قطر و بندر دیر جانشین جدید امارات و بندرعباس برای واردات خودرو؟

بندر دیر در حالی برای پذیرش نخستین محموله خودروهای وارداتی از قطر آماده میشود که طی سالهای گذشته، امارات متحده عربی در کنار بنادر شهید رجایی و شهید باهنر، یکی از مسیرهای اصلی تجارت و ورود کالا، از جمله خودرو، به ایران بوده است. حالا اما تشدید تنشهای منطقهای، ناامنی مسیرهای دریایی و شکلگیری محاصره دریایی، معادله قدیمی تجارت در خلیج فارس را تغییر داده و اهمیت مسیرهای جایگزین را بیشتر از گذشته کرده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در چنین شرایطی، آمادهسازی بندر دیر برای پذیرش خودرو از قطر فقط یک اتفاق بندری نیست؛ نشانهای از تلاش برای باز کردن یک مسیر تازه در زنجیره واردات خودرو است. زیرساختهای گمرکی و بندری این بندر برای پذیرش نخستین محموله فراهم شده و قرار است خودروها پس از تخلیه، مراحل قانونی و گمرکی خود را برای ترخیص یا ترانزیت طی کنند.
اهمیت این مسیر زمانی بیشتر میشود که بدانیم تداوم اختلال در مسیرهای سنتی میتواند تجارت خودرو را با مشکل جدی مواجه کند. در شرایط محاصره و افزایش ریسک کشتیرانی، هزینه بیمه و حملونقل بالا میرود و شرکتهای کشتیرانی نیز برای عبور از مسیرهای پرریسک با احتیاط بیشتری تصمیم میگیرند. گزارشهای اخیر از افزایش شدید هزینههای بیمه و ریسک جنگی در منطقه و تغییر مسیر بخشی از حملونقل دریایی حکایت دارد.
اما پرسش مهمتر این است: آیا دیر میتواند جای رجایی و باهنر را بگیرد؟
فعلاً پاسخ منفی است. مزیت اصلی دیر، نزدیکی به قطر و امکان شکلگیری یک مسیر کوتاه و مستقیم برای بخشی از تجارت خودرویی است، نه برخورداری از ظرفیت بندری همتراز با بنادر بزرگ هرمزگان. شهید رجایی یک بندر بزرگ و چندمنظوره با ظرفیت بسیار بالای جابهجایی کالا است و نمیتوان بندر دیر را با آن از نظر مقیاس عملیاتی مقایسه کرد. در واقع، دیر در وضعیت فعلی بیشتر میتواند مکمل بندرعباس باشد تا جانشین آن.
با این حال، شرایط جدید یک فرصت ایجاد کرده است. اگر مسیر قطر ـ دیر تثبیت شود، زیرساختهای نگهداری و تخلیه خودرو توسعه یابد، ظرفیت گمرکی افزایش پیدا کند و حمل زمینی از بوشهر به شبکه سراسری کشور تقویت شود، دیر میتواند بخشی از بار واردات خودرو را جذب کند؛ بهخصوص محمولههایی که مبدأ آنها قطر و کشورهای پیرامونی آن هستند.
بنابراین، ماجرا را نباید «جایگزینی بندرعباس با دیر» دانست. مسئله مهمتر، ایجاد یک شبکه چندمسیره برای واردات خودرو است؛ شبکهای که در آن وابستگی به یک مسیر یا یک بندر کاهش پیدا کند. اگر بحران منطقهای یک درس برای تجارت ایران داشته باشد، همین است: در تجارت خارجی، مسیر جایگزین دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بخشی از امنیت زنجیره تأمین است.
قطر میتواند بخشی از نقش سنتی امارات را در تأمین و انتقال خودرو بر عهده بگیرد و دیر نیز میتواند دروازه ورود این محمولهها به ایران شود؛ اما اینکه این مسیر از یک راه اضطراری به یک کریدور پایدار تبدیل شود، به چیزی فراتر از ورود نخستین محموله نیاز دارد: سرمایهگذاری، توسعه بندری و گمرکی و مهمتر از همه، استمرار تجارت. با توجه به شدت تنشهای ژئوپلیتیکی منطقه، آیا این امر امکانپذیر است؟





دیدگاه ها