زمزمه گرانی دوباره بنزین از پاستور؛ جیب مردم، هدف بعدی؟

اظهارات تازه مسعود پزشکیان درباره غیرمنطقیبودن فروش بنزین با نرخ ۱۵۰۰ تومان، بار دیگر بوی گرانی سوخت را به مشام میرساند. وقتی رئیسجمهور از هزینه تأمین بنزین، نابرابری در توزیع یارانه و ضرورت همراهکردن مردم سخن میگوید، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا دولت بار دیگر در حال آمادهسازی افکار عمومی برای افزایش قیمت بنزین است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، پزشکیان میگوید هزینه حمل هر لیتر بنزین به چهار تا پنج هزار تومان میرسد، اما بنزین با نرخ ۱۵۰۰ تومان فروخته میشود. این استدلال از نظر اقتصادی قابل بررسی است؛ اما مسئله از جایی آغاز میشود که فاصله قیمت و هزینه، به مقدمهای برای تغییر قیمت فروش تبدیل میشود، بیآنکه ابتدا درباره سهم سیاستهای غلط، ناکارآمدیها و راهحلهای جایگزین توضیح روشنی داده شود.
هنوز تصمیم رسمی تازهای برای افزایش قیمت بنزین اعلام نشده است؛ بااینحال، وقتی رئیسجمهور از غیرمنطقیبودن نرخ فعلی حرف میزند و همزمان بر ضرورت همراهکردن مردم تأکید میکند، نمیتوان احتمال زمینهسازی برای تغییرات قیمتی را نادیده گرفت. پرسش این است: چرا هر بار که ناترازی انرژی به بحران تبدیل میشود، افزایش قیمت دوباره به یکی از گزینههای اصلی روی میز میآید؟
عدالت؛ پوششی برای گرانی؟
استدلال دیگر دولت، تفاوت بهرهمندی ثروتمندان و فقرا از یارانه بنزین است. خانوادهای که چند خودرو دارد، بالقوه سهم بیشتری از یارانه سوخت میگیرد؛ درحالیکه خانوار فاقد خودرو از این امتیاز مستقیم محروم است. اما آیا نتیجه این نابرابری الزاماً باید گرانشدن بنزین باشد؟
عدالت در توزیع یارانه، با گرانکردن سوخت و وعده بازگرداندن بخشی از درآمد آن به مردم محقق نمیشود؛ مگر آنکه سازوکار توزیع، میزان حمایت و آثار تورمی تصمیم شفاف باشد. در غیر این صورت، عدالت میتواند به واژهای خوشآهنگ برای توجیه تصمیمی تبدیل شود که هزینه آن ابتدا در سبد معیشت مردم ظاهر خواهد شد.
ناترازی را مردم ساختهاند؟
پس از افزایش نرخ سوم بنزین از پنج هزار به ۱۰ هزار تومان در شهریور امسال، بازگشت بحث بنزین ۱۵۰۰ تومانی به ادبیات رئیسجمهور، پرسشبرانگیزتر شده است. آیا قرار است نرخهای فعلی نیز در آینده هدف بازنگری قرار بگیرند؟
در این میان، نقش خودروهای پرمصرف، کیفیت پایین بهرهوری سوخت، محدودیت انتخاب مصرفکننده و ضعف حملونقل عمومی نباید به حاشیه رانده شود. وقتی مردم ناچارند از خودروهایی استفاده کنند که مصرف بالایی دارند و جایگزین مناسبی نیز در اختیارشان نیست، افزایش قیمت بنزین بیش از آنکه مصرف را اصلاح کند، میتواند هزینه زندگی را بالا ببرد.
دولت باید روشن کند که برنامهاش برای مهار ناترازی چیست؛ اصلاح ساختارها یا انتقال هزینه ناکارآمدیها به مردم؟ اگر قرار است هر بار نسخه ساده گرانی برای بحرانهای پیچیده پیچیده شود، سهم مردم از عدالت چیزی جز پرداخت هزینه بیشتر نخواهد بود.





دیدگاه ها