آقای عارف، مردم پول بنزین شمال را میدهند؛ دولت پول خودروی گران را چه میکند؟

محمدرضا عارف میگوید کسی که هر هفته به شمال میرود باید پول بنزیناش را بدهد. حرف از نظر حسابداری ساده است؛ مصرف بیشتر، هزینه بیشتر. اما وقتی این منطق از زبان معاون اول دولتی شنیده میشود که سالهاست شهروند ایرانی هزینه خودروی گران، ناوگان فرسوده، مصرف سوخت بالا، بازار کمرقیب و حملونقل عمومی ناکافی را میپردازد، مسئله دیگر فقط قیمت چند لیتر بنزین نیست. سؤال این است که چرا «قیمت واقعی» همیشه درست همان جایی کشف میشود که نوبت پرداخت مردم میرسد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، عارف در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفته است قیمت واقعی بنزینی که با نرخ سوم ۱۰ هزار تومان عرضه میشود حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان است و کسی که مصرف بیشتری دارد، از جمله فردی که هر هفته به شمال سفر میکند، باید هزینه بنزینش را بپردازد.
بسیار خوب آقای عارف؛ مردم پول بنزینشان را میدهند. دولت هم حاضر است هزینه سیاستهایی را که مصرف بنزین را بالا برده بپردازد؟
اول خودروی مردم را هم با جهان مقایسه کنید
اگر قرار است قیمت بنزین ایران با هزینه واردات و قیمت جهانی سنجیده شود، این مقایسه را نصفه انجام ندهید.
خودرویی را هم که مردم با آن به شمال میروند با قیمت جهانی مقایسه کنید. درآمد همان راننده را هم بسنجید. مصرف سوخت خودرویی را که در اختیارش گذاشتهاید کنار محصولات روز دنیا بگذارید. کیفیت حملونقل عمومی بینشهری، امکان اسقاط خودروی فرسوده و هزینه جایگزینی یک خودروی قدیمی را هم وارد محاسبه کنید.
نمیشود هنگام فروش بنزین، شهروند ایرانی را وارد اقتصاد جهانی کرد و چند کیلومتر آنطرفتر، پشت در بازار خودرو دوباره او را به اقتصاد بسته برگرداند.
مردمی که امکان خرید گسترده خودروهای اقتصادی، هیبریدی و کممصرف را ندارند، طراح موتور خودروهایشان نبودهاند. آنها تعرفه واردات تعیین نکردهاند، ورود خودرو را محدود نکردهاند و مسئول پیرشدن میلیونها وسیله نقلیه نیز نیستند.
اما هنگام پرداخت هزینه سوخت، ناگهان تمام مسئولیت مصرف به دوش همان راننده منتقل میشود.
سفر شمال مسئله نیست، فرار از صورتمسئله است
میتوان از سفر غیرضروری، مصرف بیرویه یا عدالت در توزیع یارانه انرژی حرف زد و درباره همه آنها بحث اقتصادی جدی داشت. اما تقلیل مسئله بنزین ایران به کسی که «هر هفته شمال میرود» بیشتر از آنکه مسئله را توضیح دهد، صورتمسئله را کوچک میکند.
مصرف بالای بنزین فقط محصول علاقه مردم به سفر نیست؛ محصول شهری است که بدون خودرو شخصی دشوار میچرخد، ناوگانی است که بخش بزرگی از آن فرسوده شده، خودروهایی است که مصرفشان با استانداردهای جدید فاصله دارد و بازاری است که جایگزینکردن یک خودروی قدیمی در آن برای بسیاری از خانوادهها به تصمیمی چندمیلیاردی تبدیل شده است.
اگر دولت میخواهد رفتار مصرفکننده را اصلاح کند، باید انتخاب دیگری هم مقابل او بگذارد. «کمتر مصرف کن» زمانی سیاست است که امکان استفاده از خودروی کممصرف، حملونقل عمومی مناسب یا جایگزینی خودروی فرسوده وجود داشته باشد؛ وگرنه بیشتر شبیه انتقال صورتحساب است.
مردم پول تصمیمهای خودشان را میدهند، پول تصمیمهای دولت را هم؟
عارف درست میگوید که منابع کشور بینهایت نیست و یارانه بنزین هزینه دارد. هیچ اقتصاد جدی نمیتواند مسئله مصرف و ناترازی سوخت را برای همیشه نادیده بگیرد.
اما دولت هم باید سهم خودش را روی همین میز بگذارد.
سالها سیاست خودرو با تعرفه، محدودیت واردات، قیمتگذاری، سیاست ارزی و تصمیمهای متغیر اداره شده است. نتیجه را امروز در خیابان میبینیم؛ خودروی گران، ناوگان پیر و هزینه بالای جایگزینی.
حالا نمیشود دولت هزینه بنزین را تا آخرین سنت محاسبه کند، اما هزینه این سیاستها را صفر بگیرد.
اگر شهروند باید بابت انتخاب سفرش پاسخگو باشد، سیاستگذار هم باید بابت انتخابهای چند دههای خود پاسخ بدهد.
آقای عارف، قیمت واقعی فقط برای بنزین نیست
قیمت واقعی بنزین را محاسبه کنید؛ حق دولت است که درباره منابع عمومی حرف بزند. اما وقتی پای «واقعیسازی» را وسط میکشید، محاسبه را تا انتها ببرید.
قیمت واقعی خودرو چیست؟
قدرت خرید واقعی مردم چقدر است؟
هزینه واقعی یک خودروی فرسوده برای مصرف سوخت کشور چقدر است؟
محدودکردن واردات چه هزینهای به مصرفکننده تحمیل کرده است؟
و سیاستگذاریای که مردم را سالها در بازاری کمرقیب نگه داشته، چند میلیارد دلار بنزین بیشتر روی دست کشور گذاشته است؟
آن وقت شاید معلوم شود مشکل فقط رانندهای نیست که راه شمال را در پیش گرفته است. مردم پول بنزین سفرشان را خواهند داد؛ سالهاست که میدهند. اینبار دولت توضیح دهد چه کسی باید پول سیاستهایی را بدهد که خودروی گران و پرمصرف را به همین مردم رسانده است.





اصلا اصلاح طلب جماعت یعنی روباه مکار .
به نظر من جناب آقای عارف کاملا درست می گوید و من در اینجا حق را کاملا به این مسئول محترم می دهم. چون اگر نمودار مصرف بنزین را در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵ بررسی کنید،شاهدید که مصرف روزانه بنزین در کشور در مدت ۵ سال، از حدود ۸۷ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۰ به ۱۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۵ رسید که رشد حیرت انگیزی هست.،یعنی در عرض ۵ سال مصرف روزانه بنزین حدود ۴۳ میلیون لیتر بیشتر شده هست، احتمالا بخشی از این رشد بی رویه ناشی از خوشگذرانی های افسار گسیخته و سفر های مکرر جماعت پایتخت نشین به مناطق شمالی کشور هست.سفرهایی که دستاورد آن برای مردم محروم و زحمتکش خطه شمال جز تخریب محیط زیست و انباست زباله و آلودگی صوتی و فرهنگی نبوده هست و حتی از نظر اقتصادی هم کوچکترین سودی برای اقنصاد مناطق شمالی نداشته هست.
عارف کجا بود بخدا اصل کافره ،،آخه آدم ساده کجایی کاری خود عزراییلم از اینا خسته شده
این انتقادها رو زمانی که این بیسوادهای پیری میخواستن به قدرت برسن باید میکردید
حتما میگید ما از کجا میدونستیم اینطوری میشه؟! دولت دوم روحانی به نظرتون قابل پیشبینی نبود؟!