۴ دلیل اصلی بحران تولید خودرو در بهار ۱۴۰۵

صنعت خودروسازی
صنعت خودروسازی

با توجه به آمار منتشرشده، می‌توان گفت تولید خودرو در بهار ۱۴۰۵ فقط کاهش پیدا نکرده؛ زمین‌گیر شده است. سقوط تیراژ، حاصل یک کمبود ساده قطعه نیست؛ صنعت خودرو زیر فشار هم‌زمان جنگ، ارز، انرژی و بلاتکلیفی سیاست‌گذاری، در حال فرسوده شدن است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، صنعت خودروی ایران در سال ۱۴۰۵ با یک تناقض بزرگ روبه‌روست؛ از یک سو، سیاست‌گذار همچنان از افزایش تولید، رشد داخلی‌سازی و عبور از وابستگی سخن می‌گوید و از سوی دیگر، آمار تولید نشان می‌دهد که خطوط کارخانه‌ها یکی پس از دیگری از نفس افتاده‌اند.

واقعیت این است که بحران امروز دیگر با چند تصمیم اداری یا تزریق موقت نقدینگی حل نمی‌شود. تولید خودرو در بهار ۱۴۰۵ زیر فشار چهار بحران هم‌زمان قرار گرفته است؛ بحران‌هایی که هر کدام به‌تنهایی می‌توانند یک صنعت را زمین‌گیر کنند.

جنگی که فقط در میدان جنگ نیست

نخستین ضربه از جایی وارد شد که صنعت خودرو کم‌ترین توان دفاعی را در برابر آن دارد؛ زنجیره تأمین.

تشدید تنش‌های نظامی و امنیتی پس از اسفند ۱۴۰۴، تنها یک مسئله سیاسی یا امنیتی نبود. در شرایط بحرانی، مسیرهای حمل‌ونقل، اولویت‌بندی منابع، تخصیص مواد اولیه و شبکه لجستیکی کشور تغییر می‌کند. صنعت خودرو نیز در چنین شرایطی، طبیعی است که در اولویت نخست قرار نگیرد.

اما نتیجه برای کارخانه‌ها روشن است؛ خودرویی که روزگاری قرار بود نماد توسعه صنعتی باشد، حالا چشم‌به‌راه رسیدن مواد اولیه و قطعه است تا خط تولید متوقف نشود.

ارز نیست؛ تولید هم نیست

دومین بحران، همان زخمی است که سال‌هاست درباره آن هشدار داده می‌شود، اما همچنان درمان نشده است؛ وابستگی تولید به ارز.

بخشی از صنعت خودرو، به‌ویژه در حوزه مونتاژ، بدون واردات قطعات و مجموعه‌های CKD، عملاً امکان ادامه تولید ندارد. وقتی ارز تخصیص پیدا نمی‌کند یا فرآیند تأمین و ثبت سفارش طولانی می‌شود، قطعه به اندازه و در زمان مناسب وارد نمی‌شود. وقتی قطعه وارد نشود، خط تولید هم با دستور و بخشنامه روشن نمی‌شود.

قطعه‌ای که در گمرک متوقف مانده یا به هر دلیل دیگری به دست تولیدکننده نمی‌رسد، در واقع بخشی از ظرفیت تولید خودرو در کشور است که از مدار خارج می‌شود.

در این شرایط، شعارهای داخلی‌سازی نیز با یک پرسش جدی روبه‌رو می‌شوند؛ اگر با توقف واردات چند قطعه، تولید یک خودرو متوقف می‌شود، پس این صنعت دقیقاً تا چه اندازه بومی شده است؟

برق؛ قاتل خاموش تیراژ

سومین بحران، ناترازی انرژی است؛ بحرانی که دیگر نمی‌توان آن را به آینده حواله داد.

قطعی برق برای خودروساز فقط خاموش شدن چراغ‌های کارخانه نیست. خط تولید خودرو زنجیره‌ای پیوسته است. توقف یک بخش، برنامه تولید بخش‌های دیگر را نیز بر هم می‌زند. در طرف دیگر، قطعه‌سازان کوچک و متوسط قرار دارند؛ واحدهایی که در بسیاری از موارد حتا توان تحمل چند ساعت قطعی برق را هم ندارند.

به این ترتیب، خاموشی فقط تولید همان روز را کاهش نمی‌دهد؛ برنامه تأمین روزها و هفته‌های بعد را هم مختل می‌کند.

در صنعتی که حاشیه سود، نقدینگی و توان سرمایه‌گذاری به‌شدت کاهش یافته است، هر ساعت توقف، هزینه‌ای است که در نهایت یا به قیمت خودرو منتقل می‌شود یا از جیب قطعه‌ساز و خودروساز پرداخت خواهد شد.

بحران چهارم؛ کسی نمی‌داند فردا چه تصمیمی گرفته می‌شود

اما شاید خطرناک‌ترین بحران، نه در گمرک است، نه در نیروگاه و نه در خطوط تولید؛ بلکه در اتاق‌های تصمیم‌گیری قرار دارد.

صنعت خودرو در سال ۱۴۰۵ همچنان با پرسش‌های اساسی و بی‌پاسخ مواجه است. سیاست واردات چیست؟ ارز چگونه تأمین خواهد شد؟ قیمت‌گذاری به کجا می‌رود؟ تکلیف ساختار مدیریتی خودروسازان چیست؟ حمایت از تولید قرار است چگونه انجام شود؟ و اساساً سیاست‌گذار واقعاً از صنعت خودرو چه می‌خواهد؟

وقتی پاسخ این پرسش‌ها روشن نیست، سرمایه‌گذار صبر می‌کند، مدیر صنعتی دست‌به‌عصا حرکت می‌کند و زنجیره تأمین از تصمیم‌های بزرگ فرار می‌کند. صنعتی که نمی‌داند قواعد بازی فردا چیست، نمی‌تواند برای فردا تولید کند.

بنابراین، بحران تولید خودرو در بهار ۱۴۰۵، نتیجه یک حادثه یا یک تصمیم اشتباه نیست. چهار بحران هم‌زمان به جان این صنعت افتاده‌اند؛ اختلال در زنجیره تأمین، محدودیت ارزی، ناترازی انرژی و بلاتکلیفی سیاست‌گذاری.

واقعیت این است که بحران تولید خودرو در بهار ۱۴۰۵، نه از خط تولید آغاز شده است و نه در خط تولید پایان خواهد یافت؛ این بحران، محصول سال‌ها انباشت تصمیم‌های نادرست است که اکنون خود را در سقوط تیراژ نشان می‌دهد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.