خودروسازان به مثابه خدمه وزارت صمت

شباهت اقدامات خودروسازان و رفتارهای فاطمی امین و علی آبادی نشان می دهد در فقدان خصوصی سازی و عدم خروج دولت از خودروسازی، خودروسازان به مثابه خدمه وزیر صمت باید خدمت کنند و فعال صنعتی – اقتصادی به شمار نمی آیند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، همزمان با چرخش و تغییر و چربش سیاست های برقی سازی در وزارت صمت، برخی در کنار دلایلی که برای ضرورت این موضوع مطرح می کنند، از وضعیت امروز خودروسازی نیز استفاده کنند. به باور این بخش از کارشناسان طی سال هایی که از عمر خودروسازی در کشور می گذرد نتوانسته ایم خودروساز شویم، بنابراین حداقل باید در برقی سازی این صنعت را به نقطه ای مطلوب برسانیم.
در این قضیه، مخالفان و موافقان خودروسازان داخلی درست می گویند؛ هر دو طرف با تکیه بر استدلال هایی که دارند، می توانند نظر خود را به کرسی بنشانند. به بیان دیگر، بعد از گذشت بیش از نیم قرن از عمر خودروسازی در کشور، هنوز به جایگاه درخور و مطلوب و قابل توجه دست نیافته ایم و در عین حال با توجه به تغییرات تولید در سطح جهان، چاره ای جز حرکت به تولید خودروهایی با سوخت پاک وجود ندارد. از قضای روزگار، این طرز تفکر و تلقی از صنعت خودروسازی ایران نیز درست است. حرکت به سمت تولید خودروهای پاک از تمام جنبه هایی که به این موضوع نگاه شود، به یک الزام و ضرورت تبدیل شده است.
اما مسئله این است که با توجه به این اجبار، آیا واقعاً در این بخش از خودروسازی هم می توانیم موفق شویم و به یک سازنده بدل شویم؟
به نظر می رسد مانند همیشه می توان درباره اثرات مثبت و چرایی لزوم حرکت به این سمت ساعت ها حرف زد و هزاران مقاله و یادداشت نوشت، اما مسئله اصلی این است که با پابرجا بودن نوع تفکر حاکم، تسلط بی حد و حصر بر صنعت و دخالت در تمام امور، نمی توان امیدی به آینده این صنعت داشت. حتا اگر بهترین امکانات و زیرساخت ها و پتانسیل ها را در اختیار داشته باشیم.
خودروسازان در وضعیتی قرار دارند که هیچ کدام نمی توانند از آینده اطمینان داشته باشند. آن ها با توجه به ساختار شرکتی و در نظرگرفتن امکانات، سرمایه، توانمندی و زیرساخت ها نمی توانند براساس داشته های خود برنامه ریزی و در همان چارچوب حرکت کنند، چون باید چشم و دستشان به وزرات صمت و سلیقه وزیر صمت وقت باشد. باید حواسشان باشد که صمت کشور چه جهتی را برای حرکت به آنان نشان می دهد. وضعیت تسلط و نگاه حاکمیتی به گونه ای است که برای خودروسازان فرقی نمی کند که چه کسی در رأس وزارت صمت قرار دارد.
در واقع، با در اختیار داشتن تمام اختیارات صنعت خودروسازی، علی آبادی همان فاطمی امین است. فاطمی امین هم با رزم حسینی، نعمت زاده و محرابیان و سایر سکاندارانی که در لباس وزیر تا امروز مهمان ساختمان وزارت در خیابان سمیه بوده اند هیچ فرقی ندارند. تنها سلیقه و دیدگاه متفاوتی که داشته اند باعث شده است هزینه های بسیار گزافی به مردم و خودروسازی کشور تحمیل شود و مدام درجا بزنیم. به بیان دیگر، این تغییر و تحول در رأس وزارتخانه برای خودروسازان تفاوتی نداشته است. تنها هزینه تغییر ریل ها را آن ها پرداخته کرده اند و به نحوی دیگر، از جیب مردم و به نفع دولت و بخش پنهان رانتمحور جبران شده است.
واقعیت این است که در این سیستم، خودروسازان شباهت بسیاری به حکایت «بورانی بادنجان» دارند؛ عبید زاکانی در رساله دلگشا نوشته است: «سلطان محمود را در هنگام گرسنگی «بادنجان بورانی» پیش آوردند، خوشش آمد و گفت: بادنجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادنجان فصلی پرداخت و سلطان محمود چون سیر شد، گفت: بادنجان چیز خیلی مضری است. ندیم، باز در مضرت بادنجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: ای مردک نه این زمان که مدحش میگفتی؟ گفت: من ندیم تواَم نه ندیم بادنجان، مرا چیزی باید گفت که تو را خوش آید نه بادنجان را.»
این حکایت به طرز عجیبی شبیه این روزها که نه، بلکه شباهت بسیار زیاد و عجیب و نزدیکی با تمام سال های صنعت خودروسازی کشور دارد، چراکه این صنعت تا به امروز غیر از مدیریت دولتی به شکل دیگری اداره نشده است. خودروسازان هم به رغم برخورداری از موقعیت ها و توانمندی هایی که در اختیار داشته اند، نتوانسته اند به توسعه و پیشرفت دست پیدا کنند.
دلیل این امر را نیز برخلاف قرائت حاکم نباید در ناتوانی این صنعت جستوجو کرد. وقتی اقتصاد فرمایشی، دستوری و دولتی است؛ وقتی بخش خصوصی هویت، استقلال و جای نفس کشیدن نداشته باشد، فعالان اقتصادی اش نیز چاره ای جز بازی با قوانین و تلاش برای جلب نظر مقام بالادستی ندارند.
صنعت خودروسازی کشور نیز از این امر مستثنا نیست. هر چند خودروسازان خصوصی و غیر دولتی زیادی در آن فعال هستند، اما هیچ کدام مستقل نیستند. همه بازیگرانی هستند که بدون اختیار در زمین حاکمیت اقتصادی بازی می کنند. دولت با توجه به نحوه حضور و گستردگی دخالت در تمام امور، اختیارات و ابزار اصلی را از آنان گرفته است. این مسئله هر چند خوشایند خودروسازان نیست، اما آن ها توان مقابله و عدم تمکین را ندارند، چون از بریده شدن رگ های حیات خود می ترسند. اگر فسادی رخ می دهد، یا یکباره همه برای واردات خودروهای برقی بسیج می شوند و تغییر جهت های ناگهانی رخ می دهد، همه را باید در تسلط و قدرت برتر دولت نسبت به خودروسازان جستوجو کرد. در فقدان رقابت و نداشتن یک بخش خصوصی مستقل و با هویت، هزار سال دیگر هم نمی توان امیدی به خودروساز شدن داشت.





خودمرگ سازی!!!!
تنها راه نجات کشور تعطیل کردن خودروسازی (لگن سازی)
اینا هنوز در مرحله پلاس کردن موتور هشت سوپاپن، ماشین برقی کجا بود