دولت: مردم درباره بنزین غافلگیر نمی‌شوند/ مردم: سفره‌ها چه‌طور؟

بنزین
بنزین

دولت می‌گوید مردم در تصمیم‌های جدید حوزه سوخت غافلگیر نخواهند شد، اما مسئله اصلی فقط غافلگیر شدن یا نشدن نیست. افزایش قیمت یا محدودیت در عرضه بنزین می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای تورمی را به راه بیاندازد؛ آن هم در اقتصادی که مردم پیش از این نیز زیر فشار سنگین افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید قرار دارند.

اینکه مردم از یک تصمیم اقتصادی از قبل مطلع باشند، بدون تردید بهتر از آن است که ناگهان با یک تصمیم جدید مواجه شوند. اطلاع‌رسانی شفاف، توضیح دلایل تصمیم و شنیدن نظر جامعه، بخشی از حکمرانی درست است. اما در ماجرای سوخت، مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود.

مردم ممکن است از چند هفته یا چند ماه قبل بدانند که احتمال افزایش قیمت بنزین، محدودیت عرضه یا تغییر نظام سهمیه‌بندی وجود دارد؛ اما دانستن یک خبر، به معنای توانایی مقابله با پیامدهای آن نیست.

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی گفته است در صورت نیاز به تصمیم جدید به دلیل محدودیت‌های تولید، واردات یا آسیب به تأسیسات، موضوع پیش از اجرا به اطلاع مردم خواهد رسید و پس از دریافت نظرات و بازخوردها، تصمیم نهایی اتخاذ می‌شود.

این رویکرد از یک جهت قابل دفاع است. تصمیم‌های مربوط به سوخت، به‌ویژه بنزین، مستقیماً با زندگی روزمره میلیون‌ها نفر ارتباط دارد و نمی‌توان آن را بدون اطلاع‌رسانی و توضیح اجرا کرد. اما یک نکته مهم وجود دارد: غافلگیر نشدن با بی‌ضرر بودن تصمیم تفاوت دارد.

اگر به یک فرد گفته شود که ۶ ماه دیگر خواهد مرد، احتمالاً در روز مرگش غافلگیر نخواهد شد. اما آیا اطلاع قبلی، جلوی مرگ او را گرفته است؟

افزایش قیمت بنزین نیز از همین زاویه قابل بررسی است. ممکن است مردم از مدت‌ها قبل بدانند که قیمت سوخت قرار است افزایش پیدا کند. ممکن است رسانه‌ها بارها درباره آن هشدار دهند و مسئولان نیز از احتمال اجرای چنین تصمیمی سخن بگویند. اما اگر اجرای این تصمیم باعث افزایش کرایه‌ها، رشد قیمت کالاها و افزایش هزینه خدمات شود، اطلاع قبلی نمی‌تواند فشار اقتصادی آن را از بین برد.

بنزین در اقتصاد ایران فقط یک کالا نیست؛ بخشی از زیرساخت قیمت‌گذاری بسیاری از کالاها و خدمات است. افزایش هزینه سوخت برای راننده تاکسی، وانت‌دار، کامیون‌دار، پیک موتوری، شرکت حمل‌ونقل و بسیاری از کسب‌وکارها، در نهایت می‌تواند به افزایش هزینه تمام‌شده منجر شود.

یک فروشگاه ممکن است کالا را از چند صد کیلومتر دورتر تهیه کند. یک تولیدکننده برای دریافت مواد اولیه به حمل‌ونقل وابسته است. یک خانواده برای رفت‌وآمد روزانه به خودرو یا وسایل حمل‌ونقل عمومی نیاز دارد.

در چنین اقتصادی، افزایش هزینه سوخت در بسیاری از موارد در همان جایگاه پمپ بنزین باقی نمی‌ماند. هزینه آن می‌تواند در زنجیره‌ای طولانی حرکت کند و در نهایت به قیمت کالا و خدمات برسد.

این همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان اثرپروانه‌ای بنزین یاد کرد؛ تغییری که شاید در نقطه آغاز محدود به قیمت یک لیتر سوخت باشد، اما در ادامه در بخش‌های مختلف اقتصاد اثر بگذارد. مسئله اصلی این است که چنین تصمیمی در خلأ اقتصادی اجرا نمی‌شود.

مردم در شرایطی درباره افزایش هزینه سوخت صحبت می‌کنند که بسیاری از خانوارها پیش از این نیز با افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، هزینه درمان، آموزش، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های روزمره مواجه بوده‌اند. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که هزینه حمل‌ونقل را افزایش دهد، می‌تواند فشار مضاعفی بر خانوار وارد کند.

برای یک خانوار پردرآمد، افزایش هزینه سوخت ممکن است بخشی از هزینه‌های ماهانه باشد. اما برای خانواده‌ای که بخش قابل توجهی از درآمدش صرف هزینه‌های ضروری می‌شود، حتی افزایش‌های محدود نیز می‌تواند به معنای حذف بخشی از مصرف یا کاهش بیشتر کیفیت زندگی باشد.

بنابراین، بحث فقط این نیست که مردم از تغییر قیمت بنزین خبر داشته باشند. پرسش اصلی این است که با پیامدهای تورمی آن چه باید کرد؟

تجربه قبلی چه می‌گوید؟

در اقتصاد ایران، بارها ثابت شده که افزایش هزینه یک نهاده مهم می‌تواند به‌سرعت در بازارهای دیگر بازتاب پیدا کند. حمل‌ونقل یکی از نخستین بخش‌هایی است که تحت تأثیر افزایش هزینه سوخت قرار می‌گیرد. پس از آن، اثر افزایش هزینه می‌تواند به بازار کالا، خدمات، تولید و حتی قیمت مسکن منتقل شود.

این فرآیند ممکن است در همه بخش‌ها به یک اندازه رخ ندهد، اما اصل موضوع قابل انکار نیست: هزینه حمل‌ونقل بخشی از هزینه نهایی بسیاری از کالاها و خدمات است.

به همین دلیل، اگر قرار است سیاستی در حوزه بنزین اجرا شود، نمی‌توان فقط درباره میزان افزایش قیمت یا نحوه اطلاع‌رسانی صحبت کرد. باید از قبل مشخص باشد که دولت چگونه با پیامدهای بعدی آن برخورد خواهد کرد.

آیا نرخ کرایه‌ها کنترل می‌شود؟ آیا برای حمل‌ونقل عمومی برنامه‌ای وجود دارد؟ آیا از اقشار کم‌درآمد حمایت خواهد شد؟ آیا منابع حاصل از افزایش قیمت سوخت واقعاً به کاهش فشار بر مردم اختصاص پیدا می‌کند؟

پاسخ به این پرسش‌ها اهمیت بیشتری از این دارد که مردم چند روز یا چند هفته قبل از اجرای تصمیم از آن مطلع شوند. 

انتشار خبر غیررسمی، علت افزایش مصرف است یا واکنش به نگرانی؟

در این میان، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی گفته است انتشار اخبار غیررسمی می‌تواند امنیت روانی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و بر اساس تجربه، پس از انتشار چنین اخباری مصرف سوخت برای یک تا دو هفته افزایش می‌یابد.

این اتفاق ممکن است رخ دهد. شایعه درباره کمبود یا افزایش قیمت یک کالا می‌تواند رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد. مردم ممکن است برای جلوگیری از مواجه شدن با قیمت بالاتر، خرید خود را جلو بیندازند یا ذخیره بیشتری انجام دهند.

اما در اینجا نیز باید پرسید چرا جامعه با شنیدن یک خبر غیررسمی درباره بنزین، چنین واکنشی نشان می‌دهد؟ بخشی از پاسخ را باید در تجربه‌های گذشته جست‌وجو کرد. وقتی مردم بارها با تصمیم‌های اقتصادی ناگهانی مواجه شده‌اند، طبیعی است که نسبت به اخبار مربوط به قیمت کالاهای حساس واکنش نشان دهند.

در چنین شرایطی، افزایش مصرف سوخت پس از انتشار شایعه فقط یک مسئله رسانه‌ای نیست؛ می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی جامعه نسبت به آینده باشد.

اطلاع‌رسانی لازم است، اما کافی نیست

اطلاع‌رسانی شفاف می‌تواند از شکل‌گیری شایعات جلوگیری کند. جامعه حق دارد بداند چه تصمیمی در حال بررسی است، چرا چنین تصمیمی ضروری شده و چه پیامدهایی خواهد داشت. اما اطلاع‌رسانی زمانی اعتماد ایجاد می‌کند که همراه با برنامه باشد.

نمی‌توان به مردم گفت قرار نیست غافلگیر شوند، اما بعد آنها را با افزایش هزینه رفت‌وآمد، رشد قیمت کالاها و فشار بیشتر بر بودجه خانوار تنها گذاشت. اگر دولت به این نتیجه رسیده است که تغییر در سیاست سوخت اجتناب‌ناپذیر است، باید همزمان برای پیامدهای آن نیز برنامه داشته باشد. حمایت از حمل‌ونقل عمومی، جلوگیری از افزایش بی‌ضابطه کرایه‌ها، کمک به اقشار آسیب‌پذیر و کنترل آثار تورمی باید بخشی از همان تصمیم باشد، نه برنامه‌ای که پس از افزایش قیمت و آغاز موج گرانی به آن فکر شود.

مردم شاید از افزایش قیمت بنزین غافلگیر نشوند. ممکن است ماه‌ها درباره آن صحبت شده باشد. ممکن است مسئولان بارها درباره احتمال تغییر سیاست سوخت هشدار داده باشند. اما مسئله اصلی این نیست که مردم در روز اجرای تصمیم غافلگیر می‌شوند یا نه.

مسئله این است که آنها در شرایطی با این تصمیم مواجه می‌شوند که قدرت خریدشان پیش از این نیز به‌شدت کاهش یافته است. هر افزایش در هزینه حمل‌ونقل می‌تواند به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود و فشار تازه‌ای ایجاد کند.

بنابراین، پرسش واقعی این نیست که «آیا مردم از تصمیم جدید خبر خواهند داشت یا نه؟» پرسش این است که وقتی اثرات تورمی این تصمیم آغاز شد، چه کسی هزینه آن را پرداخت خواهد کرد؟

اگر پاسخ این پرسش روشن نباشد، اطلاع‌رسانی پیش از اجرای تصمیم، هرچقدر هم گسترده باشد، نمی‌تواند فشار اقتصادی آن را کاهش دهد. مردم ممکن است از قبل بدانند که قرار است اتفاقی بیفتد؛ اما دانستن درباره یک بحران، به معنای مصون ماندن از پیامدهای آن نیست.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.