بنزین را از خودروی فرسوده میگیرند؛ پول جایگزینی از کجا میآید؟

دولت سهمیه بنزین یارانهای خودروهای فرسوده را به ثبتنام برای اسقاط گره زده است؛ اما وام ۴۰۰ میلیونی و ارزش اسقاط هنوز با قیمت خودرو فاصله دارند.
دولت برای مالکان خودروهای فرسوده دو راه تعیین کرده است؛ برای اسقاط ثبتنام کنند یا سهمیه بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را از دست بدهند. سواریهای بالای ۲۰ سال، وانتهای بالای ۱۵ سال و کامیونهای بالای ۵۰ سال مشمول این سیاست هستند. هدف، کاهش مصرف سوخت و خروج ناوگان فرسوده است؛ اما هنوز روشن نیست مالک خودروی قدیمی فاصله چندصد میلیون تومانی تا ارزانترین خودروی جایگزین را چگونه باید تأمین کند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرده مالکان خودروهای مشمول باید در سامانه ستاد نوسازی ناوگان و اسقاط خودروهای فرسوده ثبتنام کنند. در صورت اقدامنکردن، سهمیههای یارانهای کارت سوخت آنها غیرفعال میشود و سوخت مورد نیازشان را باید با نرخ آزاد پنج هزار تومان بخرند.
خودروهای فرسوده معمولاً مصرف سوخت و آلایندگی بیشتری دارند و بخشی از آنها از نظر ایمنی نیز با مشکلات جدی روبهرو هستند. اختلاف از اصل اسقاط آغاز نمیشود؛ مسئله، فاصله میان اجبار قانونی و توان اقتصادی مالکی است که هنوز با خودروی ۲۰ ساله تردد میکند.
اسقاط اجباری فعلاً با ثبتنام آغاز میشود
برخلاف برداشتی که از عبارت «اسقاط اجباری» شکل گرفته، قرار نیست تمام خودروهای مشمول بلافاصله از خیابان جمعآوری شوند. طبق اصلاحیه مقررات، مالکی که در سامانه ثبتنام و آمادگی خود را برای اسقاط اعلام کند، تا زمان فراهمشدن خودرو و تسهیلات میتواند حداکثر پنج سال از محدودیتهای مربوط به خودروهای فرسوده معاف شود.
در این دوره، سهمیه سوخت نیز برای خودروی ثبتشده ادامه پیدا میکند. اگر تسهیلات و امکان جایگزینی فراهم شود و مالک باز هم برای اسقاط اقدام نکند، محدودیتهایی مانند ممنوعیت تردد در کلانشهرها، نقلوانتقال و تعویض پلاک قابل اعمال خواهد بود.
مرحله نخست این سیاست بیش از آنکه به خروج فوری خودروها منجر شود، مالکان را به ثبت اطلاعاتشان در سامانه سوق میدهد. ثبتنام، زمان میخرد؛ اما خودرو جدید یا قدرت خرید ایجاد نمیکند.
وام ۴۰۰ میلیونی حتی نصف راه نیست
فرشاد مقیمی، رئیس هیئت عامل ایدرو، از پیشبینی تسهیلات حدود ۴۰۰ میلیون تومانی با نرخ سود ۸ درصد و بازپرداخت سهساله برای جایگزینی خودروهای فرسوده خبر داده است. متقاضیانی که گزینه جایگزینی را انتخاب کنند، بدون قرعهکشی به خودروساز معرفی میشوند.
ارزش گواهیهای حاصل از اسقاط یک خودروی سواری نیز در برخی موارد میتواند به ۱۸۰ میلیون تومان برسد. حتی اگر مالک مشمول دریافت هر سه گواهی شود، مجموع ارزش اسقاط و وام به حدود ۵۸۰ میلیون تومان خواهد رسید.
قیمت مصرفکننده ارزانترین سواریهای داخلی در شهریور ۱۴۰۵ حدود ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است. در چنین شرایطی، مالک همچنان باید دستکم ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان آورده نقدی داشته باشد. این فاصله برای محصولات گرانتر بهمراتب بیشتر میشود.
حذف قرعهکشی مسیر اداری خرید را کوتاه میکند، اما کمبود پول را از بین نمیبرد. معرفی مستقیم به خودروساز زمانی کارساز است که متقاضی بتواند مبلغ باقیمانده را بپردازد.
قسط ماهانه از هزینه بنزین آزاد بیشتر است
وام ۴۰۰ میلیون تومانی با نرخ سالانه ۸ درصد و بازپرداخت ۳۶ ماهه، محاسبهای نزدیک به ۱۲.۵ میلیون تومان قسط ماهانه دارد. مجموع بازپرداخت آن نیز به حدود ۴۵۱ میلیون تومان میرسد.
این رقم را باید با هزینهای مقایسه کرد که حذف سهمیه سوخت به مالک تحمیل میکند. اگر یک خودروی شخصی تمام ۶۰ لیتر سهمیه ۱۵۰۰ تومانی و ۱۰۰ لیتر سهمیه ۳۰۰۰ تومانی را مصرف کند، هزینه ماهانه آن ۳۹۰ هزار تومان خواهد بود. خرید همین ۱۶۰ لیتر بنزین با نرخ پنج هزار تومان، ۸۰۰ هزار تومان هزینه دارد؛ یعنی حذف سهمیه حدود ۴۱۰ هزار تومان به پرداخت ماهانه مالک اضافه میکند.
از نگاه مالک کمدرآمد، پرداخت ماهانه ۴۱۰ هزار تومان بیشتر برای بنزین بسیار آسانتر از تأمین چندصد میلیون تومان آورده و پرداخت قسط ۱۲.۵ میلیون تومانی است. به همین دلیل حذف سهمیه بهتنهایی ممکن است به اسقاط منجر نشود؛ مالک بنزین گرانتر میخرد و همچنان با همان خودرو تردد میکند.
محدودیت تردد، تعویض پلاک و فعالیت در سکوهای حملونقل میتواند فشار بیشتری ایجاد کند، اما فشار بیشتر جایگزین توان مالی نمیشود.
خودروی فرسوده همیشه انتخاب مالک نیست
بخش بزرگی از ناوگان قدیمی به این دلیل در خیابان مانده که فاصله قیمت خودرو با درآمد خانوار افزایش یافته است. مالک لزوماً به نگهداری خودروی پرمصرف و پرخرج علاقه ندارد؛ ممکن است ارزانترین وسیلهای باشد که میتواند در اختیار داشته باشد.
نادیدهگرفتن این واقعیت، سیاست اسقاط را به جریمه مالکانی تبدیل میکند که امکان خروج از طرح را ندارند. بنزین گرانتر هزینه استفاده از خودروی قدیمی را بالا میبرد، اما پول خرید خودرو جدید را فراهم نمیکند.
خودروی جایگزین نیز نباید صرفاً نو باشد. اگر هدف اصلی کاهش مصرف بنزین است، باید کممصرفتر از خودروی اسقاطشده باشد و با قیمت قابل پرداخت عرضه شود. تکرار همان فناوریهای قدیمی در بدنهای تازه، فقط سن ناوگان را کاهش میدهد و اثر محدودی بر ناترازی سوخت خواهد داشت.
بخش سخت سیاست هنوز باقی مانده است
قطع سهمیه با یک تغییر در سامانه کارت سوخت قابل اجراست. نوسازی میلیونها وسیله نقلیه به منابع بانکی، عرضه کافی خودرو، اقساط متناسب با درآمد، محصولات کممصرف و شبکه حملونقل عمومی نیاز دارد.
وام ۴۰۰ میلیونی میتواند بخشی از هزینه را پوشش دهد، اما تا زمانی که بانک عامل، منابع قابل پرداخت، شرایط ضمانت و تعداد دقیق مشمولان مشخص نباشد، نمیتوان آن را معادل دسترسی واقعی همه مالکان به تسهیلات دانست.
دولت از مالک خودروی فرسوده میخواهد وسیلهاش را کنار بگذارد؛ خواستهای که از نظر مصرف سوخت، آلودگی و ایمنی قابل دفاع است. پاسخ مالک نیز پیچیده نیست: وقتی قسط وام چندین برابر هزینه بنزین آزاد است و هنوز چندصد میلیون تومان آورده لازم دارد، با چه پولی و کدام خودرو باید جایگزین کند؟





وامی که میدن باید بر اساس ۵۰ درصد قیمت یک خودروی مشابه خودروی اسقاطی باشه
مثلا اگر طرف ۴۰۵ اسقاط کرده خودروی مشابهش میشه سورن پلاس و دولت باید ۷۰۰ میلیون وام بده
قسط وامی که میدن هم باید بر اساس پایه حقوق تعیین بشه مثلا ۳۰ درصد پایه حقوق
اینجوری تبعات پایه حقوق پایین یقه خودت دولت رو میگیره و مجبور میشه برای برگشت سریع تر وامش، حقوق منطقی پرداخت کنه
حققق. تا ابد حققققققق