شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت ششم)

پیکان
پیکان

بیش از یک قرن از ورود نخستین خودرو به ایران می‌گذرد، اما گویی زمان برای این صنعت درجا زده و این کالسکه آتشین در جاده‌ای از ابهام متوقف شده است. در تمام این سال‌ها، نه نیاز بازار و نه دانش فنی، بلکه تنش‌های سیاسی و عوامل بیرونی فرمان را در دست داشته‌اند؛ روزگاری ملی شدن صنعت نفت بهانه تحریم شد و روزگاری دیگر چالش‌های هسته‌ای. گویی در طالع این صنعت، روزِ خوشِ پایداری نوشته نشده و تنها در مقاطعی کوتاه و گذرا، چون دهه ۴۰ و دو سالِ کوتاه پس از برجام، چرخِ این صنعت برای ایرانیان روان چرخیده است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، با این حال، مروری کوتاه بر تاریخچه صنعت خودروسازی خالی از لطف نیست. قصه‌ای پرغصه که نشان می‌دهد به‌رغم سال‌های تلاش و دوندگی و گذر از یک قرن، مشکلات همان هستند که بودند. با این حال، با بازخوانی این دوران شاید سرانجام راه به رستگاری پیدا شد.

در اولین بخش از تاریخچه صنعت خودرو، در اولین بخش از تاریخچه صنعت خودروسازی ایران، به «ورود اولین خودرو تا پایان قاجار»، در بخش دوم به «معجزه آسفالت و تولید شوفرها»، در سومین بخش «رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ» پرداخته شد، در چهارمین قسمت، دهه ۱۳۲۰، «میراث ویرانی و نخستین طعم تحریم» بازخوانی شد. در بخش پنجم به «دهه ۱۳۳۰ و تولد غول‌ها در سایه مونتاژ» پرداختیم. در ششمین قسمت وارد دهه ۴۰ و شکوه جاده مخصوص و شاهد تولد یک اسطوره خواهیم شد.

شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره

دهه ۱۳۴۰ بدون شک درخشان‌ترین برگ در شناسنامه صنعت خودروی ایران است. در این دهه، استراتژی «جایگزینی واردات» با جدیت دنبال شد و دولت با وضع قوانین حمایتی، مسیر را برای کارآفرینانی چون برادران خیامی هموار کرد. دهه‌ای که صنعت، شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره، ظهور پیکان و آغاز خودباوری را تجربه کرد.

سال ۱۳۴۶ سالی است که تاریخ ایران را به پیش و پس از خود تقسیم می‌کند؛ سالی که نخستین پیکان از خط تولید ایران‌ناسیونال خارج شد. خودرویی که نه فقط یک وسیله نقلیه، بلکه به عضوی از خانواده‌های ایرانی تبدیل شد و نماد مدرنیزاسیون سریع کشور گشت.

چالش‌های دوران جهش صنعتی

با وجود موفقیت‌های چشم‌گیر، این دهه بدون چالش نبود.

چالش نخست، آموزش سریع نیروی انسانی بود. تبدیل کارگران ساده به تکنسین‌های ماهر خط تولید، نیازمند سرمایه‌گذاری عظیمی در بخش آموزش بود.

چالش دوم، ایجاد شبکه قطعه‌سازی بود؛ دولت فشار می‌آورد که عمق ساخت داخل افزایش یابد، اما صنعت ایران هنوز در تولید قطعات پیچیده، مانند موتور و سیستم انتقال قدرت، ناتوان بود.

اولین هسته‌های بازار سیاه خودرو

چالش سوم، مدیریت رشد انفجاری بود. تقاضا برای پیکان چنان بالا رفت که کارخانه همواره از بازار عقب می‌ماند و این موضوع باعث شکل‌گیری اولین هسته‌های بازار سیاه و نوبت‌دهی‌های طولانی شد. همچنین، زیرساخت‌های شهری تهران و شهرهای بزرگ، آمادگی پذیرش این حجم از خودرو را نداشتند و معضل ترافیک و آلودگی هوا، برای اولین بار به عنوان یک بحران شهری، در پایان این دهه خودنمایی کرد. با این حال، برخلاف امروز، این چالش‌ها ناشی از رشد و توسعه بود، نه از تحریم و بن‌بست.

تلاقی ثبات اقتصادی، بخش خصوصی و حمایت دولتی

دهه ۴۰ تنها مقطعی است که در آن ثبات اقتصادی، مدیریت بخش خصوصی کارآمد و حمایت دولتی در یک نقطه به هم رسیدند. در این دهه، قیمت پیکان برای سال‌ها در محدوده ۱۶ تا ۱۸ هزار تومان ثابت ماند، در حالی که، درآمد طبقه متوسط رو به رشد بود. این یعنی خودرو برای اولین‌بار از یک کالای فوق‌لوکس به یک کالای در دسترس تبدیل شد.

در این سال‌ها، ایران نه تنها در بازار داخلی موفق بود، بلکه صادرات به کشورهای همسایه را نیز آغاز کرد. بنادر ایران با ظرفیت کامل فعال بودند و اعتبار بین‌المللی برندهای ایرانی در حال شکل‌گیری بود. اگر بخواهیم در کل تاریخ ۱۰۰ ساله، نقطه‌ای را به عنوان روز خوش انتخاب کنیم، قطعاً اواخر دهه ۴۰ همان نقطه است؛ روزهایی که ایرانیان با افتخار سوار بر خودرویی می‌شدند که نام ایران را بر پیشانی داشت و افق‌های روشنی را نوید می‌داد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.