غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی/ تاریخچه صنعت خودروی ایران (قسمت هفتم)

بیش از یک قرن از ورود نخستین خودرو به ایران میگذرد، اما گویی زمان برای این صنعت درجا زده و این کالسکه آتشین در جادهای از ابهام متوقف شده است. در تمام این سالها، نه نیاز بازار و نه دانش فنی، بلکه تنشهای سیاسی و عوامل بیرونی فرمان را در دست داشتهاند؛ روزگاری ملی شدن صنعت نفت بهانه تحریم شد و روزگاری دیگر چالشهای هستهای. گویی در طالع این صنعت روزِ خوشِ پایداری نوشته نشده و تنها در مقاطعی کوتاه و گذرا، چون دهه ۴۰ و دو سالِ کوتاه پس از برجام، چرخِ این صنعت برای ایرانیان روان چرخیده است.
با این حال، مروری کوتاه بر تاریخچه صنعت خودروسازی خالی از لطف نیست. قصهای پرغصه که نشان میدهد، بهرغم سالهای تلاش و دوندگی و گذر از یک قرن، مشکلات همان هستند که بودند. با این حال، با بازخوانی این دوران شاید سرانجام راه به رستگاری پیدا شد.
در اولین بخش از تاریخچه صنعت خودروسازی ایران به «ورود اولین خودرو و چالشهای آن دوران»، در بخش دوم به «معجزه آسفالت و تولید شوفرها»، در سومین بخش «رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ» پرداخته شد. در چهارمین قسمت، دهه ۱۳۲۰، «میراث ویرانی و نخستین طعم تحریم» بازخوانی شد. در بخش پنجم به «دهه ۱۳۳۰ و تولد غولها در سایه مونتاژ» و در بخش ششم «شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره» پرداخته شد. حالا در نیمه راه و بخش هفتم به «غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی» میرسیم.
غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی
دهه ۱۳۵۰ را پس از شکوه عِرق ملی باید به دو بخش تقسیم کرد. بخش نخست، بازار شاهد غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی میشود و بخش دوم به انقلاب و آغاز جنگ منتهی میشود. خودروسازی در این دهه، از مونتاژ کادیلاک تا توقف در جنگ، همه را به چشم خود میبیند.
دهه ۱۳۵۰ با یک شوک بزرگ آغاز شد: چهار برابر شدن قیمت نفت. این اتفاق، سیل عظیمی از ارز را به اقتصاد ایران سرازیر کرد. صنعت خودرو که در دهه قبل مسیر عمقبخشی به تولید را طی میکرد، ناگهان تحت تأثیر این ثروت بادآورده به سمت لوکسگرایی و افزایش جنونآمیز واردات سوق داده شد. در این دهه، ایران شاهد حضور برندهای تراز اول جهانی بود؛ از تأسیس جنرال موتورز ایران و تولید کادیلاک سویل بهعنوان مدرنترین خودروی وقت جهان در ایران تا قراردادهای بزرگ با پژو و بنز. اما این شکوه ظاهری، بر روی گسلهای عمیق اجتماعی و سیاسی بنا شده بود.
چالشهای دوران وفور و تلاطم
بزرگترین چالش نیمه اول این دهه، تورم ناشی از نقدینگی و بندرگاههای اشباعشده بود. به دلیل حجم عظیم واردات، بنادر ایران با ترافیک بیسابقهای روبهرو شدند و قطعات خودرو ماهها در کشتیها منتظر تخلیه میماندند؛ وضعیتی که شباهت عجیبی به گرههای لجستیکی امروز ما در آبهای آزاد دارد. چالش دوم، فرار مغزها و سرمایهگذاران در اواخر دهه بود. با جدی شدن جریانات انقلاب در سال ۱۳۵۷، خطوط تولید با اعتصابات گسترده روبهرو شدند.
انقلاب و تغییر ساختار مالکیت
پس از انقلاب، چالش بزرگتری رخ داد: تغییر ساختار مالکیت. کارخانههای بزرگی مانند ایرانناسیونال (به ایرانخودرو تغییر نام یافت) و سایپا ملی شدند و مدیریت آنها از بخش خصوصی به دولت منتقل شد. با آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹، اولویت صنعت از تولید خودروی سواری به سمت تولیدات نظامی و پشتیبانی تغییر کرد. کمبود ارز که پیشتر معنایی نداشت، ناگهان به دلیل کاهش صادرات نفت و هزینههای جنگ، به گلوی صنعت خودرو فشار آورد.
رؤیایی یا یک خطر بزرگ؟
نیمه اول این دهه برای خریداران، دوران رؤیایی بود؛ تنوع خودروها بینظیر بود و خرید مدرنترین خودروهای آمریکایی و اروپایی برای قشر مرفه و حتا متوسطِ رو به بالا ممکن شده بود، اما از نگاه استراتژیک، این دوران یک خطر بزرگ بود، چراکه صنعت خودرو به جای ریشهدار شدن، بهشدت وابسته به مونتاژ و واردات قطعات لوکس شد.
در پایان این دهه، بازار خودرو به معنای واقعی خاکستر شد. جنگ و تحریمهای اولیه، زنجیره تأمین را قطع کردند. تولید پیکان به حداقل رسید و خودرو به یک کالای سهمیهبندیشده و نایاب تبدیل شد. اگر دهه ۴۰ دهه تولید بود، دهه ۵۰ دهه مصرفگرایی بیحد و سپس سقوط ناگهانی بود. روزهای خوشِ مصرفی در نیمه دهه، جای خود را به صفهای طولانی تایر و بنزین در انتهای دهه دادند؛ آتشی که سیاست افروخته بود، خرمن صنعت را در بر گرفت.





دیدگاه ها