تهدید اقتصادی ترامپ و کابوس بنزین؛ خاموشی نازلها آغاز جیرهبندی است؟

تهدیدهای اقتصادی ترامپ علیه ایران در شرایطی مطرح شده است که بنزین دیگر فقط یک کالای مصرفی نیست، بلکه به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد ایران تبدیل شده است. حالا خاموشی نازلها، آن هم همزمان با زمزمههای جدی اجرای سناریوهای جدید مدیریت بنزین، این پرسش را جدیتر از همیشه مطرح میکند که آیا جیرهبندی بنزین عملاً آغاز شده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، دولت چندی پیش اعلام کرد که برای مدیریت مصرف و ایجاد تعادل در بازار بنزین، سه الگو را در دست بررسی دارد.
رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، سناریوی نخست را اینگونه توضیح داده است که قیمت بنزین تغییر نکند، اما عرضه به سقف تولید روزانه محدود شود؛ یعنی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین در جایگاهها توزیع شود و پس از پایان این میزان، نازلها خاموش شوند.
این سناریو در ظاهر افزایش قیمت نیست، اما در عمل میتواند معنای دیگری داشته باشد: بنزین با همان قیمت قبلی باقی میماند، اما دسترسی به آن محدود میشود. به بیان سادهتر، دولت به جای آنکه قیمت را بالا ببرد، میتواند زمان و میزان دسترسی مردم به سوخت را مدیریت کند.
در سناریوی دوم، همین ۱۲۱ میلیون لیتر بین خودروهای موجود تقسیم میشود و هر خودرویی که بیش از سهمیه خود نیاز داشته باشد، باید بنزین اضافه را با نرخ آزاد خریداری کند؛ الگویی که شباهتهایی با طرح مورد بحث در کرمان دارد.
سناریوی سوم نیز سهمیه را از خودرو جدا میکند و به افراد میدهد؛ یعنی مالکیت خودرو شرط دریافت سهمیه نخواهد بود و حتا افراد فاقد خودرو نیز سهمیه بنزین خواهند داشت.
نازلها چه میگویند؟
اما مسئله زمانی جدیتر میشود که در کنار این سناریوها، خبر خاموشی نازلها قرار میگیرد. اگر قرار بود سناریوی نخست فقط یک گزینه روی کاغذ باشد، اکنون مشاهده محدودیت در عرضه سوخت این تصور را ایجاد میکند که دولت عملاً در حال حرکت به سمت همان الگوست.
البته نمیتوان صرفاً براساس خاموش شدن برخی نازلها اعلام کرد که سهمیهبندی رسمی آغاز شده است. خاموشی نازل میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. اما آیا همزمانی این اتفاق با طرح عرضه تا سقف ۱۲۱ میلیون لیتر و سپس خاموشی نازلها اتفاقی است؟
ترامپ و بنزین؛ یک تهدید واقعی
تهدید اقتصادی ترامپ، در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرچه فشار خارجی افزایش یابد، تأمین منابع مالی، واردات احتمالی بنزین و مدیریت ذخایر دشوارتر میشود. بنابراین، دولت ناچار است میان قیمت، مصرف و میزان عرضه، یکی را کنترل کند.
به نظر میرسد در شرایط فعلی، دولت به جای پذیرش هزینه سیاسی افزایش قیمت، سناریوی اول را انتخاب کرده است؛ یعنی محدود کردن عرضه به میزان تولید و خاموش کردن نازلها پس از رسیدن به سقف مصرف.
اگر این برداشت درست باشد، جامعه با یک تغییر مهم مواجه خواهد شد.
در این شرایط، به نظر میرسد جیرهبندی بنزین دیگر الزاماً با اعلام سهمیه ماهانه آغاز نمیشود. ممکن است از جایی شروع شود که کمتر به چشم میآید؛ از خاموش شدن نازلها.
اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش اصلی دیگر این نیست که بنزین سهمیهبندی میشود یا نه؛ بلکه ابهام این است که چه زمانی خاموشی نازلها به قاعده جدید پمپبنزینها تبدیل خواهد شد؟ و چه زمانی بهصورت رسمی اعلام میشود؟ آیا دولت منتظر واکنش مردم است یا اینکه به دنبال عادیسازی خاموشی نازلهاست؟





دیدگاه ها