وقتی تنگه هرمز از جاده مخصوص عبور می‌کند

ایران خودرو
ایران خودرو

تبادل آتش میان ایران و آمریکا در میانه توافق ۶۰ روزه و امید به کاهش تحریم‌ها، بار دیگر سایه نااطمینانی را بر اقتصاد ایران انداخته و صنعت خودرو را در برابر پرسشی بزرگ قرار داده است؛ چرا هر بار که مسیر گشایش اقتصادی باز می‌شود، دوباره دیوار سیاست و امنیت مقابل آن قرار می‌گیرد؟ وقتی تنگه هرمز از جاده مخصوص عبور می‌کند، چه آینده‌ای در انتظار این صنعت است؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آن‌چه امروز بازار خودرو را نگران کرده است، صرفاً احتمال تغییر قیمت‌ها یا اختلال کوتاه‌مدت در عرضه نیست، مسئله عمیق‌تر از این‌هاست؛ فعالان این بازار بار دیگر با همان دغدغه‌ای مواجه شده‌اند که سال‌هاست مانع برنامه‌ریزی بلندمدت شده است؛ نبود تصویری روشن از آینده.

صنعت خودرو برای عبور از بحران‌های انباشته خود بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. سرمایه‌گذاری، توسعه محصول، اصلاح زنجیره تأمین و حتا تصمیم‌گیری برای خرید خودرو، همگی وابسته به میزان پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد هستند. زمانی که فضای سیاسی دوباره به سمت تنش حرکت می‌کند، نخستین اثر آن نه در خطوط تولید، بلکه در کاهش اعتماد و افزایش احتیاط اقتصادی دیده می‌شود.

توافق ۶۰ روزه می‌توانست بخشی از این فضای پرریسک را تغییر دهد. کاهش محدودیت‌های تحریمی، افزایش درآمدهای ارزی، امکان فروش نفت با هزینه کم‌تر و تسهیل ارتباطات تجاری، فرصت‌هایی بودند که می‌توانستند اثر مستقیم بر صنعت خودرو داشته باشند.

در چنین شرایطی، مسیر واردات قطعات می‌توانست کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر شود، دسترسی به فناوری‌های جدید آسان‌تر شود و خودروسازان داخلی امکان بیش‌تری برای همکاری با شرکت‌های خارجی پیدا کنند، اما بازگشت تنش‌ها بار دیگر این مسیر را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

پرسش اصلی این‌جاست که چرا در شرایطی که کاهش تنش می‌توانست بخشی از مشکلات اقتصادی ایران را کاهش دهد، بار دیگر تقابل افزایش پیدا کرد؟

نگاه راهبردی به تنگه هرمز

پاسخ این پرسش را نمی‌توان تنها در موضوع تحریم یا مذاکرات جست‌وجو کرد. بخشی از ماجرا به نگاه راهبردی ایران به جایگاه تنگه هرمز بازمی‌گردد. این آب‌راه برای تهران تنها یک مسیر عبور انرژی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای ژئوپلیتیک کشور در معادلات منطقه‌ای و جهانی محسوب می‌شود.

از نگاه ایران، کاهش تدریجی وابستگی به تنگه هرمز از طریق توسعه مسیرهای جایگزین و استفاده بیش‌تر از مسیرهای نزدیک به عمان، می‌تواند در بلندمدت بخشی از اهمیت و مزیت راهبردی این آب‌راه را کاهش دهد.

به بیان دیگر، نگرانی تنها درباره عبور نفت‌کش‌ها نیست، بلکه درباره حفظ یک اهرم فشار است که در شرایط تحریم و فشار اقتصادی، بخشی از قدرت چانه‌زنی ایران را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، حتا با وجود آگاهی نسبت به هزینه‌های اقتصادی و پیامدهای احتمالی افزایش تنش، حفظ این موقعیت استراتژیک همچنان در محاسبات امنیتی اهمیت دارد.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که هزینه‌های این نگاه تنها در حوزه سیاست باقی نمی‌ماند و به اقتصاد، تولید و زندگی روزمره مردم منتقل می‌شود.

هزینه سیاست از جیب جاده مخصوص

وقتی تنش افزایش پیدا می‌کند، صنعت خودرو یکی از نخستین بخش‌هایی است که اثرات آن را احساس می‌کند. افزایش ریسک، دشوار شدن تجارت خارجی، نگرانی از تأمین قطعات و افزایش هزینه واردات، تنها بخشی از پیامدهای چنین شرایطی است.

خودروسازی ایران در شرایط عادی نیز با چالش‌های بزرگی مانند زیان انباشته، قیمت‌گذاری دستوری، ضعف بهره‌وری و فاصله فناوری با استانداردهای جهانی مواجه است. در چنین وضعیتی، بازگشت فضای تحریمی و نااطمینانی، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد می‌کند.

بازگشت محدودیت‌ها یعنی افزایش هزینه تأمین قطعه، دشوارتر شدن همکاری‌های خارجی، کاهش امکان انتقال فناوری و افزایش ریسک برای سرمایه‌گذاران. در واقع، صنعت خودرو نه فقط از تحریم، بلکه از بی‌ثباتی ناشی از تغییر مداوم شرایط سیاسی آسیب می‌بیند.

مسئله مهم این است که خودرو برای توسعه، نیازمند افقی چندساله است، اما تصمیم‌های اقتصادی در ایران اغلب تحت تأثیر اتفاق‌های کوتاه‌مدت سیاسی قرار می‌گیرند.

خودرو؛ ابزاری که می‌توانست قدرت بسازد

در بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان، صنعت خودرو بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شود. این صنعت می‌تواند شبکه‌ای از فناوری، اشتغال، صادرات و همکاری‌های بین‌المللی ایجاد کند و حتا به ابزاری برای تقویت روابط اقتصادی میان کشورها تبدیل شود.

ایران نیز ظرفیت استفاده از چنین ظرفیتی را داشته است. صنعت خودرو می‌توانست به جای آن‌که همواره در صف نخست آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها قرار گیرد، به یکی از ابزارهای کاهش اثر تحریم تبدیل شود.

همکاری با خودروسازان بزرگ، توسعه قطعه‌سازی، افزایش صادرات منطقه‌ای و حضور در زنجیره جهانی تولید، می‌توانست جایگاه متفاوتی برای این صنعت ایجاد کند. خودرو می‌توانست هم خط‌‌ شکن اقتصاد باشد و هم سفیر صلح اقتصادی، زیرا ارتباطات صنعتی معمولاً مسیرهای تازه‌ای برای تعامل ایجاد می‌کنند.

اما در عمل، این صنعت همچنان میان دو نگاه گرفتار مانده است؛ یک نگاه که توسعه اقتصادی را بخشی از قدرت ملی می‌داند و نگاهی که حفظ اهرم‌های امنیتی را در اولویت قرار می‌دهد.

جاده مخصوص در انتظار تصمیم بزرگ

بازار خودرو امروز بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر یک واقعیت قرار دارد؛ این‌که سرنوشت این صنعت تنها در کارخانه‌ها، سیاست‌های خودرویی یا تصمیم‌های اقتصادی تعیین نمی‌شود، بلکه به تصمیم‌هایی در سطوحی بسیار فراتر از اقتصاد گره خورده است.

تنگه هرمز برای ایران یک دارایی راهبردی است و طبیعی است که هیچ کشوری به سادگی از ابزارهای ژئوپلیتیک خود صرف‌نظر نمی‌کند، اما در کنار اهمیت این اهرم، باید هزینه‌های اقتصادی استفاده از آن نیز مورد توجه قرار گیرد.

صنعت خودرو یکی از بخش‌هایی است که بیش‌ترین آسیب را از افزایش نااطمینانی می‌بیند. هر بار که چشم‌انداز تعامل اقتصادی تیره می‌شود، مسیر توسعه این صنعت نیز طولانی‌تر خواهد شد؛ واردات قطعه دشوارتر، سرمایه‌گذاری پرریسک‌تر و فاصله فناوری با جهان بیش‌تر می‌شود.

مسئله امروز این نیست که ایران باید میان امنیت و اقتصاد یکی را انتخاب کند، بلکه چالش اصلی پیدا کردن نقطه‌ای است که قدرت راهبردی کشور با قدرت اقتصادی آن در تضاد قرار نگیرد؛ خودرو می‌توانست به جای آن‌که قربانی تنش‌های سیاسی باشد، بخشی از راه‌حل باشد. صنعتی که اگر به زنجیره جهانی تولید متصل شود، می‌تواند برای کشور درآمد، فناوری و قدرت چانه‌زنی ایجاد کند.

اما تا زمانی که اقتصاد ایران در معرض شوک‌های مداوم سیاسی قرار داشته باشد، جاده مخصوص همچنان با ترمز نااطمینانی حرکت خواهد کرد؛ ترمزی که نه از کمبود توان مهندسی، بلکه از تصمیم‌هایی خارج از خطوط تولید گرفته می‌شود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.