زمان جدا کردن جاده مخصوص از پکن

موضعگیری جدید چین درباره تنگه هرمز، بار دیگر یک واقعیت تلخ اما ضروری را پیش روی سیاستگذاران ایرانی قرار داد؛ در سیاست خارجی، دوستی دائمی وجود ندارد؛ دائمی، منافع ملی است. این در حالی است که دومین و حساسترین صنعت ایران به اراده چین گره خورده است. در این شرایط، یعنی وقتی شراکت راهبردی به ایستگاه منافع ملی رسیده؛ آیا وقت جدا کردن جاده مخصوص از پکن نشده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، پکن بار دیگر نشان داد که هرجا منافع اقتصادی، انرژی، تجارت و امنیت مسیرهای تجاریاش اقتضا کند، حاضر است تعاریف سیاسی، تعهدات اعلامی و حتا ادبیات پرطمطراق شراکت راهبردی را با محاسبات جدید تنظیم کند.
حمایت بیهزینه چین از ایران
مواضع اخیر چین درباره ضرورت تأمین امنیت کشتیرانی و حفظ جریان عبور و مرور از تنگه هرمز را نمیتوان صرفاً یک اظهارنظر دیپلماتیک معمولی دانست. این موضع، در امتداد همان سیاستی قرار دارد که پکن سالهاست دنبال میکند: حمایت تا جایی که هزینه نداشته باشد و همراهی تا جایی که منافع اقتصادی چین را تهدید نکند. چین در ماههای گذشته نیز بارها بر ضرورت تضمین عبور امن کشتیها و حفاظت از منافع دریانوردی خود تأکید کرده است؛ رویکردی که نشان میدهد اولویت اصلی پکن، پیش از هر چیز، امنیت زنجیره تأمین و اقتصاد چین است.
تکرار رفتار چین در قبال ایران
این نخستینبار نیست که چین چنین پیامی به تهران مخابره میکند. مسئله، دشمنی چین با ایران نیست؛ موضوع شاید حتا مهمتر از آن باشد: چین اساساً با هیچ کشوری پیمان عاطفی نبسته است.
پکن با ایران، عربستان، امارات، آمریکا، اروپا و هر بازیگر دیگری براساس ترازوی منافع خود رفتار میکند. اگر امروز ایران شریک اقتصادی و سیاسی مهمی است، فردا نیز تا زمانی مهم خواهد بود که بتواند در جدول منافع چین جایگاه خود را حفظ کند. بنابراین تصور اینکه قراردادهای بلندمدت، توافقهای راهبردی و همسوییهای سیاسی الزاماً در لحظه بحران به «چک سفیدامضا» برای حمایت از ایران تبدیل میشوند، چیزی جز خوشخیالی سیاسی نیست.
اما خطر بزرگتر در تهران نهفته است، نه در پکن. چین دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که یک قدرت بزرگ باید انجام دهد: منافع ملی خود را بر هر عهد، پیمان، معاهده و دوستی ترجیح میدهد. پرسش اصلی این است که آیا ایران نیز همین اندازه در دفاع از منافع ملی و اقتصادی خود عمل کرده است؟
جاده مخصوص نیازمند جاده جدید
برای زنده و پویا ماندن دومین صنعت بزرگ کشور، دیگر نمیتوان همه جادههای اقتصادی، تجاری، فناوری و سرمایهگذاری را به پکن ختم کرد. راه جاده مخصوص باید از پکن جدا شود. این جدایی لزوماً به معنای قطع رابطه با چین نیست؛ اتفاقاً معنای آن، عبور از وابستگی و رسیدن به یک رابطه متوازن و حرفهای است. ایران به چین نیاز دارد، همانگونه که چین نیز در حوزههایی به ایران نیازمند است، اما نیاز متقابل با وابستگی یکطرفه تفاوت دارد.
تکیه بر چین، کاهش قدرت ایران
اگر از منظر سیاسی نگاه کنیم، تمرکز بیش از حد بر یک شریک خارجی، قدرت مانور ایران را کاهش میدهد. اگر از زاویه ایدئولوژیک نگاه کنیم، وابستگی به هر قدرت خارجی با شعار استقلال سازگار نیست. اگر از دید امنیتی نگاه کنیم، گره زدن بخشی از توان صنعتی و اقتصادی کشور به تصمیمات پکن، یک آسیبپذیری بالقوه است، و اگر از منظر استقلال اقتصادی و سیاسی نگاه کنیم، نتیجه روشنتر است: کشوری که برای تأمین فناوری، بازار، سرمایه و مسیر تجارت خود تنها یک یا دو دروازه داشته باشد، در روز بحران با همان دروازهها محاصره خواهد شد.
لزوم شکست انحصار چین
واقعبینی حکم میکند تهران نه راه چین را ببندد و نه آینده خود را به آن گره بزند. راه درست، ایجاد مسیرهای موازی است؛ مسیرهایی به سوی اروپا، آسیا، آمریکای لاتین، همسایگان، قدرتهای نوظهور و هر بازاری که بتواند قدرت انتخاب ایران را افزایش دهد. رابطه با چین باید حفظ شود، اما انحصار چین باید شکسته شود.
جدی گرفتن پیام واضح چین
پیام موضع جدید پکن درباره تنگه هرمز روشن است: چین قبل از آنکه شریک ایران باشد، شریک منافع چین است. شاید وقت آن رسیده باشد که تهران نیز همین درس را جدی بگیرد؛ ایران قبل از هر چیز باید شریک منافع ایران باشد.
جاده مخصوص را نمیتوان یکشبه بست، اما میتوان از امروز خروجیهای جدید ساخت. شاید زمان آن رسیده باشد که تهران، در کنار جادهای که به پکن میرود، چند بزرگراه موازی نیز بسازد، زیرا استقلال واقعی، داشتن یک شریک قدرتمند نیست، بلکه داشتن حق انتخاب است.




خوب جناب همچین میگی باید چین رو گذاشت کنار یا حضورش کم رنگ بشه که انگار خودروسازهای بزرگ جهان صف کشیدن بیان با خودروسازهای ما همکاری کنن تازه هم بخوان مگه تحریمها اجازه میده ؟؟؟ مگه اصلا فعلا چاره ای جز همکاری با چین وجود داره ؟؟؟
سیاستمداران ما اول باید بپذیرند که مسیری که تاکنون رفته اند، اشتباه بوده است، دشمنی مطلق با بعضی کشورها و دنباله روی مطلق از کشورهای دیگر تا مادامی که پیمان نظامی و اطلاعاتی دوجانبه توسعه و دفاع مشترک وجود نداشته باشد هیچ سازگاری با تأمین منافع ملی ندارد..بعضی سیاستمداران ما به کسب منافع مادی زودگذر برای خودشان و خانواده هاشان در ارتباط با کشورهای مختلف اکتفاء کرده اند و اصولا دنبال اولویت در روابط با کشورها در چارچوب منافع ملی نبوده اند، که الان انتظار داشته باشیم کشورهایی مانند چین و روسیه در مقابل جنگ نظامی یا اقتصادی آمریکا علیه ایران، در کنار ایران بایستند، در حالی که ارتباط با آمریکا، اسرائیل، اروپا و کشورهای همپیمان آنها در مجموع بمراتب منافع بیشتری برای چین و روسیه دارد..
«هر کشوری به فکر منافع و ملت خودش هست به جز این مملکت!!!»
الان بقیه جاهای دنیا مگه تا الان حمایت پرهزینه از ما کردن؟
نویسنده یک جوری میفرماید که انگار تو غرب و … برای ما سفره پهن کردن و میگن بیا این بنز و شورلت مال شما :))
الان مگه میتونی در خلال تحریم آمریکا بری با اروپا و … ببندی؟ بخوای هم نمیتونی، چون اون(آمریکا و غرب) نمیذاره.
ایران رفته صد بار مذاکره کرده. مگه تحریم ها رو برداشتن؟ اصلا مگه دنیا حق انتخاب برامون گذاشته که حرف از مسیر موازی میزنی؟
از طرفی مگه تا الان با چین رابطه مستقیم و بی واسطه تو خودرو داشتیم؟
نویسنده ی محترم اگر به دنبال پاسخی برای سوالات زیر بود، خیلی بهتر واقع میشد تا اینکه جدایی از چین رو پیش بکشه:
– فولکس واگن بالای ۱۰۰ هزارکارمندش رو داره اخراج میکنه، نصف مدل هاش رو هم میخواد توقف تولید بزنه. برای چی؟
– خودروسازان آمریکایی ممنوعیت واردات خودروهای چینی رو از ترامپ درخواست میکنن. مگه آمریکا نماد بازار آزاد خودرو نبود؟
پس برای چی این کار و میکنن؟
– مدیرعامل بنز دو سال پیش گفت ما دو راه بیشتر نداریم. یا با چینی ها کنار بیایم و بمونیم یا جلوش وایسیم و از بین بریم. برای چی این و گفت؟
– حمل و نقل هواداران تو یورو ۲۴ آلمان، با کی بسته شده بود؟ با بی وای دی. مگه آلمان خودش بنز و فولکس و بی ام دبلیو نداشت؟ پس چرا رفته با بی وای دی بسته؟
– الان اسپانسر خودرویی باشگاه های فوتبال انگلیس کیه؟ بی وای دی. مگه انگلیس رولز رویس و استون مارتین نداره؟ پس چرا رفته با بی وای دی بسته؟
اگر همین امروز عصر(۱۴ شهریور ۱۴۰۵) شبکه ۳ میزدید آرم byd رو تو باشگاه میزبان بازی منچستر سیتی با تیم رقیب رو صندلی مربی میدید.
– الان نیسان n6 حاصل همکاری ژاپن با کجاست؟
– تویوتاهای سری bz حاصل همکاری ژاپن با کجاست؟
– برند مشترک بنز و بی وای دی که دنزا ایکس نام داره حاصل همکاری آلمان با کجاست؟
– مزدا ez6 که تو ایران قیمت فضایی روش گذاشتن حاصل همکاری مزدا با کجاست؟
الان سوال من اینه. وقتی کل دنیا پذیرفتن که چین در خودروسازی داره دست برتر رو پیدا میکنه، دلیل پافشاری نویسنده بر دوری از چین و گرایش به جاهای دیگر چه چیزی میتونه باشه؟
در حالی که از تویوتا تا بنز به صورت عمیق رفتن تو همکاری با چین، اما نویسنده چی میفرماید؟ میفرماید از وابستگی به چین رها بشیم.
اتفاقا همکاری با چین امروز یک ضرورت هست. البته به شیوه ای رسمی و درست. نه با مونتاژ قطعات خریداری شده از شرکت ثالث و فروش به ۱۰۰ برابر قیمت جهانی. که میطلبد راهکارهای غلبه بر تحریم به شکلی رسمی و شکستن انحصار به شکلی مصمم دنبال شود.
قطعا ما ملزم به یکسری تغییرات هستیم. چنانچه با روش فعلی در خودروسازی ادامه بدیم، حتی اگر تسلا رو هم بیاری باز هم همین آش هست و همین کاسه.
نویسنده بیشتر مطالعه کن. تو خال نمیزنی.
سلام اول بایدایران به کشور قدرتمند در حوزه نظامی وکار آمد وبروز الخصوص بازدارندگی اتوماتیک جامعه عمل بپوشاند ودر تلاش باشد که تحریمها رو لغو بکند وتمام سعی دیپلماتیک اقتصادی خود را با حداکثرتلاش وتوان چه بسا نیاز به لابی باشد که از کشورهای اروپایی آمریکا هم بهره ببرد تا عضوسازمان تجارت جهانیwtoبشود در راستای دریافت خدمات نوین علمی اقتصادی و صنعتی هم با شرق هم با غرب و آمریکا از موضوع قدرت واحترام همسان وشراکتهای راهبردی براساس منافع ملی وتوسعه اقتصادی وراهی جهت کشور پیاده سازی نماید
نویسنده مدام دولتها را پیش میکشد در حالیکه این شرکتها هستند که باید منافع خود را دنبال کنند. چین چندین خودروساز دارد که رقابت سختی با هم دارند و این شرکتهای ایرانی هستند که دیگر نباید مثل دوالپا آویزان دولت شوند و باید شرکای قابل اعتمادی برای خود در چین یا حتی دیگر بازارها بیابند. بعضی شرکتها هستند که در حال ترک بازار آمریکا هستند یا اصلاً حضور خاصی آنجا ندارند لذا شاید بتوان با آنها همکاری کرد.
پس سرانجام کسانی که منابع ایران را رایگان به چین دادند چی میشه اینا من نگفتم زاکانی و… میگند؟؟؟؟؟
خودرو سازی که فقط چینی و اروپایی نیست نویسنده میگه همه دنبال منفعت هستند پس کشور های دیگری هم میتوان پیدا کرد که ما را از انحصار چینی خارج کند
چین بسمت برقی شدن کامل خودروها میتازد
آن موقع مسولان و مدیران احمق و نادان خودروسازی ما بفکر تولید خودروهای تمام الکتریک و یا پایه گاز سوز نیستند یا حداقل استاندارد از این پس دو گانه سوز تولید کردن تمامی خودروها باشد
اتفاقا الان بهترین زمان برای همراهی و همسویی با خودرو سازان چینیه،با توجه به شواهد و آمارها خودرو سازی چین داره جهان رو قبضه خودش میکنه باید از همین امروز شریک خودرو سازان چینی بشیم تا در آینده حرفی واسه گفتن داشته باشیم،
مثلاً با کی با غرب؟ با روسیه؟
غرب که نمیاد روسیه هم که از ایران عقب تره پس گزینه ای جز چین وجود ندارد
الان منظور مقاله چیه واقعاً؟