اعتیاد خودروسازی به دلارهای نفتی؛ درمان بیماری هلندی با مُسکن انحصار

صنعت خودروسازی ایران
صنعت خودروسازی ایران

خودروسازی ایران با دلار نفتی و قطعات وارداتی رشد کرد و با تعرفه و ممنوعیت از رقابت گریخت؛ نتیجه، صنعتی وابسته است که هزینه ناکارآمدی‌اش را مردم می‌پردازند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، دولت سال‌ها نفت فروخت، دلار آن را تقسیم کرد، کارخانه را اداره کرد و دروازه واردات را هم در اختیار گرفت. حاصل جمع این چهار نقش، صنعتی شد که با ارز خارجی تولید می‌کند، با حمایت دولتی زنده می‌ماند و محصولش را در بازاری کم‌رقیب به مردم می‌فروشد.

این یکی از روشن‌ترین نمودهای نسخه ایرانی بیماری هلندی است. ورود درآمد نفتی و عرضه ارز ارزان، واردات را از تولید جذاب‌تر می‌کند. واردکردن کالا، قطعه و ماشین‌آلات سودآور می‌شود، درحالی‌که تولیدکننده واقعی باید با تورم، بی‌ثباتی مقررات، مالیات، هزینه سرمایه و ضعف زیرساخت مقابله کند. نفت به‌جای آنکه موتور صنعت باشد، توان رقابت را از آن می‌گیرد.

این بیماری در صنعت خودرو شدیدتر بود؛ زیرا دولت فقط توزیع‌کننده دلار نبود، بلکه مالک، مدیر، قیمت‌گذار و حامی کارخانه نیز محسوب می‌شد. وقتی خودروهای داخلی توان رقابت با محصولات خارجی را نداشتند، سیاست‌گذار به‌جای اصلاح مدیریت، افزایش بهره‌وری و انتقال فناوری، رقیب را از میدان بیرون کرد. تعرفه بالا رفت، واردات سهمیه‌بندی شد و گاهی مرزها کاملاً بسته ماند.

بستن واردات، وابستگی را از بین نبرد؛ فقط شکل آن را تغییر داد. به‌جای خودروی کامل، قطعات منفصله، تجهیزات، مواد اولیه، سامانه‌های الکترونیکی و فناوری خارجی وارد کارخانه شد. نشان «ساخت داخل» روی محصول نشست، اما صورت‌حساب ارزی آن باقی ماند. هر بار نیز که درآمد نفت کاهش یافت، تحریم شدید شد یا انتقال پول مختل ماند، خط تولید با کمبود قطعه، افت تیراژ و افزایش قیمت روبه‌رو شد.

پشت دیوار انحصار، بقا دیگر به رضایت مشتری وابسته نبود. خودروساز می‌دانست واردات محدود است، عرضه از تقاضا عقب مانده و خریدار انتخاب چندانی ندارد. فشار بازار برای افزایش کیفیت، کاهش قیمت و به‌روزرسانی فناوری ضعیف شد. درد از کارخانه گرفته شد و به مصرف‌کننده انتقال یافت؛ صنعتی که باید برای جذب مشتری رقابت می‌کرد، مشتری را برای خرید محصولش به صف فرستاد.

حمایت از صنعت نوپا در علم اقتصاد قابل دفاع است، اما به سه شرط؛ موقت باشد، هدف مشخص داشته باشد و ادامه آن به نتیجه وابسته بماند. از یک صنعت چند سال حمایت می‌کنند تا روی پای خود بایستد، نه اینکه پس از چند دهه همچنان برای فرار از رقابت به تعرفه، ارز، تسهیلات و ممنوعیت واردات نیاز داشته باشد. صنعتی که عصا را کنار نمی‌گذارد، لزوماً ناتوان نیست؛ شاید به راه‌رفتن با عصا عادت کرده است.

درمان نیز صفرکردن ناگهانی تعرفه و رهاکردن صنعت نیست. دولت باید از نقش هم‌زمان مالک، مدیر و داور خارج شود؛ حمایت‌ها باید شفاف، زمان‌دار و مشروط به رشد بهره‌وری، کاهش مصرف سوخت، ارتقای کیفیت و صادرات باشند. تعرفه باید مسیری نزولی و قابل پیش‌بینی داشته باشد و واردات نیز به ابزار تنبیه مصرف‌کننده یا تأمین درآمد دولت تبدیل نشود.

خودروسازی ایران امروز میان دو وابستگی گرفتار است؛ برای تولید به ارز خارجی نیاز دارد و برای پنهان‌کردن ناکارآمدی به بازار بسته داخلی. دلار نفتی این اعتیاد را ساخت، انحصار نشانه‌هایش را پوشاند و مردم هزینه هر دو را پرداخت کردند.

صنعتی که بدون دلار نفتی نمی‌تواند تولید کند و بدون بستن مرزها نمی‌تواند بفروشد، هنوز به بلوغ نرسیده است. تا زمانی که نفت و انحصار جای فناوری، بهره‌وری و رقابت را گرفته‌اند، هر خودرویی که از خط تولید بیرون می‌آید، فقط یک محصول صنعتی نیست؛ صورت‌حساب بیماری هلندی است که به نام حمایت از تولید، مقابل مردم گذاشته می‌شود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.