شما نماینده‌اید، نه بلاگر؛ به جای شعار، به فکر اصلاح بازار خودرو باشید

مجلس
مجلس

این روزها کافی است بحث بنزین داغ شود تا بخشی از نمایندگان مجلس مقابل دوربین بنشینند و جمله‌ای کم‌وبیش مشابه بگویند که «مگر خودرو ارزان است که بنزین را گران می‌کنید؟» یکی می‌گوید خودرویی که در جهان چند هزار دلار قیمت دارد، در ایران چند برابر فروخته می‌شود؛ دیگری می‌پرسد چرا مردم باید با خودروهای پرمصرف رانندگی کنند و بعد هزینه بنزین گران‌تر را هم بپردازند. اصل حرف، اتفاقاً چندان بیراه نیست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این جملات را نه یک شهروند عادی، نه یک کارشناس تلویزیونی، بلکه قانون‌گذار کشور بیان می‌کند.

یک نماینده پیش‌تر در صحن مجلس گفته بود خودرویی که در بازار جهانی ۶ تا ۱۰ هزار دلار قیمت دارد، در ایران با قیمت‌هایی چند برابر به دست مردم می‌رسد و بنابراین نمی‌توان فقط از ارزانی بنزین سخن گفت. یک نماینده دیگر با انتقاد از سیاست بنزینی دولت گفته بود ابتدا اجازه دهید مردم از خودروهای روز دنیا، کم‌مصرف و هیبریدی استفاده کنند و بعد درباره گران‌کردن بنزین حرف بزنید. تشخیص مسئله درست است؛ اما یک جای داستان آزاردهنده است.

آقای نماینده، شما دقیقاً برای چه کاری آنجا نشسته‌اید؟

اگر معتقدید مردم حق دارند خودرو ارزان‌تر، ایمن‌تر، به‌روزتر و کم‌مصرف‌تر بخرند، چرا این مطالبه فقط وقتی میکروفن روشن می‌شود به زبان می‌آید؟ اگر خودرو در ایران گران است، یکی از مهم‌ترین موانع رقابت در این بازار سال‌ها همین دیوار بلند تعرفه، محدودیت واردات، مشکلات تخصیص ارز و مقرراتی بوده که واردات را از یک ابزار تنظیم بازار به مسیری محدود و پرهزینه تبدیل کرده است.

نماینده مجلس قرار نیست فقط مشکلات مردم را برای خود مردم تعریف کند. مردم خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند خودرو گران است؛ کافی است سری به نمایشگاه یا سایت‌های فروش بزنند. کار نماینده این است که بپرسد چرا گران است و کدام قانون، مصوبه یا سیاست باید تغییر کند.

مردم تحلیل‌گر تلویزیونی کم ندارند

اگر قرار باشد وظیفه نماینده به این محدود شود که پشت تریبون بگوید «خودرو گران است»، تفاوت او با یک بلاگر اینستاگرامی چیست؟ بلاگر برای دیده‌شدن حرف می‌زند؛ نماینده برای تغییر قانون انتخاب شده است.

بلاگر می‌تواند بگوید «چرا خودرو خارجی گران است؟» اما نماینده باید وزیر را بخواهد، متن مقررات را بررسی کند، تعرفه را زیر سؤال ببرد، منابع ارزی واردات را پیگیری کند و از دولت درباره تعداد خودروهایی که واقعاً وارد کشور شده، توضیح بخواهد.

مجلس البته در موضوع واردات کاملاً بی‌عمل هم نبوده است. نمایندگان در بررسی بودجه ۱۴۰۵ حقوق گمرکی خودرو را چهار درصد تعیین کردند و درباره سازوکار واردات خودروهای نو و کارکرده نیز مصوباتی داشتند. همین روزها هم مجلس با پیشنهاد تعرفه ۱۰۰ درصدی واردات خودرو مخالفت کرده است. اما همین نکته اتفاقاً مسئولیت مجلس را بیشتر می‌کند، نه کمتر.

چون «حقوق گمرکی چهاردرصدی» به این معنا نیست که همه خودروها با چهار درصد هزینه وارد کشور می‌شوند. نرخ مؤثر حقوق ورودی تجاری در سال جاری برای خودروهای مختلف بسیار متفاوت است؛ از ۴ درصد برای برقی‌ها و ۱۵ درصد برای برخی هیبریدها تا ۲۰ درصد برای خودروهای بنزینی زیر ۱۵۰۰ سی‌سی، ۴۰ درصد برای ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سی‌سی و نرخ‌های ۱۳۰، ۱۴۵ و ۱۶۵ درصدی برای خودروهای با حجم موتور بالاتر.

اینجاست که انتظار می‌رود مجلس نه فقط از «گرانی خودرو» گلایه کند، بلکه درباره ساختار تعرفه، اثر آن بر رقابت و فلسفه ادامه چنین دیواری سؤال کند.

این گزاره که «قبل از اصلاح بنزین، خودروی کم‌مصرف در اختیار مردم قرار دهید» جمله خوبی است. شاید حتی تیتر خوبی هم باشد. اما باید پرسید برای عملی‌شدن آن چه کرده‌ایم؟

اگر واقعاً خودروی کم‌مصرف حق مردم است، واردات خودروهای اقتصادی با مصرف چهار یا پنج لیتر باید آسان‌تر شود. اگر هیبرید قرار است بخشی از راه‌حل ناترازی بنزین باشد، نباید فقط کالایی برای طبقه‌ای محدود باقی بماند.

اگر رقابت قرار است خودروساز داخلی را به کاهش مصرف، ارتقای کیفیت و کنترل قیمت وادار کند، واردات باید آن‌قدر باشد که خودروساز حضور رقیب را واقعاً احساس کند؛ نه اینکه چند ده هزار دستگاه در بازاری میلیونی وارد شوند و بیشتر نقش تنوع ویترین را بازی کنند. اگر مجلس معتقد است دولت در این مسیر کوتاهی کرده، ابزار نظارتی در اختیار دارد.

سؤال، تحقیق و تفحص، احضار وزیر، اصلاح قانون، تغییر احکام بودجه و فشار برای اجرای قوانین موجود دقیقاً برای همین مواقع پیش‌بینی شده‌اند.

نماینده‌ای که می‌گوید «خودروی ارزان در اختیار مردم بگذارید» باید فردای همان روز توضیح دهد برنامه خودش برای تحقق این مطالبه چیست.

پشت بخش بزرگی از محدودیت‌های واردات خودرو همیشه یک استدلال وجود داشته است: حمایت از تولید داخل. اصل حمایت صنعتی قابل نقد یا دفاع است، اما حمایت اگر قرار باشد دائمی باشد، دیگر اسمش حمایت برای بلوغ صنعت نیست؛ تبدیل به حفاظت از بازار می‌شود.

تعرفه قرار است به تولیدکننده داخلی فرصت بدهد تا فناوری بیاورد، بهره‌وری را افزایش دهد و در نهایت توان رقابت پیدا کند. اگر بعد از دهه‌ها همچنان برای حفظ تولیدکننده باید دیوار تعرفه را بالا نگه داشت، سؤال طبیعی این است که این حمایت چه زمانی قرار است نتیجه بدهد؟

مردم نباید تا ابد هزینه یک دوره گذار بی‌پایان را پرداخت کنند، مخصوصاً امروز که همان سیاست‌گذار از سوی دیگر درباره مصرف بالای بنزین هشدار می‌دهد.

نمی‌شود از یک طرف بازار را به‌گونه‌ای مدیریت کرد که دسترسی به خودروهای جدید و کم‌مصرف محدود و پرهزینه شود و از طرف دیگر راننده را بابت مصرف بالای خودرویی که انتخاب‌های جایگزینش محدود بوده، سرزنش کرد.

اعتراض نمایندگان به افزایش قیمت بنزین قابل فهم است. هر تصمیم درباره بنزین آثار اجتماعی و تورمی دارد و مجلس باید نسبت به آن حساس باشد. اما اتفاقاً مجلس می‌تواند سطح این بحث را بالاتر ببرد.

به‌جای مسابقه بر سر اینکه چه کسی جمله تندتری علیه گرانی بنزین می‌گوید، می‌شود پرسید چرا واردات خودروهای اقتصادی هنوز چنین مسیر پیچیده‌ای دارد؛ چرا تعرفه بعضی خودروها همچنان سه‌رقمی است؛ چرا خودروهای هیبریدی و کم‌مصرف سهم بزرگی از بازار پیدا نکرده‌اند؛ چرا قوانین واردات بارها میان بودجه، آیین‌نامه، ایراد مجلس و اصلاح دولت دست‌به‌دست می‌شوند؛ و چرا سیاست پایدار و قابل پیش‌بینی برای رقابتی‌کردن بازار خودرو وجود ندارد.

اتفاقاً برخی نمایندگان خودشان پیش‌تر همین رابطه را دیده‌اند. حسنعلی محمدی، عضو کمیسیون تلفیق، گفته بود کاهش تعرفه و افزایش واردات می‌تواند از رشد قیمت خودروهای داخلی جلوگیری کند و رقابت بیشتری در بازار ایجاد کند. پس راه ناشناخته نیست. مسئله، اراده برای رفتن تا انتهای آن است.

در این بین، حق مردم را هم نباید فقط به بنزین ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومانی تقلیل داد. مردم حق دارند خودرویی بخرند که با استانداردهای روز فاصله فاحش نداشته باشد. حق دارند میان چندین برند و فناوری انتخاب کنند. حق دارند خودروی کم‌مصرف، هیبریدی یا برقی را نه به‌عنوان کالایی لوکس، بلکه به‌عنوان یک گزینه واقعی ببینند. حق دارند بدانند چرا خودرویی که در بازار جهانی یک کالای معمولی است، پس از ورود به ایران به کالایی برای بخش کوچکی از جامعه تبدیل می‌شود.

این حقوق نیز دقیقاً همان‌قدر که قیمت بنزین به مجلس مربوط است، به قانون‌گذار مربوط است. نماینده نمی‌تواند هنگام افزایش قیمت سوخت کنار مردم بایستد و بگوید «خودرو را ارزان کنید»، اما وقتی نوبت به سیاست‌هایی می‌رسد که می‌توانند بازار خودرو را رقابتی‌تر کنند، فقط منتظر تصمیم دولت بماند.

نماینده مجلس تریبون اعتراض مردم نیست؛ ابزار پیگیری اعتراض مردم است. اگر معتقدید خودرو گران است، برای پایین‌آمدن دیوارهای ورود رقیب بجنگید. اگر می‌گویید مردم باید خودروی کم‌مصرف داشته باشند، کاری کنید چنین خودرویی واقعاً قابل خرید باشد. اگر دولت در برابر واردات مانع ایجاد می‌کند، پاسخ بخواهید؛ اگر قانون مانع است، قانون را اصلاح کنید.

مردم برای شنیدن اینکه «خودرو گران است» نیازی به نماینده مجلس ندارند؛ هر صبح که قیمت‌ها را نگاه می‌کنند، خودشان به این نتیجه می‌رسند. مجلس برای گفتن مشکل انتخاب نشده است؛ برای حل‌کردنش انتخاب شده. وگرنه برای گفتن جمله‌های پرلایک، اینستاگرام از قبل به‌اندازه کافی بلاگر دارد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.