سایپا همچنان گرفتار برزخ خصوصی‌سازی

خصوصی‌سازی سایپا
خصوصی‌سازی سایپا

اظهارات تازه رئیس سازمان خصوصی‌سازی درباره ادامه اختلاف‌نظرها بر سر واگذاری سایپا، یک پرسش ساده اما سنگین را دوباره روی میز گذاشته است: چرا پس از ماه‌ها بحث، هنوز درباره اصل خروج دولت از سایپا اختلاف وجود دارد؟ چرا همچنان سایپا در برزخ خصوصی‌سازی قرار دارد و چرا حاکمیت از حیات خلوت جاده مخصوص خارج نمی‌شود؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، زهره عالی‌پور گفته است موضوع در کمیسیون‌های مختلف دولت در حال بررسی است و تصمیم نهایی باید در هیأت وزیران گرفته شود. اما سایپا دیگر فرصت چند دور تازه از بررسی و تعلل را ندارد. شرکتی که با افت تولید، نیاز فوری به سرمایه‌گذاری، فناوری و بازسازی روبه‌روست، نمی‌تواند آینده خود را در اتاق‌های تصمیم‌گیری و میان اختلاف‌نظرهای مالکیتی معطل نگه دارد.

بلاتکلیفی هم هزینه دارد

افت تولید و مشکلات سایپا را نمی‌توان به یک عامل تقلیل داد؛ اما نمی‌توان از کنار یک واقعیت هم عبور کرد: ساختار بلاتکلیف مالکیت، تصمیم‌گیری و اصلاحات را کند می‌کند.

سرمایه‌گذاری بلندمدت، توسعه محصول، نوسازی خطوط و ورود فناوری زمانی معنا دارد که مالک و مدیر، افق روشنی از آینده بنگاه داشته باشند. وقتی هنوز معلوم نیست دولت قرار است مالک بماند یا از شرکت خارج شود، طبیعی است که بخش مهمی از تصمیم‌ها در سایه احتیاط و انتظار گرفته شود.

این یعنی هزینه خصوصی‌سازی نکردن فقط در صورت‌های مالی دیده نمی‌شود؛ بخشی از آن را می‌توان در تولید از دست‌رفته، سرمایه‌گذاری عقب‌افتاده و فرصت‌های سوخته جست‌وجو کرد.

مشکل، فقط مدیر نیست

سال‌هاست نسخه تغییر مدیر برای خودروسازی پیچیده می‌شود؛ مدیری می‌آید، مدیری می‌رود و ساختار اصلی دست‌نخورده باقی می‌ماند. این مسیر اگر قرار بود مشکل را حل کند، امروز نباید دوباره درباره ضرورت بازسازی سایپا صحبت می‌کردیم. مسئله سایپا صندلی مدیریت نیست؛ مسئله مالکیت است.

خصوصی‌سازی واقعی یعنی انتقال مالکیت به بخش خصوصی واجد اهلیت؛ یعنی ورود سرمایه، فناوری، برنامه توسعه و مسئولیت‌پذیری واقعی. اگر مالکیت همچنان دولتی یا در اختیار ساختارهای وابسته باقی بماند و فقط مدیریت جابه‌جا شود، نباید نام آن را خصوصی‌سازی گذاشت.

دولت نمی‌تواند هم‌زمان سیاست‌گذار، تنظیم‌گر و مالک بنگاه باشد و بعد انتظار داشته باشد بازار، سرمایه‌گذار و مصرف‌کننده هزینه ناکارآمدی این ساختار را نپردازند.

یک تصمیم شجاعانه

مسئله امروز دیگر این نیست که آیا سایپا به بازسازی نیاز دارد یا نه. حتی درباره نیاز این شرکت به سرمایه و فناوری جدید نیز اختلاف جدی وجود ندارد. اختلاف اصلی بر سر این است که آیا دولت حاضر است واقعاً از مالکیت کنار برود یا نه.

در این وضعیت، حکمرانی اقتصادی باید میان منافع ملی و ملاحظات کوتاه‌مدت یکی را انتخاب کند.

سایپا نمی‌تواند برای همیشه حیات خلوت سیاست‌گذاری اقتصادی باقی بماند. این شرکت برای نجات، به مالکیتی روشن، سرمایه‌ای تازه و مدیریتی پاسخ‌گو نیاز دارد؛ نه ادامه همان ساختاری که سال‌ها آزموده شده است.

وقت آن رسیده دولت تصمیم بگیرد: اگر خصوصی‌سازی را قبول دارد، باید مالکیت را واگذار کند؛ نه اینکه فقط مدیریت را جابه‌جا کند.

سایپا بیش از این ظرفیت آزمون‌وخطای دولتی ندارد. این بار باید خود مالکیت واگذار شود؛ وگرنه خصوصی‌سازی سایپا فقط نامی تازه برای ادامه همان گذشته خواهد بود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.