ایران کجای مصرف بنزین جهان قرار دارد؟

مقایسه مصرف بنزین، قیمت سوخت، درآمد سرانه و گستردگی حملونقل عمومی در ۱۵ کشور نشان میدهد مسئله مصرف سوخت در ایران نه فقط به تعداد خودروها، بلکه به ترکیبی از قیمت بسیار پایین بنزین، کیفیت ناوگان، الگوی سفر، درآمد مردم و ضعف دسترسی به حملونقل عمومی بازمیگردد؛ ترکیبی که اصلاح آن بدون اصلاح همزمان چند متغیر، نتیجهای جز افزایش فشار بر مردم نخواهد داشت.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بررسیها نشان میدهد ایران با مصرف حدود ۵۷۰ هزار بشکه بنزین در روز در رتبه هشتم قرار گرفته است. آمریکا با حدود ۸۵۶۰ هزار بشکه در روز در صدر قرار دارد و پس از آن برزیل، هند، کانادا، ژاپن، مکزیک و اندونزی قرار گرفتهاند.
اما رتبه ایران زمانی معنادارتر میشود که مصرف را به جمعیت نسبت دهیم. براساس این مقایسه، مصرف سالانه بنزین به ازای هر نفر در ایران حدود ۳۶۱ لیتر است. این رقم از کشورهایی مانند هند، ترکیه، فرانسه و بریتانیا بیشتر است، اما فاصله قابل توجهی با آمریکا، کانادا، امارات و عربستان دارد.
بنابراین، نمیتوان صرفاً با تکیه بر عدد مصرف ملی گفت ایرانیها بیش از همه دنیا بنزین مصرف میکنند. آنچه درباره ایران اهمیت دارد، مصرف نسبتاً بالای سرانه در کنار درآمد سرانه پایین و قیمت بسیار ناچیز سوخت است.
بنزین ایران؛ ارزانتر از درآمد مردم

شاید مهمترین عدد این مقایسه، قیمت بنزین باشد. قیمت ثبتشده برای بنزین ایران حدود ۰٫۰۲۹ دلار در هر لیتر است؛ رقمی که با قیمت بنزین در سایر کشورهای مورد بررسی فاصلهای بسیار زیاد دارد.
در آمریکا، این رقم حدود ۱٫۱۷ دلار، در ترکیه ۱٫۴۹ دلار، در آلمان ۲٫۵۲ دلار، در فرانسه ۲٫۳۱ دلار و در بریتانیا ۲٫۱۸ دلار است.
معیار فقط قیمت بنزین نیست
اما مقایسه قیمت بهتنهایی کافی نیست. باید آن را در کنار درآمد مردم گذاشت. درآمد سرانه ایران در این بررسی حدود ۵۱۳۰ دلار است. به همین دلیل، هزینه خرید هزار لیتر بنزین در ایران تنها حدود ۲۹ دلار برآورد میشود؛ یعنی حدود ۰٫۶ درصد درآمد سرانه.
در هند، هزینه هزار لیتر بنزین بیش از ۴۲ درصد درآمد سرانه است. در ترکیه، این نسبت بیش از ۱۱ درصد و در فرانسه حدود ۵ درصد است.
این اختلاف نشان میدهد بنزین در ایران فقط ارزان نیست؛ از منظر قدرت خرید نیز بهشدت یارانهای و کمهزینه است.
آمریکا؛ مصرف بالا، اما داستان متفاوت
آمریکا در این مقایسه با اختلاف زیادی بالاترین مصرف بنزین را دارد؛ حدود ۸۵۶۰ هزار بشکه در روز و حدود ۱۵۳۰ لیتر مصرف سالانه به ازای هر نفر.
اما نمیتوان از این عدد نتیجه گرفت که قیمت پایین بنزین بهتنهایی عامل مصرف بالاست. ساختار شهرها، فاصله زیاد میان محل زندگی و کار، وابستگی تاریخی به خودرو، بزرگ بودن خودروها و گستردگی شبکه بزرگراهی نیز در این کشور نقش دارند.
در واقع، آمریکا نشان میدهد حتی یک کشور بسیار ثروتمند با حملونقل عمومی قابل توجه در برخی کلانشهرها، اگر ساختار شهری و اقتصادی آن بر خودرو بنا شده باشد، میتواند مصرف سوخت بسیار بالایی داشته باشد.
اروپا نسخه دیگری دارد
آلمان، فرانسه و بریتانیا در نقطه مقابل آمریکا قرار میگیرند. قیمت بنزین در این کشورها بسیار بالاتر است، اما حملونقل عمومی نیز گستردهتر و در دسترستر است.
مصرف سالانه سرانه بنزین در آلمان حدود ۳۳۰ لیتر، در بریتانیا حدود ۲۴۹ لیتر و در فرانسه حدود ۲۲۷ لیتر است.
این کشورها سالهاست روی مترو، قطار، تراموا، اتوبوس و قطارهای حومهای سرمایهگذاری کردهاند. بنابراین، شهروند برای کاهش استفاده از خودرو شخصی، گزینه واقعی و قابل اتکا در اختیار دارد.
همین نکته برای ایران بسیار مهم است. نمیتوان از مردم خواست کمتر خودرو سوار شوند، اما همزمان اتوبوس، مترو و قطار شهری را با کمبود، فرسودگی، تأخیر و پوشش ناکافی مواجه کرد.
نفتخیزها هم مصرف بالایی دارند
عربستان و امارات نیز در این مقایسه قابل توجهاند. مصرف سرانه بنزین در عربستان حدود ۸۷۳ لیتر و در امارات حدود ۱۰۳۵ لیتر در سال است.
هر دو کشور درآمد سرانه بسیار بالاتری از ایران دارند و بنزین نیز نسبت به کشورهای اروپایی ارزانتر است. نتیجه روشن است: وقتی درآمد بالاست و خودرو شخصی بهراحتی در دسترس است، حتی با توسعه حملونقل عمومی، مصرف سوخت میتواند بالا بماند.
اما تفاوت مهم با ایران این است که این کشورها در سالهای اخیر سرمایهگذاری سنگینی برای توسعه شبکههای مترو، اتوبوس و حملونقل ریلی انجام دادهاند.
مشکل ایران فقط خودرو نیست
ایران در شرایطی با مصرف سرانه حدود ۳۶۱ لیتر بنزین مواجه است که همزمان قیمت سوخت بسیار پایین و درآمد سرانه نیز به مراتب کمتر از کشورهای توسعهیافته است.
این یعنی اگر دولت بخواهد مصرف را کاهش دهد، افزایش قیمت بنزین بهتنهایی نسخه کاملی نیست.
خودروهای پرمصرف، فرسودگی ناوگان، ترافیک، طول سفرهای شهری، توسعه نامتوازن شهرها و ضعف حملونقل عمومی همگی در شکلگیری تقاضای بنزین نقش دارند.
در چنین شرایطی، گران کردن بنزین بدون ایجاد جایگزین، بیش از آنکه مصرف را اصلاح کند، میتواند هزینه زندگی را افزایش دهد.
سه ضلع اصلاح مصرف
اگر قرار است مصرف بنزین در ایران کاهش پیدا کند، باید سه ضلع همزمان اصلاح شود: خودرو، حملونقل عمومی و قیمت سوخت.
خودروهای کممصرف و برقی باید سهم بیشتری از بازار بگیرند؛ حملونقل عمومی باید به اندازهای توسعه پیدا کند که شهروند واقعاً بتواند خودرو شخصی را کنار بگذارد و در نهایت، سیاست قیمتگذاری سوخت نیز باید بهتدریج و با ملاحظات درآمدی مردم اصلاح شود.
مقایسه ۱۵ کشور نشان میدهد هیچ نسخه واحدی برای کاهش مصرف بنزین وجود ندارد. آمریکا با مصرف بسیار بالا، اروپا با مصرف پایینتر و کشورهای نفتخیز با مصرف سرانه بالا، هر کدام نتیجه یک ساختار متفاوت هستند.
بنابراین، مسئله اصلی ایران فقط این نیست که «مردم چقدر بنزین مصرف میکنند»؛ پرسش مهمتر این است که چرا اقتصاد، خودرو و حملونقل فرسوده و ناکافی، مردم را به مصرف این میزان بنزین سوق دادهاند. تا زمانی که پاسخ این پرسشها داده نشود، هر بار که مصرف بنزین بالا میرود، باز هم سادهترین متهم، مردم و خودروها خواهند بود؛ در حالی که ریشه مشکل بسیار عمیقتر از باک خودروهاست. مشکل تفکری است که وضعیت فعلی را به وجود آورده است.





بدهند چی بدهند موتور رایگان خواب دیدی خیره باید زحمت بکشی بخری
مسیری که با خودرو ۱۵ الی ۲۵ دقیقه طی میکنم با اتوبوس شرکت واحد ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه شد! فقط یک ساعت در ایستگاه منتظر ماندم!
یک موتور برقی رایگان و بدون نیاز به گواهینامه بدهند ، ماشین نمی یاریم!