تیراژ اقتصادی؛ ضرورت خودروسازی، نه مجوز انحصار

صنعت خودرو از جمله فعالیتهایی است که بدون سرمایهگذاری سنگین، برنامهریزی بلندمدت و تولید در مقیاس مناسب، بهسختی میتواند به بهرهوری و رقابتپذیری برسد. هزینه طراحی محصول، توسعه پلتفرم، تجهیز خطوط تولید، ساخت قالبها، آزمونهای ایمنی و آلایندگی و ایجاد شبکه خدمات پس از فروش، در شمار هزینههایی قرار میگیرند که باید روی تعداد قابلتوجهی خودرو سرشکن شوند. به همین دلیل، تیراژ اقتصادی برای خودروسازان یک ضرورت واقعی است؛ اما این ضرورت نباید به توجیهی برای حذف رقبا یا ادغام اجباری شرکتها تبدیل شود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، وقتی از تولید اقتصادی در مقیاس سالانه حدود ۱۰۰ هزار دستگاه صحبت میشود، منظور این است که یک محصول یا خانوادهای از محصولات بتواند به اندازهای تولید شود که هزینههای ثابت توسعه و تولید، سهم سنگینی در قیمت تمامشده هر دستگاه نداشته باشد. البته این عدد را نباید یک قانون ثابت برای همه خودروها دانست. نوع محصول، سطح داخلیسازی، پیچیدگی فناوری، قیمت قطعات، ظرفیت خطوط و وضعیت بازار، همگی بر نقطه سربهسر اثر میگذارند. تولید ۱۰۰ هزار دستگاه از یک خودروی اقتصادی با تولید همین تعداد از یک محصول پیچیده یا گرانقیمت، الزاماً ساختار هزینه یکسانی ندارد.
مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که ضرورت افزایش تیراژ با ضرورت کاهش تعداد خودروسازان یکی گرفته میشود. این دو موضوع الزاماً به یک معنا نیستند. یک شرکت میتواند با توسعه بازار، افزایش ظرفیت تولید، عرضه چند محصول روی یک پلتفرم و همکاری با تأمینکنندگان، به مقیاس مناسب برسد؛ بدون آنکه مالکیت خود را با رقیب ادغام کند. حتی چند خودروساز مستقل نیز میتوانند در بخشهایی مانند خرید مواد اولیه، توسعه قطعات مشترک، آزمونهای فنی، لجستیک و زیرساختهای تحقیق و توسعه همکاری کنند.
در واقع، آنچه اهمیت دارد، دستیابی به مقیاس اقتصادی در فعالیتهای مشخص است، نه بزرگ کردن سازمانها به هر قیمت. ادغام شرکتها ممکن است در برخی شرایط هزینههای موازی را کاهش دهد، اما اگر بدون ارزیابی بازار و ساختار رقابت انجام شود، میتواند قدرت بازار را در اختیار تعداد محدودی بنگاه قرار دهد. در چنین وضعیتی، کاهش رقابت ممکن است انگیزه بهبود کیفیت، کنترل هزینه و پاسخگویی به مشتری را تضعیف کند.
از سوی دیگر، تیراژ بالا بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. اگر خودروها بدون توجه به تقاضای واقعی تولید شوند، موجودی انبار افزایش مییابد و منابع مالی شرکت در محصولاتی قفل میشود که امکان فروش مناسب ندارند. تیراژ اقتصادی زمانی معنا دارد که با تقاضای پایدار، کیفیت قابلقبول، تأمین قطعات و توان خدمات پس از فروش همراه باشد.
بنابراین، سیاستگذار باید بهجای تعیین نسخهای واحد برای ادغام خودروسازان، زمینه رشد مقیاس تولید را فراهم کند: ثبات مقررات، دسترسی به سرمایه، امکان همکاری صنعتی، توسعه زنجیره تأمین و شکلگیری رقابت واقعی. تیراژ اقتصادی شرط تقویت خودروسازی است، اما مجوز انحصار نیست. صنعت قدرتمند لزوماً صنعتی با یک یا دو بازیگر بزرگ نیست؛ صنعتی است که بنگاههای آن بتوانند با هزینه منطقی، محصول باکیفیت و قابلرقابت تولید کنند.




دیدگاه ها