بازار خودرو بین دو نمایشگاه و دو جنگ

بازار خودرو
بازار خودرو

هفتمین نمایشگاه خودرو شهر آفتاب در حالی آغاز به کار می‌کند که صنعت خودرو ایران هنوز از تبعات جنگ ۱۲ روزه عبور نکرده است؛ جنگی که سال گذشته آخرین رویداد خودرویی کشور را ناتمام گذاشت. حالا بازار خودرو میان دو نمایشگاه و دو جنگ ایستاده؛ با تولیدی ضعیف‌تر، ارزی گران‌تر، وارداتی پرریسک‌تر، قطعه‌سازی تحت فشار و مردمی که قدرت خریدشان بیش از گذشته آب رفته است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آخرین نمایشگاه خودرو کشور در سال گذشته در شیراز در شرایطی تحت تأثیر جنگ ۱۲ روزه قرار گرفت که هنوز بسیاری تصور می‌کردند با پایان درگیری، بازار به‌سرعت به شرایط عادی بازمی‌گردد، اما پایان جنگ، پایان بحران خودرو نبود.

حالا هفتمین نمایشگاه خودرو شهر آفتاب در شرایطی برگزار می‌شود که فاصله میان دو رویداد، نه با رونق و ثبات، بلکه با مجموعه‌ای از شوک‌های اقتصادی و امنیتی پر شده است.

جنگ ۱۲ روزه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و پس از ۱۲ روز متوقف شد، اما صنعت خودرو در همین فاصله کوتاه با اختلال در حمل‌ونقل، تأمین قطعات، انتظارات تورمی و رفتار محتاطانه بازار مواجه شد. سپس از ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دیگری آغاز شد که آثار آن همچنان بر تجارت، ارز، حمل‌ونقل و اقتصاد خودرو سایه انداخته است.

به همین دلیل، نمایشگاه امسال فقط محل معرفی خودروهای جدید نیست؛ ویترینی است که می‌توان از پشت آن وضعیت واقعی صنعت خودرو را دید.

تولید؛ عقب‌تر از نمایشگاه

اگر قرار باشد وضعیت صنعت خودرو را با یک شاخص بسنجیم، تولید یکی از صریح‌ترین پاسخ‌ها را می‌دهد.

تولید سواری در ماه‌های نخست امسال افت سنگینی داشته است. خودروسازان بزرگ با کاهش تیراژ مواجه شده‌اند و در میان آن‌ها افت تولید سایپا و پارس‌خودرو حتی شدیدتر از میانگین صنعت بوده است.

جنگ البته همه این کاهش را توضیح نمی‌دهد. بخش مهمی از بحران تولید، پیش از جنگ شکل گرفته بود؛ از کمبود نقدینگی و قیمت‌گذاری گرفته تا مشکلات تخصیص ارز، بدهی زنجیره تأمین و فرسودگی ساختار تولید.

اما جنگ همان مشکلات را تشدید کرده است. وقتی تأمین قطعه دشوارتر، حمل‌ونقل پرهزینه‌تر و دسترسی به ارز محدودتر می‌شود، کارخانه‌ای که پیش از این نیز با مشکل نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، طبیعتاً آسیب‌پذیرتر خواهد شد.

بنابراین مسئله امروز فقط «کاهش تولید» نیست؛ مسئله این است که صنعت خودرو حتی در شرایط عادی نیز توان کافی برای مقابله با یک شوک بزرگ را نداشت.

مونتاژ؛ وابستگی زیر سایه ارز

مونتاژکاران نیز در این فاصله وضعیت بهتری پیدا نکرده‌اند. مدل مونتاژی به واردات قطعات و مجموعه‌های CKD وابستگی بیشتری دارد و همین مسئله آن را به نرخ ارز، تخصیص ارز و مسیرهای حمل‌ونقل حساس‌تر می‌کند.

افزایش نرخ ارز یعنی افزایش مستقیم هزینه قطعات وارداتی. اختلال در مسیرهای دریایی یعنی افزایش هزینه حمل و بیمه. تحریم نیز یعنی دشوارتر شدن پرداخت، انتقال پول و تأمین برخی قطعات.

در نتیجه، حتی اگر یک خودرو در ایران مونتاژ شود، قیمت تمام‌شده آن تا حد زیادی تحت تأثیر متغیرهایی قرار دارد که در خارج از کارخانه تعیین می‌شوند.

در این وضعیت تناقض بازار خود را نشان می‌دهد؛ قیمت خودرو بالا می‌رود، اما تقاضای واقعی الزاماً افزایش پیدا نمی‌کند؛ چون درآمد مردم با سرعت قیمت خودرو رشد نکرده است.

واردات؛ درِ باز یا مسیر پرمانع؟

واردات خودرو نیز در فاصله دو جنگ نتوانست به آن موتور رقابتی تبدیل شود که سیاست‌گذار وعده داده بود.

تعرفه، ثبت سفارش، تخصیص ارز، محدودیت منابع ارزی، تحریم و حالا مشکلات حمل‌ونقل، مجموعه‌ای از موانع را مقابل واردکننده قرار داده‌اند.

از طرف دیگر، محدودیت مسیرهای دریایی اهمیت موضوع را دوچندان کرده است. خودرو وارداتی پیش از رسیدن به دست مصرف‌کننده باید از زنجیره‌ای عبور کند که هر حلقه آن می‌تواند تحت تأثیر جنگ و ناامنی منطقه‌ای قرار گیرد.

وقتی مسیرهای سنتی تجارت مختل می‌شوند، هزینه حمل بالا می‌رود، زمان رسیدن محموله افزایش پیدا می‌کند و ریسک نیز به قیمت نهایی منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر روی کاغذ واردات آزادتر شده باشد، در عمل ممکن است خودرو همچنان پشت سد ارز، تعرفه و لجستیک متوقف بماند.

قطعه‌سازی؛ بحران در زیر پوست بازار

اما شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های این زنجیره که کمتر دیده می‌شود، قطعه‌سازی باشد.

قطعه‌ساز با افزایش هزینه مواد اولیه، دستمزد، انرژی، حمل‌ونقل و تأمین مالی مواجه است و هم‌زمان باید از خودروسازی طلب کند که خود با کمبود نقدینگی روبه‌روست. جنگ نیز این زنجیره را شکننده‌تر کرده است.

حتی قطعه‌ای که عنوان تولید داخل دارد، الزاماً از صفر تا صد در داخل ساخته نمی‌شود. مواد اولیه، ماشین‌آلات، تجهیزات و برخی قطعات واسطه‌ای ممکن است به واردات وابسته باشند. بنابراین هر اختلال در تجارت خارجی می‌تواند در نهایت خودش را روی خط تولید یک کارخانه ایرانی نشان دهد.

داستان داخلی‌سازی هم دقیقاً همین‌جاست؛ داخلی‌سازی بدون زنجیره تأمین پایدار، بیشتر یک شعار آماری است تا یک سپر واقعی در برابر تحریم و جنگ.

ارز؛ متغیری که همه چیز را گران می‌کند

در بازار خودرو ایران، ارز همچنان یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده است.

افزایش نرخ ارز فقط خودرو وارداتی را گران نمی‌کند. قیمت مواد اولیه، قطعات، ماشین‌آلات، هزینه حمل، سرمایه در گردش و حتی انتظارات قیمتی خودروساز و فروشنده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

از این منظر، بازار خودرو بیش از آنکه فقط از قیمت کارخانه یا عرضه و تقاضا فرمان بگیرد، به انتظارات تورمی واکنش نشان می‌دهد.

اما مشکل اینجاست که افزایش قیمت خودرو الزاماً به معنای رونق بازار نیست. ممکن است خودرو گران‌تر شود، ولی تعداد خریداران واقعی کمتر شود.

این همان جایی است که تورم، بازار را وارد یک دور باطل می‌کند: خودرو گران‌تر می‌شود، قدرت خرید پایین‌تر می‌آید و بازار کم‌رمق‌تر می‌شود.

جنگ واقعی، جنگ قدرت خرید است

در این شرایط، تمام این بحران‌ها به مصرف‌کننده می‌رسد.

خودرو برای بخش بزرگی از جامعه دیگر یک کالای مصرفی ساده نیست. قیمت آن با درآمد خانوار فاصله گرفته و حتی مدل‌های اقتصادی نیز برای بسیاری از مردم به خریدی سنگین و چندساله تبدیل شده‌اند.

بنابراین ممکن است در نمایشگاه، خودروهای جدید، کراس‌اوورها، مدل‌های هیبریدی و برقی و محصولات متنوع دیده شوند، اما پشت درهای نمایشگاه یک سؤال جدی وجود دارد: چه کسی توان خرید آن‌ها را دارد؟

این پرسش شاید مهم‌تر از تعداد خودروهای حاضر در نمایشگاه باشد.

بازار میان دو جنگ

بازار خودرو ایران امروز میان دو جنگ ایستاده است؛ اما اگر همه مشکلات را به جنگ نسبت دهیم، از بخش مهم‌تری از واقعیت غافل شده‌ایم.

تحریم پیش از جنگ وجود داشت. ضعف ساختاری خودروسازی پیش از جنگ وجود داشت. بحران نقدینگی قطعه‌سازان، سیاست‌های متناقض واردات، قیمت‌گذاری، کمبود ارز و سقوط قدرت خرید نیز پیش از جنگ وجود داشت.

جنگ فقط این مشکلات را روی هم گذاشت و سرعت اثرگذاری آن‌ها را بیشتر کرد.

حالا محاصره یا محدودیت مسیرهای دریایی نیز به این معادله اضافه شده و صنعت خودرو را با یک سؤال جدی‌تر روبه‌رو کرده است: اگر مسیرهای معمول تأمین خودرو و قطعه مختل شوند، صنعتی که هنوز نتوانسته زنجیره تأمین خود را از شوک‌های بیرونی مستقل کند، چقدر دوام خواهد آورد؟

به همین دلیل، هفتمین نمایشگاه خودرو شهر آفتاب را باید فراتر از یک رویداد تجاری دید. این نمایشگاه در واقع نقطه‌ای برای مقایسه دو تصویر از صنعت خودرو است؛ تصویری که سال گذشته زیر سایه جنگ ناتمام ماند و تصویری که امسال پس از عبور از یک دوره پرالتهاب، دوباره در معرض دید قرار گرفته است.

در فاصله این دو نمایشگاه، خودرو فقط گران‌تر نشده است؛ ریسک تولید، هزینه واردات، فشار بر قطعه‌ساز، وابستگی به ارز و فاصله میان قیمت خودرو و توان خرید مردم نیز بزرگ‌تر شده است.

اگر جنگ متوقف شود، بحران خودرو تمام نمی‌شود. اگر ارز آرام بگیرد، مشکل تولید حل نخواهد شد. اگر واردات افزایش پیدا کند، قدرت خرید مردم خودبه‌خود بازنمی‌گردد.

نمایشگاه امسال شاید پر از خودروهای تازه باشد، اما واقعیت بازار پشت ویترین‌هاست: صنعت خودرو ایران بین دو نمایشگاه و دو جنگ، بیشتر از آنکه جلو رفته باشد، هزینه بیشتری برای ایستادن پرداخته است.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.