خودروسازی ناکارآمد یا حکمرانی اقتصادی ناتوان؟

صنعت خودرو
صنعت خودرو

اظهارات اخیر احمد بیگدلی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، درباره این‌که چرا مردم باید هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو، قاچاق سوخت و ضعف حمل‌ونقل عمومی را بپردازند، از یک نظر قابل دفاع است، اما اگر قرار باشد ریشه بحران بنزین را فقط در ناکارآمدی صنعت خودرو جست‌وجو کنیم، دوباره به همان خطای همیشگی سیاست‌گذاری گرفتار شده‌ایم: دیدن معلول و ندیدن علت.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، واقعیت این است که خودروسازی امروز ایران، صرفاً کارنامه چند مدیر یا چند شرکت خودروساز نیست؛ کارنامه بیش از ۴ دهه از یک مدل حکمرانی اقتصادی است. صنعتی که دهه‌ها با قیمت‌گذاری دستوری، محدودیت واردات، حمایت‌های تعرفه‌ای، انحصار، دخالت دولت در مدیریت، تکلیف‌گذاری‌های متعدد و سیاست‌های متناقض اداره شده، طبیعی است که محصولی متناسب با همین حکمرانی تحویل دهد.

خودروساز، محصول سیاست‌گذار است

نمی‌توان از خودروساز انتظار رقابت‌پذیری داشت، اما هم‌زمان بازار را از رقابت واقعی دور کرد. نمی‌توان از خودروساز خواست خودرو کم‌مصرف تولید کند، اما اجازه نداد فناوری، سرمایه و رقیب خارجی به اندازه کافی وارد بازار شود. نمی‌توان سال‌ها ساختار ناکارآمد را حفظ کرد و در روز بحران بنزین، فقط انگشت اتهام را به سوی کارخانه‌ها گرفت.

بخش مهمی از ناکارآمدی صنعت خودرو واقعی است؛ خودروهای پرمصرف، کیفیت نامطلوب، فناوری قدیمی و بهره‌وری پایین را نمی‌توان انکار کرد، اما پرسش اساسی این است: چه کسی این ساختار را ساخته و طی دهه‌ها حفظ کرده است؟

خودروسازی ایران در خلأ شکل نگرفته، این صنعت آینه‌ای از نوع تصمیم‌گیری اقتصادی کشور است.

بنزین؛ صورت‌مسئله‌ای بزرگ‌تر از خودرو

بیگدلی به‌درستی پرسیده است چرا اگر خودروها پرمصرف‌اند، مردم باید هزینه آن را بپردازند و چرا ضعف نظارت بر قاچاق یا ناکارآمدی حمل‌ونقل عمومی باید از جیب مردم جبران شود، اما یک گام دیگر هم باید جلوتر رفت؛ چرا حکمرانی اقتصادی طی این سال‌ها نتوانسته است خودرو، سوخت، حمل‌ونقل و قیمت‌گذاری را در یک سیاست منسجم کنار هم قرار دهد؟

ناترازی بنزین فقط نتیجه مصرف بالای خودرو نیست. تولید، فرسودگی ناوگان، حمل‌ونقل عمومی، قاچاق، قیمت‌گذاری، الگوی سفر، توسعه شهری و سیاست صنعتی، همه بخشی از این پازل‌اند. حتا در تحلیل‌های اخیر کارشناسی نیز تأکید شده است مسئله بنزین را نمی‌توان صرفاً به قیمت سوخت تقلیل داد.

پاک کردن صورت‌مسئله

بنابراین، تقلیل بحران بنزین به خودروهای پرمصرف همان‌قدر اشتباه است که تقلیل آن به ارزان بودن بنزین. این دو بخشی از مسئله‌اند، نه تمام آن.

اگر امروز خودرو پرمصرف است، باید پرسید چرا؟ اگر ناوگان فرسوده است، چرا نوسازی نشده؟ اگر حمل‌ونقل عمومی ناکارآمد است، چرا سرمایه‌گذاری کافی انجام نشده؟ اگر قاچاق سوخت جذاب است، چرا اختلاف قیمت و ضعف نظارت اصلاح نشده است؟

مشکل اصلی، نوع تفکر حکمرانی است؛ تفکری که سال‌ها هزینه تصمیم‌های نادرست را به آینده و در نهایت به مردم منتقل کرده است. بنابراین، مردم نباید هزینه ناکارآمدی خودروساز را بدهند، اما به همان اندازه نباید هزینه ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی را هم بپردازند. اصلاح بنزین، بدون اصلاح حکمرانی خودرو و انرژی، تنها جابه‌جایی صورت‌حساب است، نه حل بحران.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.