سیاه‌چاله ۲۵ میلیون لیتری کسری بنزین؛ پاشنه آشیل در میانه جنگ و تحریم

بنزین
بنزین

در شرایطی که مصرف روزانه بنزین به ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده، سیاه‌چاله ۲۵ میلیون لیتری کسری به پاشنه آشیلی امنیتی در میانه جنگ تبدیل شده است. ناترازی مذکور با بلعیدن میلیاردها دلار ارز و یارانه‌های پنهان، اقتصاد در محاصره‌ ایران را با تهدیدهای جدی روبه‌رو می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در دنیای معادلات استراتژیک، گاهی یک عدد می‌تواند از هزاران تحلیل سیاسی گویاتر باشد. عدد امروز ایران «۲۵ میلیون لیتر کسری» است؛ شکافی عمیق میان تولید و مصرف روزانه بنزین که حالا در فضای جنگی منطقه و فشار گازانبری تحریم‌ها، از یک معضل اقتصادی به یک «بحران امنیت ملی» تغییر ماهیت داده است.

طبق گفته‌های اخیر اسماعیل سقاب اصفهانی، رییس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، مصرف روزانه کشور به مرز جنون‌آمیز ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده است، در حالی‌که توان تولیدی ما حتا پیش از زخم‌های ناشی از جنگ، فراتر از ۱۱۵ میلیون لیتر نمی‌رفت. این یعنی روزانه ۲۵ میلیون کسری که واردات آن با توجه به وضعیت امروز می‌تواند به یک بحران ختم شود.

میراث سیاست‌های غلط

ریشه این ناترازی را باید در میراث سیاست‌های غلط جست‌وجو کرد. سال‌هاست که بنزین در ایران، نه به عنوان یک کالای استراتژیک، بلکه به‌مثابه یک مُسکن سیاسی دیده شده است. اصرار بر قیمت‌های سرکوب‌شده و توزیع یارانه‌های پنهان نجومی، بنزین را به کالایی تبدیل کرده است که نه تولیدکننده انگیزه‌ای برای ارتقا دارد و نه مصرف‌کننده دلیلی برای صرفه‌جویی می‌بیند. در این میان، صنایع خودروسازی داخلی نیز با تولید بلعنده‌های بنزین که فرسنگ‌ها با استانداردهای جهانی فاصله دارند، عملاً به شریک جرم این اتلاف منابع تبدیل شده‌اند. نتیجه این مسیر اشتباه، جامعه‌ای است که در آن بنزین ارزان‌تر از آب معدنی است، اما بهای واقعی آن را با تورم، آلودگی و وابستگی می‌پردازد.

بنزین و معادله پیچیده جنگ و محاصره

اما حالا، فاکتور جنگ و محاصره دریایی این معادله را پیچیده‌تر و ترسناک‌تر کرده است. در شرایطی که ظرفیت‌های پالایشگاهی کشور آسیب دیده است و دولت تلاش می‌کند با توسعه پالایشگاه‌های کوچک، که به اذعان مسئولان تا پایان سال اثر چشم‌گیری نخواهند داشت، تولید را وصله و پینه کند، محاصره دریایی راه تنفس واردات را تنگ کرده است.

وقتی روزانه به ۲۵ میلیون لیتر بنزین وارداتی نیاز داریم، یعنی روزانه به حداقل ۱۷.۵ میلیون دلار ارز (با فرض قیمت ۷۰ سنت در هر لیتر) محتاج‌ایم. این رقم در سال به بیش از ۶.۴ میلیارد دلار می‌رسد؛ سرمایه‌ای عظیم که در شرایط جنگی می‌تواند صرف تقویت زیرساخت‌های دفاعی یا حیاتی شود، اما امروز به معنای واقعی کلمه در ترافیک‌های بی‌پایان دود می‌شود.

سیاه‌چاله اقتصادی

از منظر عدالت اجتماعی، بنزین در ایران به یک سیاه‌چاله اقتصادی تبدیل شده است. دولت سالانه بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار یارانه پنهان و آشکار در بخش انرژی پرداخت می‌کند که سهم بنزین در آن تکان‌دهنده است. این یارانه، در واقع یک رانت معکوس است، چون هر کسی که بیش‌تر مصرف کند، چندین برابر بیش‌تر از قشر محروم از این ثروت ملی بهره می‌برند. از سوی دیگر، دولت برای جبران هزینه‌های گزاف واردات در شرایط تحریم، ناچار به استقراض یا استفاده از منابعی است که منجر به رشد تورم می‌شود. به عبارتی، حتا آن شهروندی که خودرو ندارد، هزینه بنزین را از طریق تورم سفره‌اش پرداخت می‌کند.

پیامد تداوم این ناترازی در وضعیت فعلی منطقه، چیزی فراتر از کسری بودجه است. وابستگی به واردات بنزین در زمان محاصره، به معنای قرار دادن ماشه در دست بیگانگان است. هر گونه اختلال در مسیرهای تأمین یا بنادر می‌تواند در عرض چند روز کشور را با فلج حمل‌ونقل و به تبع آن، ایست قلبی در زنجیره تأمین کالا و مواد غذایی روبه‌رو کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن روی آن حساب کرده است: تبدیل بنزین به یک سلاح داخلی برای ایجاد نارضایتی و شورش‌های اجتماعی.

ناتوانی در مهار این غول ۱۳۵ میلیون لیتری، ناشی از فقدان شجاعت در تصمیم‌گیری‌های کلان و نبود جایگزین‌های واقعی مانند حمل‌ونقل عمومی کارآمد و خودروهای برقی است. ما در حال حاضر روی بمبی ساعتی نشسته‌ایم که با بنزین وارداتی خنک نگاه داشته شده است. اگر دولت نتواند با ترکیبی از بهینه‌سازی فنی، اصلاح تدریجی ساختار قیمت‌ها و نوسازی ناوگان، این ناترازی را مدیریت کند، بنزین به جای آن‌که محرک حرکت باشد، به وزنه سنگینی تبدیل خواهد شد که اقتصاد و امنیت ایران را در میانه توفان جنگ غرق خواهد کرد. زمان برای سیاست‌های مُسکن گذشته است؛ امروز بنزین دیگر یک کالای استراتژیک صرف نیست؛ خط مقدم بقاست.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.