فشار چهارگانه دلار بر بازار خودرو

دلار از مرز ۲۴۰ هزار تومان عبور کرده و حالا بازار خودرو را در برابر شوکی چندلایه قرار داده است؛ از افزایش هزینه تولید و اختلال تأمین قطعه تا گرانی واردات و کوچکتر شدن قدرت خرید مشتریان؛ فشاری چهارگانه که ابهام آینده بازار را بیشتر کرده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو در حالی با دلار بالای ۲۴۰ هزار تومان مواجه شده که همزمان مسیرهای تأمین و حملونقل نیز با اختلال جدی روبهرو هستند. نتیجه، فقط افزایش قیمت خودرو نیست؛ بازار با فشاری چهارگانه مواجه شده که از هزینه تولید و تأمین قطعه تا قیمت واردات و قدرت خرید مصرفکننده امتداد پیدا میکند. در چنین شرایطی، حتی پیشبینی رفتار بازار هم دشوار شده است؛ فروشنده نمیداند بفروشد یا نگه دارد و خریدار میان خرید امروز و انتظار برای کاهش قیمت گرفتار مانده است.
ضربه اول؛ دلار به خط تولید میرسد
اولین و مستقیمترین اثر افزایش نرخ ارز، رشد هزینه تولید است. تصور اینکه خودروی داخلی از دلار مستقل است، دیگر حتی در صورت افزایش داخلیسازی نیز قابل دفاع نیست. مواد اولیه، برخی قطعات، تجهیزات، ماشینآلات، مواد شیمیایی و نهادههای مورد استفاده قطعهسازان، مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابستهاند.
بنابراین افزایش دلار فقط قیمت خودرو وارداتی را بالا نمیبرد؛ میتواند هزینه تولید خودرویی را هم که در داخل مونتاژ یا تولید میشود افزایش دهد. اینجاست که فاصله میان «ساخت داخل» و «بینیازی از ارز» آشکار میشود.
ضربه دوم؛ نرسیدن قطعه گران به خط تولید
اما بحران فعلی فقط قیمت نیست. محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای دریایی و هوایی و دشواری جایگزینی این مسیرها، زنجیره تأمین خودرو را تحت فشار قرار داده است.
در صنعت خودرو، ارزش یک قطعه لزوماً اهمیت آن را تعیین نمیکند. ممکن است قطعهای سهم کوچکی از قیمت یک خودرو داشته باشد، اما نبود همان قطعه، کل خودرو را روی خط تولید متوقف کند.
در نتیجه، اختلال حملونقل میتواند هم هزینه لجستیک را بالا ببرد و هم عرضه را کاهش دهد. این همان نقطهای است که شوک ارزی و شوک تأمین به یکدیگر متصل میشوند.
ضربه سوم؛ واردات از دو طرف تحت فشار است
برای خودروهای وارداتی، ماجرا روشنتر است. وقتی قیمت ارز افزایش مییابد، بهای ریالی خودرو، قطعات و هزینههای وابسته به واردات بالا میرود. اما واردات فقط با نرخ ارز درگیر نیست؛ محدودیتهای حملونقل، بیمه، انتقال پول و مسیرهای جایگزین نیز میتوانند هزینه و زمان ورود خودرو را افزایش دهند.
بنابراین حتی اگر سیاست واردات اجازه افزایش عرضه را بدهد، افزایش هزینه تأمین میتواند بخشی از اثر آن را خنثی کند.
ضربه چهارم؛ کاهش توان مالی مردم
اما شاید مهمترین ضلع این فشار، سمت تقاضاست.
خودرو ممکن است به دلیل افزایش هزینه تولید و واردات گران شود، اما درآمد خانوارها الزاماً با همان سرعت رشد نمیکند. در نتیجه، بازار با یک تناقض جدی مواجه میشود: قیمت بالا میرود، اما توان خرید پایین میآید.
در این شرایط رفتار بازار عجیب میشود. فروشنده از فروش میترسد، چون جایگزین کردن خودرو با قیمت بالاتر دشوار است؛ خریدار هم از نخریدن میترسد، چون احتمال افزایش بیشتر قیمت را میدهد.
نتیجه میتواند شکلگیری بازاری باشد که در آن تورم قیمتی با رکود معاملاتی همزمان میشود.
مسئله فقط گران شدن خودرو نیست
دلار ۲۴۰ هزار تومانی بهتنهایی مسئله بازار خودرو نیست. مسئله زمانی جدیتر میشود که افزایش نرخ ارز با اختلال زنجیره تأمین، افزایش هزینه واردات و کاهش قدرت خرید همزمان شود.
در چنین شرایطی، بازار خودرو فقط با یک موج گرانی مواجه نیست؛ با خطر گرانتر شدن، کمبود بیشتر و کاهش دسترسی مصرفکننده روبهرو است.
اگر سیاستگذار تصور کند مسئله فقط قیمت خودروست، بخش مهمی از بحران را ندیده است. قیمت، آخرین حلقه زنجیرهای است که فشار ارز و اختلال تأمین را به مصرفکننده منتقل میکند. وقتی این چهار فشار همزمان فعال شوند، کنترل قیمت بدون حل ریشههای تأمین و ارز، بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است تا حل آن.





دیدگاه ها