آیا میرسلیم فقط یک نفر است؟

اظهارات اخیر میرسلیم درباره رقابتپذیری تیبا و ضرورت محدودکردن واردات خودرو، فقط مواضع بحثبرانگیز یک سیاستمدار نیست؛ این حرفها پنجرهای به سوی تفکری باز میکنند که سالهاست در سیاستگذاری خودرویی ایران حضور دارد: حمایت از تولید داخلی، حتی به بهای محدودشدن رقابت، انتخاب مصرفکننده و فرصت توسعه.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، مسئله خودروسازی ایران، فقط میرسلیم نیست؛ مسئله تفکری است که میرسلیم یکی از صریحترین نمادهای آن به شمار میرود.
وقتی از توان رقابت تیبا با خودروهای خارجی صحبت میشود، پرسش سادهای پیش میآید: اگر محصول داخلی توان رقابت دارد، چرا باید از رقابت بترسیم؟ چرا بهجای آنکه میدان را برای سنجش کیفیت، قیمت، ایمنی و فناوری باز کنیم، نخستین راهحل، محدودکردن رقیب است؟ صنعتی که پس از چند دهه حمایت همچنان به دیوارهای بلند تعرفه و محدودیت واردات نیاز دارد، باید درباره نتیجه این حمایتها پاسخگو باشد؛ نه اینکه از تداوم آنها بهعنوان نسخه نجات دفاع کند.
البته بحث بر سر واردات بیضابطه یا نادیدهگرفتن شرایط اقتصادی کشور نیست. هیچ صنعتی بدون توجه به محدودیت منابع و سیاستهای تجاری اداره نمیشود. مسئله، تبدیل حمایت به یک وضعیت دائمی است؛ وضعیتی که در آن حمایت از تولیدکننده الزامآور به نظر میرسد، اما پاسخگویی او درباره کیفیت، قیمت، ایمنی و رضایت مشتری، همیشه به همان اندازه جدی گرفته نمیشود.
در چنین منطقی، مصرفکننده ایرانی باید هزینه حمایت را بپردازد، اما لزوماً از حق انتخاب متناسب با این هزینه برخوردار نیست. خودروساز از بازار حفاظتشده بهره میبرد، ولی مشتری همچنان با قیمتهای سنگین، انتخاب محدود و پرسشهای بیپاسخ درباره کیفیت و رقابتپذیری مواجه است. این دیگر صرفاً یک اختلافنظر درباره واردات نیست؛ مسئله، تعریف نادرست از رابطه صنعت، دولت و مردم است.
میرسلیم را میتوان نقد کرد، اما با نقد میرسلیم بهتنهایی چیزی تغییر نمیکند. او نه تمام علت مشکلات صنعت خودرو است و نه با کناررفتن یک فرد، این مشکلات از میان میروند. تا زمانی که همین منطق در ساختار تصمیمگیری حضور داشته باشد، ممکن است نامها عوض شوند، اما نتیجه همان بماند: حمایت بدون تحول، محدودیت بدون رقابت و تولید بدون پاسخگویی متناسب.
جاده مخصوص بیش از آنکه به دفاعیههای تازه درباره ضرورت حمایت نیاز داشته باشد، به پاسخ روشن درباره دستاورد دههها حمایت نیاز دارد. اگر قرار است صنعت خودرو توسعه پیدا کند، باید معیار موفقیت از حفظ وضع موجود به افزایش بهرهوری، ارتقای فناوری، ایمنی، کیفیت و توان رقابت تغییر کند. تولید بیشتر، بهتنهایی، نشانه توسعه نیست؛ همانطور که ایرانیبودن یک خودرو نمیتواند جایگزین سنجش عملکرد آن شود.
مشکل اصلی، تفکری است که حمایت را هدف میگیرد، نه وسیله؛ رقابت را تهدید میبیند، نه محرک پیشرفت؛ و از مصرفکننده انتظار دارد هزینه ناکامیها را تحمل کند، بیآنکه حق مطالبه تغییر را از او به رسمیت بشناسد.
میرسلیم یک نفر نیست. او نمادی از یک منطق فکری است؛ منطقی که تا وقتی در سیاستگذاری خودرو مجال بازتولید داشته باشد، تغییر چهرهها لزوماً به تغییر مسیر منجر نخواهد شد. خودروسازی ایران برای عبور از بحران، پیش از هر چیز باید از این تصور عبور کند که میتوان با محدودکردن رقابت، به توسعه رسید.





دیدگاه ها