فقدان عقلانیت در خودروسازی؛ دردی که با توافق هم درمان نمی‌شود

ایران خودرو
ایران خودرو

مرور مسیری که صنعت و بازار خودرو را به امروز رسانده است ما را به درک یک حقیقت می‌رساند؛ فقدان عقلانیت در خودروسازی. با توجه به آن‌چه بر این صنعت گذشته است و آن‌چه امروز خود را در بازار خودرو نشان می‌دهد، به‌نظر می‌رسد این معضل بدون اراده دردی خواهد بود که با توافق هم درمان نمی‌شود.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، صنعت خودروسازی ایران، در نگاه اول و در ظاهر، قربانی آشکار تحریم‌ها، شوک‌های ارزی و تنش‌های منطقه‌ای شده است، اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که این صنعت، بیش از آن‌که قربانی حوادث  خارجی باشد، قربانی تصمیمات غلط داخلی و ساختار مدیریت حکومتی است. امروز وقتی از بازگشت عقلانیت صحبت می‌کنیم، منظور صرفاً هموار کردن مسیر واردات  خودرو، قطعه یا روان‌سازی زنجیره تأمین نیست، بلکه اشاره به یک بحران وجودی در قلب این صنعت است که با امضای هیچ توافق، حتا اگر هزار برابر برجام باشد، قابل شفا نخواهد بود.

ریشه‌یابی وضعیت ناهموار امروز خودروسازی، ما را به سال‌هایی برمی‌گرداند که در آن‌ها، صنعت خودرو نه به‌عنوان یک خدمت‌رسانِ عمومی، بلکه به‌عنوان یک محل آمدزایی و ابزار سیاسی برای نهادهای حاکمیتی تعریف شد. این نگاه درآمدی منجر به خلق یک اکوسیستم بسته شد که در آن رقابت آزاد طرد شد و جای خود را به تجویز سهمیه و قیمت‌گذاری دستوری داد. مدیران انتصابی سیاسی با توجه به نوع انتخاب و دیدگاهی که وجود دارد در عمل انگیزه‌ای برای ارتقای کیفیت، نوآوری یا کاهش هزینه‌های تولید ندارند، چراکه آن‌ها نه به مردم بلکه به گروهی پاسخ‌گو هستند که آن‌ها را به این سمت گمارده است. بنابراین جلب نظر و برآورده شدن نیازهای آنان کفایت می کند، یعنی هیچ گاه خودروسازی به‌عنوان یک ابزار برای رشد و رونق اقتصاد ملی و درآمدزایی برای کشور مطرح نبوده است. یک ابزار پرهزینه بوده برای تحقق خواسته‌های سیاست‌مداران.

حال، فرض را بر این می‌گذاریم که یک توافق پایدار حاصل شود، تنش‌ها برطرف شده و گره‌های ظاهری بازار، از جمله‌ موانع ناشی از تنش‌های منطقه‌ای، باز شوند. آیا این اتفاق معجزه‌ای در بازگرداندن عقلانیت خواهد کرد؟ پاسخ قاطعانه این است که خیر. توافق تنها شرایط محیطی را تغییر می‌دهد، اما ساختار مالکیت و ذهنیت مدیریتی را جراحی نمی‌کند. تا زمانی که نگاه حاکمیت به این صنعت، درآمدزایی غیرمستقیم توزیع انواع رانت باشد و رفاه مصرف‌کننده در اولویت تصمیم‌گیری‌ها نباشد، ورود ارزِ بیش‌تر یا ترخیص سریع‌تر کالاها، تنها سوخت بیرونی موتور ناکارآمدی را فراهم می‌کند.

عقلانیت اقتصادی، زمانی برمی‌گردد که مکانیسم‌های بازار آزاد، اجازه دهند گزینه‌های باکیفیت‌تر وارد شوند و رقابت درست ایجاد شود، اما در سیستم فعلی، حتا با باز شدن تمام درها، تا زمانی که توزیع رانت در شکل‌های مختلف وجود دارد نمی‌توان امید رهایی و بهبود از این صنعت داشت.

شاید در حال حاضر خطوط تولید به دلیل محاصره دریایی و تأمین به‌موقع خطوط تولید نگران هستند، اما درد اصلی خودروسازی ایران، درد کمبود قطعه نیست، درد فقدان مسئولیت‌پذیری و حضور پرشتاب دلالی است. توافق جهانی می‌تواند دروازه‌های گمرک را باز کند، اما دروازه‌های ذهن مدیران و انتصاب‌های حاکمیتی را چه‌طور؟ تا زمانی که زاویه‌ نگاه حاکمیت از کاسبی دولتی به توسعه‌ صنعت کارآمد تغییر نکند و رفاه مردم به معنای واقعی کلمه، محور برنامه‌ریزی قرار نگیرد، هزاران توافق بین‌المللی نیز تنها داروهای موقت برای یک بیماری مزمن خواهند بود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.