بازار خودرو؛ آینه فقیرتر شدن مردم

با توجه به افزایش قیمت و کاهش شدید قدرت خرید مردم، با قاطعیت میتوان گفت که بازار خودرو دیگر فقط محل خرید و فروش خودرو نیست، بلکه به آینهای تبدیل شده است که تغییر وضعیت اقتصادی خانوار ایرانی را بیپرده نشان میدهد. به بیان ساده، بازار خودرو آینه فقیرتر شدن مردم شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، هرچه قیمت خودرو بالاتر میرود، بخش بزرگتری از مردم نهتنها از خرید خودروی جدید، بلکه از تعویض خودروی فعلی نیز عقب مینشینند. مسئله فقط گرانشدن خودرو نیست؛ مسئله این است که درآمد مردم دیگر با قیمت خودرو حرکت نمیکند.
خودرو گرانتر، مردم فقیرتر
در یک اقتصاد سالم، افزایش قیمت یک کالا لزوماً به معنای فقیرتر شدن مصرفکننده نیست. درآمد، پسانداز و قدرت خرید نیز باید متناسب با آن رشد کند. اما در بازار خودرو ایران، فاصله میان این دو بهشدت بزرگ شده است.
خودرو طی سالهای گذشته از یک کالای مصرفی به داراییای گرانقیمت تبدیل شده، در حالی که بخش قابلتوجهی از درآمد خانوار چنین رشدی را تجربه نکرده است. نتیجه روشن است: قیمت خودرو بالا رفته، اما توان خرید مردم پایین آمده است.
به همین دلیل، نباید فقط به تعداد خودروهای معاملهشده نگاه کرد. باید پرسید چه تعداد از مردم اساساً از بازار حذف شدهاند؛ چند خانوار خرید خودرو را به تعویق انداختهاند و چند نفر به جای تعویض خودرو، تصمیم گرفتهاند همان خودروی قدیمی را بیشتر نگه دارند. این بخش پنهان بازار است.
رکود فقط کمبود مشتری نیست
وقتی مشتری برای خرید خودروی جدید پول کافی ندارد، بازار الزاماً با کاهش قیمت واکنش نشان نمیدهد. ممکن است قیمت بالا بماند، اما معاملات کاهش پیدا کند.
این همان تناقضی است که بازار خودرو ایران با آن مواجه است: بازاری که از یک سو خودروهایش گران شدهاند و از سوی دیگر، بخشی از مصرفکنندگانش دیگر توان خرید ندارند.
در چنین شرایطی، رکود بازار را نمیتوان فقط به رفتار دلالان، انتظار برای کاهش قیمت، اخبار سیاسی یا نوسان ارز نسبت داد. این عوامل مؤثرند، اما در لایه عمیقتر، مسئله به قدرت خرید برمیگردد.
وقتی درآمد خانوار از قیمت خودرو عقب میماند، تقاضا ابتدا کوچک میشود، سپس به خودروهای ارزانتر مهاجرت میکند و در نهایت بخشی از آن اساساً از بازار خارج میشود.
خودروی دستدوم، روایت دیگری دارد
رشد اهمیت خودروهای کارکرده نیز از همین منظر قابل بررسی است. خودروی دستدوم فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ برای بخشی از جامعه به تنها انتخاب ممکن تبدیل شده است.
خانواری که زمانی میتوانست خودروی صفر کیلومتر بخرد، امروز ممکن است به سراغ خودروی چندسالکارکرده برود. کسی که قبلاً هر چند سال خودرویش را عوض میکرد، ممکن است مدت بیشتری آن را نگه دارد. و کسی که زمانی میان چند مدل حق انتخاب داشت، امروز ممکن است فقط به دنبال گزینهای باشد که با بودجهاش جور دربیاید.
این تغییر رفتار، از هزار گزارش درباره کاهش قدرت خرید گویاتر است.
طبقه متوسط چه شد؟
مهمترین قربانی این وضعیت، لزوماً فقیرترین بخش جامعه نیست؛ طبقه متوسط است.
خودرو برای این طبقه زمانی یکی از نمادهای ارتقای سطح زندگی بود. افزایش درآمد به معنای امکان خرید خودروی بهتر و تعویض خودرو با مدل جدیدتر بود. اما وقتی تورم از رشد درآمد جلو میزند، خودرو بهتدریج از «کالای ارتقایی» به «داراییای برای حفظ ارزش پول» تبدیل میشود.
در این وضعیت، مردم دیگر الزاماً نمیپرسند «چه خودرویی دوست دارم؟»؛ میپرسند با پولی که دارم چه خودرویی میتوانم بخرم؟ این دو سؤال، فاصله بزرگی با یکدیگر دارند.
سیاستگذار چه میبیند؟
مسئله مهمتر این است که سیاستگذار ممکن است افزایش ارزش ریالی معاملات یا رشد قیمت خودرو را با بزرگتر شدن بازار اشتباه بگیرد.
بازاری که خودرو در آن گرانتر شده، اما تعداد بیشتری از مردم توان خرید ندارند، الزاماً بازار قدرتمندتری نیست. ممکن است ارزش اسمی داراییها افزایش یافته باشد، اما بازار واقعی کوچکتر شده باشد.
اینجاست که سیاستهای قیمتی، تعرفهای، ارزی و وارداتی باید با یک سؤال ساده سنجیده شوند: این سیاستها در نهایت قدرت انتخاب مصرفکننده را بیشتر کردهاند یا کمتر؟
آینه را نباید شکست
بازار خودرو امروز یک پیام روشن دارد: مشکل فقط این نیست که خودرو گران شده؛ مشکل این است که مردم برای خرید همان خودرو، سهم بزرگتری از درآمد و پسانداز خود را، اگر بتوانند، باید هزینه کنند.
اگر سیاستگذار فقط به قیمت خودرو نگاه کند، بخش مهم ماجرا را نمیبیند. آنچه باید دیده شود، نسبت قیمت خودرو به درآمد، مدت زمان لازم برای خرید آن، سن خودروهای مورد استفاده مردم و فاصله میان قدرت خرید و قیمت کالای مصرفی است.
بازار خودرو در واقع آینه اقتصاد خانوار است؛ اگر تصویر این آینه هر روز تیرهتر میشود، شکستن آینه مسئله را حل نمیکند.
مسئله، تصویری است که در آن دیده میشود: مردمی که برای خرید یک خودروی معمولی، هر روز باید سهم بیشتری از زندگی خود را بفروشند.





دیدگاه ها