واردات بنزین یا توسعه خودروهای پاک؟ حاکمیت در دوراهی پوپولیسم و نجات

حاکمیت اقتصادی امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است؛ واردات بنزین و ادامه مسیر پوپولیستی گذشته یا انتخاب راهی که اگرچه دشوارتر است اما میتواند اقتصاد ایران را از یکی از پرهزینهترین چرخههای معیوب خود خارج کند، اما این مسیر لزوماً افزایش قیمت بنزین نیست.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، سالهاست سیاست سوخت در ایران نه بر پایه منطق اقتصادی، بلکه براساس ملاحظات کوتاهمدت سیاسی و نگرانی از تبعات اجتماعی تصمیمهای سخت اداره میشود. نتیجه این رویکرد امروز به نقطهای رسیده که کشور همزمان با رشد افسارگسیخته مصرف بنزین، ناچار به واردات این کالای راهبردی شده و هر روز بخش بیشتری از منابع ارزی و سرمایههای ملی را صرف تأمین سوختی میکند که بخش مهمی از آن در ترافیک، خودروهای فرسوده و فناوریهای قدیمی دود میشود.
استدلالی بیپایه و اساس یارانه سوخت
سالها پرداخت یارانه سنگین به بنزین با این استدلال انجام شد که مردم باید از انرژی ارزان بهرهمند شوند، اما واقعیت امروز نشان میدهد بزرگترین برندگان این سیاست نه اقشار ضعیف، بلکه پرمصرفترین خانوارها بودهاند. هر کس خودروی بیشتر، سفر بیشتر و مصرف بالاتری داشته، سهم بزرگتری از یارانه پنهان انرژی دریافت کرده است؛ در مقابل، میلیونها ایرانی که خودرو ندارند یا مصرف اندکی دارند، تنها هزینه این سیاست را از طریق تورم، کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری عمومی و کوچکتر شدن سفره خود پرداخت کردهاند.
تعمیق نابرابریهای اجتماعی
در چنین شرایطی ادامه سیاستهای گذشته دیگر نه عدالت اجتماعی است و نه حمایت از مردم. این سیاستها اکنون به عاملی برای تعمیق نابرابری تبدیل شدهاند، زیرا منابعی که میتوانست صرف توسعه زیرساخت، آموزش، بهداشت، حملونقل عمومی یا ایجاد اشتغال شود، هر روز در باک خودروها میسوزد و دود میشود.
افزایش فشار بر معیشت مردم
راهحل این بحران نیز صرفاً افزایش قیمت بنزین نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه اصلاح قیمتی بدون ارائه یک مسیر جایگزین، تنها فشار بیشتری بر معیشت خانوارها وارد میکند و سرمایه اجتماعی سیاستگذار را نیز کاهش میدهد. در واقع، در حال حاضر مسئله و راهحل اصلی را باید در تغییر جهت و هدفمند کردن یارانهها جستوجو کرد؛ نه حذف آنها.
میلیاردها دلار برای کسری سوخت
اگر دولت و حاکمیت اقتصادی ناچارند هر سال میلیاردها دلار برای واردات بنزین، حفظ قیمتهای غیرواقعی و جبران کسری سوخت هزینه کنند، پرسش اساسی این است که چرا همین منابع نباید صرف کاهش مصرف بنزین شود؟ چرا یارانهای که امروز به مصرف بیشتر تعلق میگیرد، به توسعه فناوریهای پاک اختصاص پیدا نکند؟
توسعه خودروهای هیبریدی و برقی، حمایت از تولید و واردات آنها، ایجاد شبکه گسترده ایستگاههای شارژ، ارائه تسهیلات خرید، نوسازی ناوگان تاکسیرانی و حملونقل عمومی و جایگزینی خودروهای فرسوده، مجموعه اقداماتی هستند که میتوانند در مدت چند سال مصرف بنزین را به شکل پایدار کاهش دهند، بدون آنکه بار اصلی اصلاحات بر دوش مردم قرار گیرد.
خودروی پاک؛ شاخص رقابتپذیری در اقتصاد
در واقع، امروز مهمترین سرمایه کشور نه بنزین ارزان، بلکه کاهش وابستگی به بنزین است. هر لیتر بنزینی که مصرف نمیشود، معادل کاهش نیاز به واردات، کاهش خروج ارز، کاهش آلودگی هوا و افزایش امنیت انرژی کشور است.
از سوی دیگر، توسعه خودروهای پاک دیگر یک انتخاب لوکس یا نمادین نیست؛ این مسیر اکنون به یکی از شاخصهای رقابتپذیری اقتصادها تبدیل شده است. در حالی که، بسیاری از کشورها با سرعت به سمت برقیسازی ناوگان حملونقل حرکت میکنند، ایران همچنان بخش بزرگی از منابع خود را صرف ارزان نگه داشتن سوخت خودروهای بنزینی میکند؛ سیاستی که نه صنعت خودرو را رقابتی کرده، نه مصرف را کنترل کرده و نه رفاه عمومی را افزایش داده است.
ادامه تکرار یک چرخه معیوب؟
ادامه این روند به معنای تکرار یک چرخه معیوب است؛ واردات بیشتر بنزین، فشار بیشتر بر منابع ارزی، کسری بودجه بیشتر، تورم بالاتر و در نهایت کوچکتر شدن سفره همان مردمی که قرار بود از بنزین ارزان منتفع شوند. این همان تناقضی است که سیاستگذار دیگر نمیتواند از کنار آن عبور کند.
کدام بهتر است؛ پوپولیسم یا اصلاح؟
امروز کشور بیش از آنکه به یک تصمیم درباره قیمت بنزین نیاز داشته باشد، به یک تصمیم بزرگ درباره آینده سیاست انرژی نیازمند است. حاکمیت اقتصادی باید میان حفظ یک سیاست پوپولیستی که سالها منابع ملی را به نفع افزایش مصرف هدر داده و ذخایر کشور را فرسوده کرده است، یا حرکت به سوی اصلاحی ساختاری که یارانه را از مصرف بیشتر به مصرف کمتر منتقل میکند، یکی را انتخاب کند.
نجات اقتصاد ایران از کجا آغاز میشود؟
نجات اقتصاد ایران از بحران سوخت، از جایگاه پمپبنزین آغاز نمیشود؛ از اتاقهای سیاستگذاری آغاز میشود. اگر قرار است منابع ملی همچنان صرف حمایت از مردم شود، این حمایت باید آیندهساز باشد، نه مصرفساز. انتقال یارانه از بنزین به توسعه خودروهای پاک، شاید مهمترین تصمیمی باشد که حاکمیت اقتصادی میتواند برای حفظ منابع ملی، کاهش فشار بر بودجه، کنترل واردات بنزین و حمایت واقعی از اقشار کمدرآمد و متوسط اتخاذ کند. این انتخاب، دیگر تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ آزمونی برای ترجیح منافع بلندمدت کشور و معیشت مردم بر مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت است.





دیدگاه ها