
خودروسازی جهانی بدون جهان ساخته نمیشود
از خودروساز ایرانی انتقال فناوری، پلتفرم جدید و محصول روز خواستهایم، در حالی که، امکان شکلگیری رابطهای صنعتی و پایدار با شرکتهای بزرگ جهانی بارها از بین رفته است.
شریک صنعتی باید بتواند برای پنج یا ده سال آینده روی محصول، قطعه، موتور، بازار مشترک و سرمایهگذاری برنامهریزی کند. وقتی یک قرارداد میتواند با تغییر شرایط سیاسی یا تحریم متوقف شود، خرید قطعه و مونتاژ محصول آماده از شراکت عمیق صنعتی کمریسکتر میشود.
بعد همان نتیجه را بهعنوان عقبماندگی بنگاه سرزنش میکنیم؛ انگار میشود صنعت را از اقتصاد جهانی جدا کرد و همزمان از آن محصول جهانی خواست.
کارخانه زیاد شد، مقیاس اقتصادی فراموش شد
در داخل نیز همیشه منطق صنعتی تعیینکننده نبوده است. ایجاد سایتهای متعدد، پراکندگی ظرفیت و افزایش تعداد بازیگران الزاماً بر پایه تیراژ اقتصادی، بازار محصول و زنجیره تأمین شکل نگرفتهاند.
کارخانه را میتوان افتتاح کرد، اما مقیاس اقتصادی با بریدن روبان ایجاد نمیشود.
بنگاهی که تیراژ کافی ندارد، هزینه ثابت بیشتری روی هر خودرو میگذارد، توان سرمایهگذاری کمتری پیدا میکند و برای توسعه قطعات پیچیده نیز توجیه اقتصادی ضعیفتری دارد. بعد از همین ساختار انتظار داریم محصول ارزانتر شود.
دولت همهجا هست، جز جایی که باید باشد
یکی از ریشههای مشکل، آشفتگی نقش دولت است. دولت همزمان سهامدار، قیمتگذار، تنظیمگر، تخصیصدهنده ارز، تعیینکننده تعرفه و تصمیمگیر واردات بوده، اما در ساختن محیطی باثبات، رقابتی و قابل پیشبینی کارنامه بسیار ضعیفتری دارد.
هر بار هم که نتیجه مطلوب نبوده، نسخه تازهای آمده است؛ تغییر قیمت، تزریق نقدینگی، دستکاری تعرفه، محدودیت واردات یا تخصیص بیشتر ارز. این اقدامات شاید یک شاخص را برای مدتی بهتر کنند، اما بیماری را درمان نمیکنند.
دولت لازم نیست پشت فرمان هر بنگاه بنشیند. باید استاندارد را سختگیرانه اجرا کند، رقابت را حفظ کند، حقوق مصرفکننده را مطالبه کند و قواعدی بسازد که یک شرکت بتواند آینده سرمایهگذاری خود را محاسبه کند.
چیزی که کاشتیم، همین است
افت تولید، صادرات ضعیف، بدهی سنگین و فاصله با صنعت جهانی حادثهای ناگهانی نیستند. اینها محصول ساختاریاند که سالها در آن تصمیمهای کوتاهمدت جای نقشه صنعتی را گرفته و مداخله جای ثبات را پر کرده است. اگر چند دهه سکانداری مستقیم دولت قرار بود خودروسازی ایران را به نقطه امن برساند، باید تا امروز نشانه روشنتری از آن میدیدیم.
سیاستگذار نمیتواند بذر انحصار، بیثباتی و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی را بکارد و روز برداشت از کارخانه فناوری، صادرات و رقابت بخواهد. چیزی که امروز در صنعت خودرو میبینیم، تا حد زیادی همان چیزی است که سالها برایاش کاشتهایم.





دیدگاه ها