ترامپ، چین و آینده خودروسازی ایران؛ فرصت یا وابستگی تازه؟

دونالد ترامپ
دونالد ترامپ

تصمیم تازه ترامپ برای کاهش فشارهای مقرراتی بر صنعت خودروی آمریکا و فاصله گرفتن از سیاست‌های تشویقی خودروهای برقی، در ظاهر تصمیمی مربوط به بازار داخلی ایالات متحده است؛ اما پیامدهای آن می‌تواند بسیار فراتر از مرزهای آمریکا باشد. این تغییر سیاست، در کنار شتاب صنعت خودروی چین در خودروهای برقی و فناوری‌های مرتبط، معادلات صنعت خودرو را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند؛ مرحله‌ای که برای ایران هم تهدید دارد و هم فرصت.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ترامپ تلاش می‌کند با کاهش هزینه‌های مقرراتی، به خودروسازان آمریکایی امکان بیشتری برای ادامه تولید خودروهای بنزینی و هیبریدی بدهد. استدلال اصلی دولت او این است که مقررات سخت‌گیرانه‌تر، هزینه تولید خودرو را افزایش داده و انتخاب مصرف‌کننده را محدود کرده است. اما کاهش سرعت برقی‌سازی در آمریکا الزاماً به معنای توقف روند جهانی نیست.

در سوی دیگر، چین طی سال‌های اخیر بخش مهمی از مزیت رقابتی خود را در زنجیره خودروهای برقی ایجاد کرده است؛ از تولید باتری و مواد اولیه گرفته تا موتورهای الکتریکی، الکترونیک قدرت و خودروهای کامل. بنابراین اگر بازار آمریکا برای خودروهای برقی چینی محدود باقی بماند، طبیعی است که خودروسازان چینی برای توسعه بازارهای دیگر انگیزه بیشتری پیدا کنند؛ از اروپا و آسیای جنوب‌شرقی گرفته تا خاورمیانه، آمریکای لاتین و آفریقا.

این وضعیت برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران هم بازار بزرگ و تقاضای انباشته‌شده خودرو دارد و هم به دلیل روابط اقتصادی با چین، در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند مقصد بخشی از سرمایه‌گذاری و صادرات خودروسازان چینی باشد. بنابراین احتمال افزایش حضور خودروها و فناوری‌های چینی در بازار ایران را نمی‌توان نادیده گرفت.

در این شرایط، مسئله اصلی این نیست که آیا خودروهای چینی بیشتری وارد ایران خواهند شد یا نه. مهم‌تر این است که ایران از این موج صنعتی چه چیزی به دست می‌آورد؟

اگر همکاری با چین صرفاً به واردات خودرو یا مونتاژ قطعات منفصل محدود شود، نتیجه می‌تواند افزایش وابستگی و تضعیف تدریجی توان طراحی و مهندسی داخلی باشد. در چنین مدلی، ارزش افزوده اصلی در خارج از ایران ایجاد می‌شود و صنعت داخلی بیشتر نقش مونتاژکار خواهد داشت.

اما سناریوی دیگری هم وجود دارد. ایران می‌تواند از رقابت فزاینده خودروسازان چینی برای جذب بازارهای جدید استفاده کند و همکاری‌ها را به سمت انتقال فناوری، توسعه قطعه‌سازی، تولید موتور و قوای محرکه، فناوری باتری، نرم‌افزار و حتی ایجاد مراکز طراحی و مهندسی سوق دهد. در این صورت، حضور چین می‌تواند از یک تهدید رقابتی به یک اهرم صنعتی تبدیل شود.

در این میان، نباید مسئله را صرفاً به انتخاب میان خودروی بنزینی و برقی تقلیل داد. شرایط ایران با آمریکا، چین یا اروپا یکسان نیست. قیمت انرژی، زیرساخت شارژ، وضعیت شبکه برق، قدرت خرید مصرف‌کننده و ساختار فعلی صنعت خودرو، همگی باید در تصمیم‌گیری لحاظ شوند.

شاید در کوتاه‌مدت، توسعه خودروهای کم‌مصرف و هیبریدی در کنار حرکت تدریجی به سمت خودروهای برقی، برای ایران عملی‌تر از یک گذار ناگهانی باشد.

از سوی دیگر، سیاست جدید آمریکا می‌تواند عمر طولانی‌تری به موتورهای احتراق داخلی در بخشی از بازار جهانی بدهد، اما این موضوع نباید باعث شود ایران از تحولات فناوری عقب بماند. صنعت خودرو در حال تغییر است و حتی اگر سرعت برقی‌سازی در آمریکا کاهش پیدا کند، رقابت جهانی در زمینه باتری، نرم‌افزار، خودروهای هوشمند و قوای محرکه برقی ادامه خواهد داشت.

در نهایت، تصمیم ترامپ را نباید صرفاً یک عقب‌نشینی از خودروهای برقی دانست؛ این تصمیم بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر آینده صنعت خودرو و زنجیره تأمین جهانی است. چین در یک سوی این رقابت، آمریکا در سوی دیگر و کشورهای مختلف در تلاش‌اند جایگاه خود را در این زنجیره حفظ یا تقویت کنند.

برای ایران اما مسئله اصلی انتخاب میان آمریکا و چین نیست. مسئله این است که آیا می‌تواند از رقابت میان قدرت‌های بزرگ برای ساختن ظرفیت صنعتی خودش استفاده کند یا صرفاً به بازار مصرف محصولات دیگران تبدیل خواهد شد. این موضوع بیش از آنکه به نوع خودرو وابسته باشد، به کیفیت سیاست‌گذاری، نحوه همکاری با شرکای خارجی و میزان انتقال واقعی فناوری به داخل کشور بستگی دارد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.