راز مصرف بالای بنزین در ایران؛ از احمدینژاد تا شکست حملونقل عمومی

رشد مصرف بنزین در ایران فقط نتیجه افزایش تعداد خودروها نیست؛ تثبیت قیمت سوخت، سرکوب نرخ ارز، توزیع معکوس یارانه و شکست حملونقل عمومی، مجموعهای از سیاستها را ساخته است که در آن هرچه بیشتر مصرف کنید، سهم بیشتری از یارانه میگیرید. این عوامل را باید راز مصرف بالای بنزین در ایران دانست.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، برای فهمیدن راز مصرف بالای بنزین در ایران باید به سالهایی بازگشت که قیمت سوخت در اقتصاد ایران تثبیت شد، اما تورم و نرخ ارز مسیر دیگری را طی کردند. در سال ۱۳۹۴، قیمت بنزین به هزار تومان رسید و تا سال ۱۳۹۸ افزایش قابلتوجهی نداشت. در همین فاصله، نرخ دلار چند برابر شد و سطح عمومی قیمتها نیز افزایش یافت.
به این ترتیب، قیمت اسمی بنزین ثابت ماند، اما قیمت واقعی آن در برابر تورم و ارزش ارز بهشدت کاهش پیدا کرد. نتیجه نیز قابل پیشبینی بود؛ مصرف روزانه بنزین از حدود ۷۵ میلیون لیتر در سال ۱۳۹۴ به حدود ۱۲۴ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۳ رسید؛ رشدی نزدیک به ۶۵ درصد در کمتر از یک دهه.
این روند در سالهای اخیر نیز متوقف نشده است. طبق اعلام شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، میانگین مصرف بنزین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا ۲۴ تیرماه حدود ۱۲۹ میلیون لیتر در روز بوده، در حالی که، متوسط تولید پالایشگاهها و بنزین اختلاطی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر اعلام شده است.
یارانهای که پرمصرفها گرفتند
مشکل فقط ارزان بودن بنزین نیست؛ شیوه توزیع یارانه نیز یکی از عوامل تشدیدکننده مصرف است. در بسیاری از سیاستهای اقتصادی ایران، یارانه به جای آنکه به نیازمندتر برسد، به میزان مصرف گره خورده است. بنزین نیز از همین قاعده مستثنا نیست.
در مدل فعلی، کسی که چند خودرو دارد، بیشتر رانندگی میکند و سوخت بیشتری مصرف میکند، عملاً سهم بیشتری از یارانه عمومی دریافت میکند. در مقابل، خانواری که خودرو ندارد یا امکان استفاده از آن را ندارد، از بخش مهمی از این یارانه بیبهره میماند.
براساس برخی برآوردها، حدود ۱۳ میلیون خانوار در کشور فاقد خودرو هستند و نزدیک به ۴۵ درصد خانوارها از یارانه بنزین در شکل فعلی آن بهرهای نمیبرند. در مقابل، میزان بهرهمندی دهکهای بالای درآمدی از یارانه بنزین چندین برابر دهکهای پایین گزارش شده است.
به زبان ساده، نظام یارانهای موجود نهتنها مصرف را کنترل نمیکند، بلکه به مصرف بیشتر پاداش میدهد. این یکی از بدترین شکلهای سیاستگذاری یارانهای است: هرچه بیشتر مصرف کنید، بیشتر از منابع عمومی استفاده میکنید.
دلار سرکوب شد، مصرف بالا رفت
تثبیت قیمت بنزین در شرایط تورمی، زمانی اثر شدیدتری پیدا کرد که نرخ ارز نیز برای دورههایی پایینتر از واقعیت اقتصادی نگه داشته شد. وقتی نرخ ارز سرکوب میشود و قیمت سوخت نیز ثابت میماند، فاصله میان قیمت واقعی انرژی و قیمت پرداختی مصرفکننده بیشتر میشود.
در چنین شرایطی، بنزین عملاً به کالایی تبدیل میشود که ارزش آن هر سال در برابر تورم کاهش مییابد. طبیعی است که تقاضا برای کالای ارزان افزایش پیدا کند؛ بهخصوص وقتی خودرو شخصی تنها گزینه قابل اتکای بسیاری از شهروندان برای سفر روزانه است.
بنابراین رشد مصرف را نمیتوان فقط به فرهنگ مصرف یا خودروهای پرمصرف نسبت داد. بخشی از این رشد، محصول مستقیم سیاستی است که سالها قیمتها را سرکوب کرد و اصلاحات را به آینده انداخت.
حملونقل عمومی جا ماند
در همین سالها، توسعه حملونقل عمومی نتوانست با رشد شهرنشینی و تعداد خودروها همگام شود. اتوبوسهای فرسوده، کمبود ناوگان و ضعف اتصال شبکهها باعث شده است خودروی شخصی برای میلیونها نفر یک انتخاب اجباری باشد.
حتا در تهران، بهعنوان بزرگترین بازار حملونقل عمومی کشور، طبق آمارهای منتشرشده ۳۲۴۴ دستگاه اتوبوس فعال وجود دارد و ۹۴۲ دستگاه از این ناوگان فرسوده محسوب میشوند؛ در حالی که، نیاز برنامهریزیشده شهر حدود ۷ هزار دستگاه اعلام شده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان از شهروند خواست خودرو را کنار بگذارد و به ناوگانی مراجعه کند که خود با کمبود و فرسودگی مواجه است.
مترو جایگزین خودرو نشد
مترو نیز بهتنهایی نتوانسته است این خلأ را پر کند. حملونقل عمومی زمانی میتواند مصرف بنزین را کاهش دهد که یک شبکه یکپارچه باشد؛ یعنی مسافر از خانه تا مقصد، با زمان قابل پیشبینی و کمترین تعداد جابهجایی حرکت کند، اما در ایران، مترو، اتوبوس، تاکسی و خطوط حومهای اغلب بهصورت جزیرهای توسعه یافتهاند. نتیجه آن است که ساخت یک خط جدید مترو الزاماً به معنای حذف یک سفر با خودرو نیست.
هزینه شکست را مردم میدهند؟
دولت سالها بنزین را ارزان نگه داشت، نرخ ارز را سرکوب کرد، اصلاح قیمت را به تعویق انداخت و همزمان نتوانست حملونقل عمومی را به جایگزینی واقعی تبدیل کند. اکنون نیز هرگاه بحران ناترازی آشکار میشود، سادهترین راهحل افزایش قیمت سوخت است.
اما مسئله اینجاست که افزایش قیمت، بدون اصلاح شیوه توزیع یارانه و توسعه واقعی حملونقل عمومی، میتواند فقط هزینه سفر را بالا ببرد؛ نه اینکه الزاماً مصرف را کاهش دهد.
راز مصرف بالای بنزین در ایران، در یک عامل خلاصه نمیشود. این مصرف حاصل سالها تثبیت قیمت، سرکوب نرخ ارز، خودروهای پرمصرف، توسعه ناکافی حملونقل عمومی و نظام یارانهای معکوس است؛ نظامی که در آن، به جای حمایت بیشتر از نیازمندترها، یارانه بیشتری نصیب کسانی میشود که بیشتر مصرف میکنند.
تا زمانی که دولت به جای اصلاح این ساختار، تنها به افزایش قیمت فکر کند، ممکن است بنزین گرانتر شود، اما مسئله مصرف همچنان پابرجا بماند. مردم زمانی از خودرو پیاده میشوند که همزمان با افزایش هزینه بنزین، یک جایگزین واقعی، سریع و قابل اعتماد نیز در اختیار داشته باشند.





دیدگاه ها