بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ اولین قدم تا قیمت فوب خلیج فارس؟

بنزین
بنزین

بنزین ۱۰ هزار تومانی قرار است مصرف را کاهش دهد، اما وقتی دولت می‌گوید ۸۰ تا ۸۵ درصد مردم از این افزایش قیمت متأثر نمی‌شوند، یک پرسش جدی و نگران‌کننده شکل می‌گیرد؛ این سیاست واقعاً برای مهار ناترازی است یا اولین قدم تا قیمت فوب خلیج فارس؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بنزین ۱۰ هزار تومانی بالاخره آمد؛ اما دولت می‌گوید این افزایش قیمت قرار نیست برای ۸۰ تا ۸۵ درصد جامعه اثری داشته باشد. استدلال نیز ساده است؛ بنزین گران‌تر شود تا مصرف مدیریت شود، بدون آنکه فشار مستقیم بر اکثریت مردم وارد شود. با این حال، همین مسئله یک ابهام ایجاد می‌کند؛ اگر قرار نیست اکثریت جامعه افزایش قیمت را احساس کنند، این سیاست چگونه می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر مصرف داشته باشد؟

گرانی هدفمند بنزین

اقتصاد ایران امروز در شرایطی قرار دارد که هر تصمیم قیمتی می‌تواند اثراتی فراتر از همان کالای موردنظر داشته باشد. تورم بالا، عبور دلار از کانال ۲۲۰ هزار تومان، افزایش شدید قیمت کالاها و خدمات، ابهام‌های سیاسی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تجارت خارجی فشار سنگینی بر کسب‌وکارها و معیشت خانوارها وارد کرده است. در چنین شرایطی، دولت به‌خوبی می‌داند که افزایش مستقیم و عمومی قیمت بنزین می‌تواند تبعات اجتماعی سنگینی داشته باشد.

پس انتخاب افزایش هدفمند نرخ سوم بنزین، در نگاه اول هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ قیمت افزایش پیدا کند، اما نه برای همه.

آغاز یک تناقض بزرگ؟

وقتی دولت می‌گوید افزایش نرخ سوم بنزین برای حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد مردم بی‌اثر است، عملاً می‌پذیرد که بخش بزرگی از مصرف‌کنندگان انگیزه‌ای برای تغییر رفتار خود پیدا نمی‌کنند. در مقابل، برآوردها در بهترین حالت از کاهش حدود ۶ میلیون لیتر مصرف روزانه سخن می‌گویند. حتی اگر این کاهش محقق شود، باید پرسید آیا چنین رقمی در برابر ناترازی موجود، رشد مصرف، قاچاق سوخت و مصرف بالای خودروهای فرسوده می‌تواند بحران بنزین را حل کند؟

نمی‌توان به‌سادگی از کنار این تناقض عبور کرد. اگر هدف اصلی کاهش مصرف است، چرا ابزار انتخاب‌شده قرار است برای اکثریت جامعه تقریباً بی‌اثر باشد؟ اگر اثر آن بر مصرف محدود خواهد بود، چرا افزایش قیمت به‌عنوان یکی از راهکارهای اصلی مدیریت ناترازی مطرح می‌شود؟

برنامه‌ای مدون برای کاهش مصرف؟

افزایش نرخ بنزین را می‌توان در کنار سیاست‌هایی مانند اسقاط خودروهای فرسوده، محدودیت تردد خودروهای قدیمی و حتی تهدید به حذف کارت سوخت، بخشی از یک برنامه جامع برای اصلاح الگوی مصرف دانست. روی کاغذ، این بسته منطقی به نظر می‌رسد؛ خودروی فرسوده باید از چرخه خارج شود، مصرف سوخت پایین بیاید و استفاده غیرهدفمند از سوخت ارزان محدود شود. اما نتیجه برنامه‌ها روی کاغذ و کف خیابان همیشه یکسان نیست.

اگر قرار است خودروهای فرسوده اسقاط شوند، حمل‌ونقل عمومی باید توسعه پیدا کند. اگر قرار است مصرف خودروها کاهش یابد، تولید و دسترسی به خودروهای کم‌مصرف باید جدی شود. اگر قرار است کارت سوخت محدود یا حذف شود، برای پیامدهای آن نیز باید راهکار مشخصی وجود داشته باشد.

نمی‌توان فقط بخش آسان ماجرا، یعنی افزایش قیمت را اجرا کرد و بخش دشوار اصلاح ساختار را به آینده سپرد.

رسیدن به خلیج فارس؟

با توجه به این تناقض‌ها و نبود توازن در اجرای سیاست‌های کاهش مصرف بنزین، یک گمانه تقویت می‌شود؛ آیا بنزین ۱۰ هزار تومانی واقعاً برای حل ناترازی آمده یا نخستین قدم برای نزدیک‌شدن تدریجی به قیمت فوب خلیج فارس است؟

نگرانی بی‌دلیل؟

تجربه سیاست‌گذاری اقتصادی نشان داده است که افزایش قیمت‌ها معمولاً با یک عدد آغاز می‌شود و بعد همان عدد به مبنای افزایش بعدی تبدیل می‌شود. امروز ۱۰ هزار تومان و فردا شاید رقمی بالاتر، با این استدلال که قیمت قبلی دیگر واقعی نیست، فاصله با قیمت منطقه‌ای همچنان زیاد است و ناترازی نیز از بین نرفته است.

اگر قرار نیست چنین مسیری طی شود، دولت باید صریح و شفاف توضیح دهد سقف این سیاست کجاست و افزایش فعلی چه نسبتی با قیمت‌های منطقه‌ای و فوب خلیج فارس دارد.

مردم بیش از آنکه از یک افزایش قیمت نگران باشند، از نامعلوم بودن مقصد این افزایش‌ها نگرانی دارند.

بنزین ارزان بدون اصلاح خودرو، حمل‌ونقل عمومی و قاچاق، ناترازی را حل نمی‌کند؛ اما بنزین گران نیز بدون اصلاح همین ساختارها فقط هزینه بیشتری به اقتصاد و مردم تحمیل خواهد کرد.

برنامه حل ناترازی چیست؟

مسئله امروز فقط این نیست که بنزین ۱۰ هزار تومان شده است. مسئله این است که آیا دولت برنامه‌ای برای حل ریشه‌ای ناترازی دارد یا قرار است هر بار ساده‌ترین راه، یعنی افزایش قیمت، انتخاب شود.

اگر پاسخ، اصلاح ساختار است، مردم باید نتیجه آن را در خودروهای کم‌مصرف‌تر، حمل‌ونقل عمومی بهتر، کاهش قاچاق و خروج واقعی خودروهای فرسوده ببینند. اگر هم قرار است فقط قیمت بالا برود و ناترازی همچنان باقی بماند، حاکمیت اقتصادی باید شجاعانه و شفاف به مردم پاسخ دهد؛ بنزین ۱۰ هزار تومانی برای کاهش مصرف آمده یا اولین قدم تا قیمت فوب خلیج فارس است؟

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.