رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت سوم)

بیش از یک قرن از ورود نخستین خودرو به ایران میگذرد، اما گویی زمان برای این صنعت درجا زده و این کالسکه آتشین در جادهای از ابهام متوقف شده است. در تمام این سالها، نه نیاز بازار و نه دانش فنی، بلکه تنشهای سیاسی و عوامل بیرونی فرمان را در دست داشتهاند؛ روزگاری ملی شدن صنعت نفت بهانه تحریم شد و روزگاری دیگر چالشهای هستهای. گویی در طالع این صنعت روزِ خوشِ پایداری نوشته نشده و تنها در مقاطعی کوتاه و گذرا، چون دهه ۴۰ و دو سالِ کوتاه پس از برجام، چرخِ این صنعت برای ایرانیان روان چرخیده است.
با این حال مروری کوتاه بر تاریخچه صنعت خودروسازی خالی از لطف نیست. قصهای پرغصه که نشان میدهد بهرغم سالها تلاش و دوندگی و گذر از یک قرن مشکلات همان هستند که بودند. با این حال، با بازخوانی این دوران شاید سرانجام راه به رستگاری پیدا شد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در نخستین بخش از تاریخچه صنعت خودروسازی ایران به ورود اولین خودرو و چالشهای آن دوران پرداخته شد. در بخش دوم به معجزه آسفالت و تولید شوفرها پرداختیم. در سومین بخش، «رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ»، که به دهه ۱۳۰۰ مربوط است، بازخوانی میشود.
بیشتر بخوانید:
از ورود اولین خودرو تا پایان قاجار/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت اول)
معجزه آسفالت و تولد شوفرها/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت دوم)
با ورود به دهه ۱۳۱۰ و عبور از شیرینی اولیه اتومبیلسواری و آشنایی با تحولات توسعهمحور جهانی، ایران تصمیم به تغییر گفت، اما رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ چندان راه به جایی نبردند. وقتی آچارها زیر پوتینها ماندند، جایی برای توسعه باقی نماند.
دهه ۱۳۱۰ برای تاریخ ایران، دهه نخستینها بود. در این سالها، دولت وقت با نگاهی ملیگرایانه تلاش کرد ایران را از یک کشور کشاورزی-سنتی به یک قدرت صنعتی تبدیل کند. خودرو در این میان، دیگر صرفاً یک وسیله جابهجایی نبود، بلکه نماد اقتدار و پیشرفت محسوب میشد. در این دهه بود که زمزمههای ساختن بهجای خریدن شنیده شد و اولین گامهای جدی برای ایجاد صنایع زیربنایی برداشته شد، اما سرنوشت، نقشهای دیگر برای این صنعت نوپا کشیده بود.
چالشهای دوران گذار و اشغال
بزرگترین چالش این دهه، تأمین تکنولوژی در میانه رقابتهای قدرتهای جهانی بود. ایران تلاش میکرد با تنوع بخشیدن به واردات از کشورهای مختلف، نظیر آلمان، آمریکا و انگلیس، وابستگی خود را مدیریت کند. در همین سالها بود که اولین تعمیرگاههای مرکزی و هنرستانهای فنی برای آموزش مکانیکهای ایرانی شکل گرفت. چالش دوم و ویرانگر، کمبود شدید سوخت و قطعات با شروع جنگ جهانی دوم (۹ شهریور ۱۳۱۸ تا ۱۰ شهریور ۱۳۲۴ خورشیدی) بود. با اینکه ایران اعلام بیطرفی کرده بود، اما شریانهای تجاری در دریاها عملاً بسته شدند.
اولین تجربه تلخ ایران از محاصره
با اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰، صنعت خودروی نیمبند ایران بهکلی فلج شد. تمام منابع سوختی و ناوگان حملونقل جادهای به خدمت ارتشهای اشغالگر درآمد. خودروهای شخصی بهدلیل نبود لاستیک و بنزین در پارکینگها ماندند و بسیاری از مردم برای حرکت دادن خودروهایشان به سیستمهای گازسوز زغالی روی آوردند. این اولین تجربه تلخ ایران از محاصره و قطع زنجیره تأمین بود؛ تجربهای که شباهت عجیبی به بحرانهای امروز ما در آبهای آزاد دارد.
نیمه اول این دهه (۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵) را میتوان یکی از روزهای خوشِ کوتاه نامید. جادهها ساخته میشدند، نظم و انضباط ترافیکی شکل گرفته بود و واردات خودرو بهشکلی هدفمند برای نوسازی ناوگان دولتی و عمومی انجام میشد. اما نیمه دوم دهه، یک فاجعه تمامعیار بود. جنگ ثابت کرد که وقتی صنعت ریشه در خاک نداشته باشد، با اولین توفان جهانی فرو میریزد.
در پایان این دهه، بازار خودرو نه تنها خاکستر نشد، بلکه بهشدت نظامی شد. خودروی شخصی به یک کالای دستنیافتنی بدل گشت و صنعت نوپا، پیش از آنکه بتواند اولین قطعه ایرانی را تولید کند، زیر پوتینهای جنگ جهانی له شد. این دهه به ما آموخت که امنیت مسیرهای تجاری بهاندازه خود کالا اهمیت دارد؛ درسی که بهنظر میرسد هنوز هم در حال مرور آن هستیم.



خداروشکر اون خدابیامرز در زمینه سیاست خارجی توصیه های پخته و خردمندانه شمارو اجرا نکرد وگرنه همین زیرساختی که برامون مونده هم نداشتیم .
مسئولان خدوم😅😔
روحش شاد ، خودش رو فدا کرد تا ایرانی که از نابودی نجات داده بود و با زحمت ساخته بود را حفظ کنه ، همه بدنامی ها رو بجون خرید و ایران رو نجات داد الان که اوضاع رو میبینم به عظمت وجودی و روح بزرک و اراده قویش درود میفرستم داشتن همچین مردی در ایران افتخار بزرگی برای ایران و مردمش بود و هست ، اون خودش رو فدای حفظ ایران کرد حیف که نشد کارش رو کامل کنه.
متاسفم برای دیدگاه شما که فقط تحت تاثیر تبلیغاته. بسیاری از مشکلات فعلی کشور نتیجه بی منطقی، بی عقلی و خودکامگی آن دوران نکبت بار است. پدر بی سواد و خونخوار پسر هم عیاش و مفت خور. در زمینه سیاست خارجی هم اگر حکومت وقت در کنار کشور های عرب منطقه جلوی تشکیل نطفه حرام صهیون را گرفته بود الان درگیر چنین مشکلات و کشتارهایی چه در منطقه و چه در کشور نبودیم.
به هر حال ۴۷ سال تلاش مسئولان خدوم تا حدی با آن حماقت ها مقابله کرده ولی نباید انتظار داشت بتواند تمام اشتباهات آنها را جبران کند.
😳😁😁😁