فریاد خاموش جیبهای ریالی مردم؛ پرواز قیمت خودرو بر بالهای دلار

ریال هر روز کوچکتر میشود و خودرو هر روز دورتر. تفاوت چندانی هم ندارد که چرخ صنعت با دلار بچرخد، یورو یا یوآن؛ وقتی پول ملی در برابر همه آنها عقب مینشیند، هزینه این حرکت در آخر از جیب مردمی پرداخت میشود که درآمدشان همچنان ریالی است.
کوچکشدن این جیبها فقط در آمار تورم یا تابلوی صرافی دیده نمیشود. رد آن را میتوان در خودروهایی دید که هر روز فرسودهتر میشوند، اما صاحبانشان توان تعویض یا حتی نگهداری درست آنها را ندارند. زمانی تغییر خودرو به مدل بالاتر یک هدف بود؛ بعد به خرید خودروی صفر محدود شد و حالا در بسیاری از خانوادهها، تعویض بهموقع تایر، باتری یا قطعات مصرفی هم به تصمیمی دشوار تبدیل شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، مالک خودرو پیش از تعمیر، ابتدا حساب بانکیاش را نگاه میکند. اگر دخل با خرج نخواند، تعمیر به ماه بعد موکول میشود. تایر فرسوده را دوباره عاج میزنند، صفحه کلاچ را بهجای تعویض لنتکوبی میکنند، چراغ چک را در ذهن خاموش نگه میدارند و خرابی کولر را با پاییندادن شیشهها تحمل میکنند.
این رفتارها همیشه از بیتوجهی نمیآیند. بسیاری از مردم میدانند تایر صاف، چراغ هشدار روشن یا ترمز معیوب چه خطری دارد؛ اما میان هزینه تعمیر خودرو، اجاره خانه، خوراک و درمان باید یکی را عقب بیندازند. خودرو همچنان وسیله رفتن به محل کار و تأمین درآمد است، بنابراین کنار گذاشته نمیشود؛ فقط با خرابیهای بیشتری به حرکت ادامه میدهد.
خودرویی که دلاری گران میشود و ریالی فروخته میشود
خودرو در ایران یک کالای کاملاً داخلی و بینیاز از ارز نیست. از قطعات الکترونیکی و مواد اولیه تا ماشینآلات، تجهیزات تولید و مجموعههای فنی، بخشی از زنجیره خودروسازی به ارز وابسته است. این وابستگی در محصولات مونتاژی پررنگتر میشود، اما خودروهای تولید داخل نیز از نوسان نرخ ارز جدا نیستند.
در چنین بازاری، قیمت خودرو با رشد ارز بالا میرود، اما قدرت خرید مردم با همان سرعت افزایش پیدا نمیکند. کارمند، کارگر و بازنشسته حقوق خود را به ریال میگیرند، در حالی که خودرو و قطعات آن با هزینههایی قیمتگذاری میشوند که مستقیم یا غیرمستقیم از ارز اثر میپذیرند.
نتیجه فقط گرانشدن خودروهای صفر نیست. افزایش نرخ ارز به بازار قطعه، تعمیرات، لاستیک، روغن، بیمه و خدمات هم میرسد. حتی کسی که قصد خرید خودرو ندارد، برای نگهداشتن همان خودروی قدیمی باید هزینه بیشتری بپردازد.
خودروهای موجود فرسودهتر میشوند، اما جایگزینکردن آنها از توان مالکان خارج شده است. بازار نیز بهجای نوسازی، خودروهای قدیمی را با قیمتهای تازه میان خریداران جابهجا میکند. کالایی که باید مصرفی باشد، به دارایی گرانقیمتی تبدیل شده که خریدنش دشوار و نگهداریاش فرساینده است.
دیوار خودکفایی، صورتحساب ارزی
صنعت خودرو بدون ارتباط با فناوری، سرمایه و زنجیره تأمین جهانی نمیتواند بهروز بماند. با این حال، سالها دور آن دیواری با نام خودکفایی کشیدهایم؛ دیواری که نه وابستگی ارزی را از بین برده و نه محصولی رقابتی و ارزان در اختیار مردم گذاشته است.
اثر این انزوا از طراحی و فناوری تا کیفیت و ایمنی خودروها دیده میشود. ما از بازار جهانی فاصله گرفتهایم، اما همچنان برای تولید به ارز نیاز داریم. یعنی هم هزینه دورماندن از رقابت را میپردازیم و هم صورتحساب وابستگی را.
هر بار که این تناقض آشکار میشود، پاسخها با چند واژه آشنا بازمیگردند؛ تحریم، ناترازی، محدودیت ارزی و حمایت از تولید. همه این عوامل واقعیاند، اما هیچکدام توضیح نمیدهند چرا بار اصلی آنها باید بر دوش مصرفکنندهای بماند که در شکلگیری این وضعیت نقشی نداشته است.
گاهی همان مردم نیز متهم میشوند؛ مردمی که خودروی شخصی زیاد استفاده میکنند، بنزین مصرف میکنند یا توقع خرید خودروی بهتر دارند. اما نمیتوان حملونقل عمومی را ناکافی نگه داشت، بازار خودرو را محدود کرد، قیمتها را بالا برد و بعد شهروند را به دلیل نیازش به خودرو سرزنش کرد.
جیبها دیگر جایی برای کوچکشدن ندارند
دستها هنوز به جیب میروند، اما خالی برمیگردند. دیگر فقط خرید خودروی بهتر کنار گذاشته نشده است؛ تعمیر اصولی و نگهداری ایمن همان خودروی قدیمی هم به آرزو نزدیک میشود.
آن طرف، خودرو سبکتر از همیشه بر بالهای دلار بالا میرود و از دسترس مردم دور میشود. این طرف، درآمد ریالی برای رسیدن به آن مدام کوتاهتر میآید. فاصله میان این دو دیگر با وام، قرعهکشی یا وعده عرضه بیشتر پر نمیشود.
مردم سالها با کاهش کیفیت، افزایش قیمت و عقبانداختن خواستههایشان سازگار شدهاند. تایر را دیرتر عوض کردهاند، تعمیر را عقب انداختهاند و از خرید خودرو گذشتهاند. اما سازش هم حدی دارد.
مسئله دیگر این نیست که مردم چه چیزی را از زندگی خود حذف کنند تا هزینه خودرو را بپردازند. سؤال این است که سیاستگذار تا کجا میخواهد خودرو را با دلار بالا ببرد و از جیب ریالی مردم انتظار داشته باشد به دنبالش بدود. این جیبها دیگر ظرفیت کوچکترشدن ندارند.





اهمیت مردم عوام ایران نزد حضرات معزز = 🤏