مصیبت‌های ناتمام معجزه هزاره سوم؛ از بنزین ارزان تا خودروی پرمصرف

محمود احمدی‌نژاد
محمود احمدی‌نژاد

سال‌ها از پایان دولت محمود احمدی‌نژاد گذشته است، اما بخشی از تصمیم‌های پرهزینه آن دوره همچنان در اقتصاد ایران نفس می‌کشد؛ از سیاست‌های بنزینی و تثبیت قیمت سوخت تا خودروسازی‌ای که قرار بود یکی از موتورهای توسعه کشور باشد، اما امروز خود به یکی از کانون‌های ناترازی، زیان و نارضایتی تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، معجزه هزاره سوم قرار بود نقطه عطفی در مدیریت اقتصاد ایران باشد، اما در حوزه انرژی و خودرو، بخشی از تصمیم‌های آن دوران نه‌تنها مسئله‌ای را حل نکرد، بلکه صورت‌مسئله‌های جدیدی ساخت که دولت‌های بعدی نیز از حل آن‌ها عاجز مانده‌اند.

بنزین یکی از روشن‌ترین نمونه‌هاست. سال‌ها سیاست‌گذاری بر پایه بنزین ارزان، افزایش مصرف را تشدید کرد و فاصله میان قیمت واقعی انرژی و قیمت پرداختی مصرف‌کننده را به یک شکاف بزرگ اقتصادی تبدیل کرد. نتیجه امروز همان چیزی است که کارشناسان سال‌ها نسبت به آن هشدار می‌دادند: مصرف بالا، تولید ناکافی، ناترازی، فشار بر بودجه و در نهایت بازگشت دوباره بحث سهمیه‌بندی و اصلاح قیمت.

خودرو؛ صنعتی که قرار بود پیشران باشد

داستان فقط بنزین نیست. خودروسازی نیز در همان سال‌ها بیش از آن‌که به سمت رقابت، بهره‌وری و توسعه فناوری حرکت کند، درگیر سیاست‌گذاری‌های دولتی، قیمت‌گذاری، حمایت‌های تعرفه‌ای و محدودیت واردات شد.

قرار بود حمایت از تولید داخلی، خودروساز ایرانی را به یک بازیگر قدرتمند منطقه‌ای تبدیل کند، اما نتیجه پس از سال‌ها چیست؟ خودروهای قدیمی، فناوری‌های فرسوده، زیان انباشته، بدهی سنگین، نارضایتی مصرف‌کننده و وابستگی جدی به سیاست‌های حمایتی دولت.

مسئله این‌جاست که حمایت زمانی معنا دارد که به افزایش توان رقابت منجر شود. اگر حمایت دائمی شود، صنعت به جای قوی‌تر شدن، به حمایت وابسته‌تر می‌شود.

بنزین ارزان، خودروی پرمصرف؛ یک چرخه معیوب

شاید مهم‌ترین خطای سیاست‌گذاری را باید در کنار هم قرار دادن دو سیاست دید: سوخت ارزان و خودروی کم‌بازده.

وقتی مصرف‌کننده با بنزین ارزان مواجه است، انگیزه اقتصادی چندانی برای خرید خودروی کم‌مصرف ندارد. از سوی دیگر، وقتی خودروساز در محیطی کم‌رقابت فعالیت می‌کند، فشار کافی برای سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کم‌مصرف نیز احساس نمی‌کند.

این دو سیاست در کنار یکدیگر، چرخه‌ای ساخته‌اند که خروج از آن بسیار دشوار شده است.

دولت امروز از یک سو مردم را به کاهش مصرف بنزین دعوت می‌کند و از سوی دیگر، همان ساختار خودرویی را حفظ کرده است که بخش مهمی از محصولات‌اش فاصله قابل توجهی با استانداردهای روز جهان دارند.

هزینه تصمیم‌هایی که تمام نمی‌شوند

مسئله اصلی این نیست که کدام دولت آغازکننده یک سیاست بوده است. مسئله این است که چرا دولت‌های بعدی نیز نتوانسته‌اند آن را اصلاح کنند. در اقتصاد، تصمیم بد اگر اصلاح نشود، به بحران تبدیل می‌شود و بحران اگر مدیریت نشود، به ابرچالش.

بنزین امروز فقط مسئله یک فرآورده نفتی نیست؛ مسئله‌ای درباره بودجه، ارز، حمل‌ونقل، تورم و عدالت اجتماعی است. خودروسازی نیز فقط مسئله چند کارخانه در جاده مخصوص نیست؛ به اشتغال، مصرف سوخت، آلودگی هوا، ترافیک، واردات، ارز و رفاه میلیون‌ها خانوار گره خورده است. به همین دلیل، مصیبت‌های این دو حوزه را نمی‌توان با تصمیم‌های مقطعی حل کرد.

میراثی که دولت‌ها دست به دست می‌کنند

شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد؛ هر دولت بخشی از مشکلات دولت قبلی را تحویل می‌گیرد، اما به جای اصلاح ریشه‌ای، مسئله را چند سال دیگر به دولت بعدی واگذار می‌کند.

حالا بنزین دوباره به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های اقتصادی کشور تبدیل شده و خودروسازی نیز همچنان میان خصوصی‌سازی، قیمت‌گذاری، زیان انباشته، واردات و حمایت دولتی سرگردان است.

اگر قرار است کشور از این دور باطل خارج شود، باید یک‌بار برای همیشه درباره فلسفه سیاست‌گذاری در این دو حوزه تصمیم گرفته شود.

نه می‌توان برای همیشه بنزین را ارزان نگه داشت و انتظار داشت مصرف کنترل شود و نه می‌توان برای همیشه از خودروساز حمایت کرد و انتظار داشت صنعت رقابتی شود.

مصیبت واقعی شاید نه تصمیم‌های اشتباه گذشته، بلکه اصرار امروز بر ادامه آنهاست.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.