خودرو یک آرزوی دستنیافتنی/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت هشتم)

بیش از یک قرن از ورود نخستین خودرو به ایران میگذرد، اما گویی زمان برای این صنعت درجا زده و این کالسکه آتشین در جادهای از ابهام متوقف شده است. در تمام این سالها، نه نیاز بازار و نه دانش فنی، بلکه تنشهای سیاسی و عوامل بیرونی فرمان را در دست داشتهاند؛ روزگاری ملی شدن صنعت نفت بهانه تحریم شد و روزگاری دیگر چالشهای هستهای. گویی در طالع این صنعت روزِ خوشِ پایداری نوشته نشده و تنها در مقاطعی کوتاه و گذرا، چون طلایی ۴۰ و دو سالِ کوتاه پس از برجام، چرخِ این صنعت برای ایرانیان روان چرخیده است.
با این حال، مروری کوتاه بر تاریخچه صنعت خودروسازی خالی از لطف نیست. قصهای پرغصه که نشان میدهد، بهرغم سالهای تلاش و دوندگی و گذر از یک قرن، مشکلات همان هستند که بودند. با این حال، با بازخوانی این دوران شاید سرانجام راه به رستگاری پیدا شد.
در اولین بخش از تاریخچه صنعت خودروسازی ایران به «ورود اولین خودرو و چالشهای آن دوران»، در بخش دوم به «معجزه آسفالت و تولید شوفرها»، در سومین بخش «رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ» پرداخته شد. در چهارمین قسمت، دهه ۱۳۲۰، «میراث ویرانی و نخستین طعم تحریم» بازخوانی شد. در بخش پنجم به «دهه ۱۳۳۰ و تولد غولها در سایه مونتاژ»، سپس در بخش ششم به «شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره» و در بخش هفتم «غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی» بررسی شد.
حالا به دهه ۶۰ رسیدهایم؛ زمانی که خودرو یک آرزوی دستنیافتنی میشود.
خودرو؛ یک آرزوی دستنیافتنی
با آغاز دهه ۱۳۶۰، صنعت خودروی ایران وارد تونل تاریکی شد که عبور از آن ده سال به طول انجامید. جنگ تحمیلی تمام منابع ارزی و تمرکز مدیریتی کشور را به خود اختصاص داده بود. کارخانههای عظیمی که در دهههای قبلی برای تولید صدها هزار خودرو طراحی شده بودند، حالا یا تغییر کاربری داده و قطعات نظامی و سنگر میساختند، یا با حداقل ظرفیت کار میکردند. در این دهه، خودرو از یک کالای مصرفی با دوام، به یک سرمایه ملی و ابزاری برای حفظ ارزش پول تبدیل شد؛ نطفهای که میراث تلخ آن، یعنی نگاه سرمایهای به خودرو، هنوز هم در کالبد این بازار باقی مانده است.
چالشهای دوران اقتصاد جنگی
چالش نخست، بحران ارزی و قطع همکاریهای بینالمللی بود. با خروج شرکای خارجی و محدودیت شدید ارز برای تخصیص به صنایع غیرنظامی، تأمین قطعات کلیدی مانند موتور عملاً غیرممکن شد. قرارداد ایرانخودرو با تالبوت انگلستان برای تأمین قوای محرکه پیکان به دلیل مشکلات مالی و سیاسی با بنبستهای مکرر روبهرو شد.
چالش دوم، فرسودگی ماشینآلات بود؛ در حالی که دنیا در حال تجربه انقلاب رباتیک در خودروسازی بود، دستگاههای موجود در جاده مخصوص به دلیل نبود قطعات یدکی و عدم بازسازی، بهشدت مستهلک شدند.
چالش سوم، توزیع قطرهچکانی و رانت بود. به دلیل تولید بسیار اندک، دولت سیستم قرعهکشی و واگذاری خودرو به تعاونیها یا افراد خاص را معرفی کرد. شکاف قیمتی فاحشی میان قیمت کارخانه و بازار آزاد شکل گرفت که باعث شد دلالان برای اولین بار نبض بازار را به دست بگیرند.
در این دوران، اگر کسی خودرویی داشت، به جای رانندگی، آن را در پارکینگ زیر چادر نگه میداشت، چرا که دسترسی به لاستیک، روغن موتور و حتا بنزین به دلیل سهمیهبندی شدید، یک چالش روزمره بود.
دوران خاکستری صنعت
این دهه دوران خاکستری صنعت بود. جاده مخصوص که روزی نماد مدرنیته بود، به مجموعهای از سالنهای نیمهتاریک و انبار قطعات ناقص تبدیل شد. بازار خودرو در این سالها نهتنها در محاصره، بلکه در وضعیتی نیمهتعطیل بود. چیزی به نام حق انتخاب برای مشتری وجود نداشت و پیکان، همان اندک تولیدش هم به لحاظ کیفی به پایینترین سطح ممکن رسیده بود.
این دهه آموخت که چگونه یک صنعت پویا میتواند در اثر انزوای بینالمللی و فشارهای ناشی از جنگ، تا مرز نابودی پیش برود. اگرچه در انتهای دهه (سال ۱۳۶۸ به بعد) با پذیرش قطعنامه و آغاز دوران بازسازی، جرقههای امید دوباره زده شد، اما زخمهای دهه ۶۰ چنان عمیق بود که سالها طول کشید تا صنعت خودرو دوباره بتواند روی پاهای خود بایستد.
روز خوشی در کار نبود؛ فقط مقاومت بود و انتظار برای پایان آژیر قرمز.





دیدگاه ها