توهم گذار به خودروهای پاک با سیاستهای تکبعدی

در حالی که، ناترازی ۲۰ میلیون لیتری بنزین، نیاز به جایگزینی فوری خودروهای پاک را بیش از پیش ضروری میکند، آیا تکیه بر تعرفههای ۴ و ۱۵ درصدی، بدون مدیریت قیمت و توسعه زیرساختهای مناسب، توهم گذار به خودروهای پاک با سیاستهای تکبعدی نیست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، حاکمیت اقتصادی سالهاست که در تلهی راهکارهای کوتاهمدت گرفتار شده است. گویی تصور میکنند هر بحران ساختاری را میتوان با یک فرمول ریاضی ساده یا یک بخشنامه گمرکی حل کرد. امروز، در حالی که، کشور با ناترازی شدید بنزین و کسری حدود ۲۰ میلیون لیتر مصرف روزانه دستوپنجه نرم میکند، تعرفههای ۴ و ۱۵ درصدی برای خودروهای برقی و هیبرید روی میز است. اما پرسش اینجاست که آیا کاهش تعرفه، معجزهای است که ذائقه مصرفکننده را تغییر دهد و انبوهی از خودروهای پاک را به خیابانها بیاورد؟
با توجه به زیرساختها و عدم فرهنگسازی و ناتوانی در حل مشکل ناترازی و توزیع انواع سوبسیدهای تشویقکننده مصرف، به نظر میرسد پاسخ این پرسش منفی باشد. این نگاه تکبعدی که تصور میکند تعرفه پایین به معنای انگیزه خرید است، ناشی از نادیده گرفتن واقعیتهای عریان اقتصادی است. در کشوری که تورم لجامگسیخته است و قدرت خرید مردم در وضعیت سقوط قرار دارد، مصرفکننده به درصد تعرفه نگاه نمیکند، بلکه به قیمت نهایی و هزینه بهرهبرداری توجه میکند. هزینه نگهداری و خدمات پس از فروش را محاسبه میکند. میزان دسترسی به قطعات و امکان تعمیر در تمام زمان و مکانها را میسنجد. وقتی قیمت یک خودروی برقی با تعرفه پایین، هنوز چندین برابر درآمد سالانه یک خانواده متوسط باشد، این سیاست صرفاً یک تغییر دکور در سطح گمرک است و هیچ تأثیری بر حجم واردات یا جایگزینی خودروهای بنزینی نخواهد داشت.
توهم تعرفه پایین
نقش حاکمیت در اینجا دقیقاً همان جایی است که غایب است. حاکمیت اقتصادی گمان کرده با تعریف حقوق ورودی پایین، کار خود را کرده، این یک توهم است. تعرفه پایین تنها یک قدم کوچک و حتا حاشیهای از مسیر تغییر ذائقه است. تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که ساختار هزینه تغییر کند. در شرایطی که وضعیت معیشتی اجازه افزایش نرخ بنزین برای ایجاد فشار جایگزینی را نمیدهد، حاکمیت باید از سطح گمرک فراتر رود و به سطح زیرساخت و سرمایهگذاری وارد شود.
تسهیلات مالی بلاعوض
برای اینکه خودروهای برقی و هیبرید جایگزین بنزین شوند، نیاز به تسهیلات مالی مناسب و بلاعوض است، نه صرفاً تخفیف گمرکی. متولیان باید به جای بازی با درصدها، به دنبال ایجاد سیستمهای وام ارزانقیمت و بلندمدت برای خرید خودروهای پاک باشند. همچنین، تا زمانی که زیرساخت شارژ در سطح شهرها و جادهها بهصورت گسترده و مطمئن مستقر نشود، هیچ مصرفکنندهای حاضر نیست ریسک خرید خودرویی را بپذیرد که نمیداند کجا باید آن را شارژ کند.
باید پذیرفت که تعرفه پایین بدون مدیریت قیمت و توسعه زیرساختی، تنها یک اقدام نمایشی است. حاکمیت اقتصادی نباید با یک تخفیف گمرکی، وجدان خود را برای حل بحران ۲۰ میلیون لیتری بنزین راحت کند. تغییر ذائقه مصرفکننده، محصولِ قیمت مناسب و دسترسی آسان است، نه محصول کاهش تعرفه در اوراق اداری گمرک. ضمن اینکه حاکمیتی که روزانه هزاران هزاران میلیارد از سرمایههای کشور را در قالب رانت بنزین دود میکند، آیا نمیتواند از همین منابع برای توسعه استفاده از خودروهای پاک بهره ببرد؟





دیدگاه ها