۶ میلیارد دلار زیان؛ صنعت خودرو چگونه ایران را به واردکننده بنزین تبدیل کرد؟

سالها قیمتگذاری دستوری، ممنوعیت و محدودیت واردات خودرو، تعرفههای سنگین، نوسازی کند ناوگان و ضعف حملونقل عمومی، مصرف بنزین ایران را به سطحی رسانده است که امروز میلیاردها دلار صرف واردات سوخت میشود.
هر بار که صحبت از کمبود بنزین میشود، نگاهها به سمت پالایشگاهها میرود؛ انگار تنها راهحل، ساخت یک پالایشگاه جدید یا افزایش تولید است، اما واقعیت این است که بحران امروز بنزین، قبل از آنکه یک بحران پالایشی باشد، یک بحران خودرویی است.
سالها قیمتگذاری دستوری، ممنوعیت و محدودیت واردات خودرو، تعرفههای سنگین، بوروکراسی پیچیده، نوسازی کند ناوگان و بیتوجهی به حملونقل عمومی، مصرف سوخت را به جایی رسانده است که ایران، کشوری که چند سال قبل صادرکننده بنزین بود، امروز برای تأمین نیاز داخل میلیاردها دلار ارز هزینه میکند.
به گفته عماد رفیعی، مدیر امور مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، کشور در سال گذشته بهطور متوسط روزانه ۱۳ میلیون لیتر بنزین وارد کرده که حدود ۳ میلیارد دلار هزینه مستقیم ارزی داشته است. او تأکید کرده است اگر هزینه تأمین ریفورمیت (برشی پالایشی با عدد اکتان بالا که برای تولید و افزایش کیفیت بنزین با سایر اجزا ترکیب میشود) و افزودنیهای مورد نیاز نیز محاسبه شود، هزینه واقعی تأمین بنزین به حدود ۶ میلیارد دلار در سال میرسد.
این عدد فقط هزینه خرید سوخت نیست؛ صورتحساب سالها سیاستگذاری اشتباه در صنعت خودرو است.
۶ میلیارد دلار یعنی چه؟
با فرض نرخ آزاد دلار در محدوده ۱۸۰ هزار تومان، این رقم معادل حدود ۱۰۸۰ همت است.
با ۶ میلیارد دلار چه میشد انجام داد؟| برآورد تقریبی
- واردات خودرو ۲۰ هزار دلاری| ۳۰۰ هزار دستگاه
- واردات خودرو ۲۵ هزار دلاری| ۲۴۰ هزار دستگاه
- واردات خودرو برقی اقتصادی| بیش از ۳۳۰ هزار دستگاه
- خرید اتوبوس شهری| حدود ۲۴ هزار دستگاه
- ارزش ریالی| حدود ۱۰۸۰ همت
این پول میتوانست صرف نوسازی ناوگان، توسعه مترو و اتوبوس، اسقاط خودروهای فرسوده، واردات خودرو کممصرف، خودرو هیبرید و خودرو برقی یا حتا اصلاح ساختار صنعت خودرو شود، اما امروز صرف جبران مصرف بالای بنزین میشود.
دولت دو بار هزینه یک سیاست اشتباه را میدهد
سالها قیمتگذاری دستوری، خودروسازان را زیانده کرد. از طرف دیگر، ممنوعیت واردات و محدود شدن رقابت باعث شد فناوری خودروها با سرعتی کمتر از نیاز بازار بهروزرسانی شود.
نتیجه این سیاستها روشن است؛ خودروهای کممصرف سهم اندکی از بازار دارند، خودروهای قدیمی همچنان در خط تولید یا در خیابانها حضور دارند و مصرف بنزین هر سال بیشتر میشود.
در واقع، دولت یکبار هزینه سیاستهای دستوری را با زیان انباشته خودروسازان پرداخت میکند و بار دیگر، برای جبران مصرف بالای همان خودروها، میلیاردها دلار صرف واردات بنزین میکند.
این یک چرخه دو سر باخت است.
واردات خودرو؛ چهار سال توقف، چند سال محدودیت
واردات خودرو از سال ۱۳۹۷ متوقف شد و پس از چند سال نیز با محدودیتهای متعدد از سر گرفته شد، اما آنچه اتفاق افتاد، یک بازار رقابتی نبود.
تعرفههای سنگین، محدودیت ارزی، ثبت سفارش، تغییر مداوم مقررات و فرآیندهای طولانی اداری باعث شد خودروهای وارداتی به کالایی گرانقیمت تبدیل شوند؛ محصولاتی که نه تعدادشان برای تغییر بازار کافی بود و نه قیمتشان برای بخش بزرگی از مصرفکنندگان قابل دسترس.
اگر طی این سالها واردات خودروهای کممصرف با تعرفه منطقی و فرآیند ساده انجام میشد، رقابت در بازار شکل میگرفت، خودروساز داخلی نیز برای کاهش مصرف سوخت و ارتقای فناوری تحت فشار قرار میگرفت و بخشی از ناوگان کشور زودتر نوسازی میشد.
شاید این سیاست بهتنهایی بحران بنزین را حل نمیکرد، اما بدون تردید وابستگی امروز به واردات سوخت تا این اندازه عمیق نبود.
میلیونها وسیله نقلیه فرسوده هنوز تردد میکنند
بحران مصرف سوخت فقط به خودروهای سواری محدود نیست.
میلیونها موتورسیکلت فرسوده، صدها هزار کامیون، کامیونت، اتوبوس، مینیبوس و کشنده فرسوده و همچنین میلیونها خودروی سواری فرسوده همچنان در حال تردد هستند.
هر کدام از این وسایل نقلیه، نسبت به نمونههای جدید سوخت بیشتری مصرف میکنند، آلایندگی بالاتری دارند و هزینه بیشتری به اقتصاد کشور تحمیل میکنند.
با این حال، برنامه اسقاط در سالهای گذشته هیچگاه متناسب با ابعاد این بحران پیش نرفته است.
بحران بنزین از صنعت خودرو شروع شد
امروز سادهترین راه مقصر دانستن مردم یا درخواست برای صرفهجویی است، اما نمیتوان از مردم انتظار داشت با خودروهایی که انتخاب دیگری برای جایگزینی آنها وجود ندارد، مصرف سوخت را به استانداردهای جهانی برسانند.
وقتی واردات خودرو محدود است، خودرو کممصرف کمیاب است، خودرو هیبرید و خودرو برقی به دلیل قیمت و تعرفه به کالایی لوکس تبدیل شدهاند، حملونقل عمومی متناسب با نیاز جامعه توسعه پیدا نکرده و ناوگان فرسوده نیز همچنان در حال تردد است، نتیجه چیزی جز افزایش مصرف بنزین نخواهد بود.
امروز صورتحساب این سیاستها، روزانه ۱۳ میلیون لیتر واردات بنزین و سالانه ۶ میلیارد دلار هزینه ارزی است.
این پول میتوانست صرف آینده شود؛ صرف نوسازی ناوگان، توسعه فناوری، افزایش رقابت و کاهش مصرف سوخت. اما اکنون فقط هزینه جبران اشتباهات گذشته را میپردازد.
راهحلها سالهاست روی میز قرار دارند؛ حذف قیمتگذاری دستوری، ایجاد رقابت واقعی، تسهیل واردات خودروهای کممصرف، کاهش تعرفههای بازدارنده، نوسازی ناوگان فرسوده، توسعه حملونقل عمومی و حمایت از فناوریهای نوین.
مسئله دیگر این نیست که چه باید کرد؛ مسئله این است که چرا با وجود روشن بودن مسیر، همچنان همان سیاستهایی ادامه پیدا میکنند که امروز ایران را از صادرکننده بنزین به واردکننده آن تبدیل کردهاند.




دیدگاه ها