ترس، خودروها را از گمرک بیرون کشید

ترس از جنگ، قفل ترخیص خودروهای وارداتی را باز کرد و منجر به رشد ۳۲ درصدی نسبت به سال گذشته شد، اما این آمار با یک علامت سؤال همراه شده است؛ چرا امری که بحران ممکن میکند، عقلانیت اقتصادی در شرایط عادی نمیتواند انجام دهد؟ مشکل کجاست: نخواستن یا ناتوانی؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در پنجماهه نخست ۱۴۰۵ حدود ۲۵ هزار دستگاه خودرو وارد کشور شده؛ در حالی که، این رقم در مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۹ هزار دستگاه بود. تعداد واردات حدود ۳۲ درصد افزایش یافته و ارزش خودروهای وارداتی نیز از حدود ۴۱۶ میلیون دلار به ۶۹۳ میلیون دلار رسیده است.
این رشد در شرایطی رخ داده که تجارت خارجی کشور در همین دوره با کاهش ارزش و وزن واردات مواجه بوده است. خودرو اما خلاف جریان حرکت کرده؛ آن هم با شتابی قابل توجه. اما پشت این شتاب، فقط سیاست تجاری و تغییر مقررات نیست؛ پای ترس هم در میان است.
ترس، موتور ترخیص خودرو از گمرک؟
در همین رابطه، مرتضی زمانیان، معاون سیاستگذاری اقتصادی و راهبری وزیر اقتصاد، علت بخشی از این شتاب را نگرانی از حملات و ضرورت حفظ دارایی واردکنندگان عنوان کرده است. با افزایش نگرانیهای امنیتی، دستور تخلیه فوری انبارهای گمرکی صادر شد و خودروها و کالاهای مانده، با سرعت بیشتری در مسیر ترخیص قرار گرفتند.
بخشی از این خودروها نیز مربوط به ثبتسفارشهای سالهای گذشته بوده و ارز آنها پیشتر تأمین شده است.
پس اتفاقی که افتاده، فقط افزایش واردات نیست؛ خودروهایی که مدتها در صف ترخیص مانده بودند، ناگهان راه خروج پیدا کردند.
جنگ، بوروکراسی را شکست
سالهاست واردکنندگان خودرو از طولانی بودن فرآیندها، تعدد مجوزها، ناهماهنگی دستگاهها و تغییرات مقرراتی گلایه دارند. نتیجه این وضعیت، رسوب خودرو، خواب سرمایه و افزایش هزینه تمامشده بوده است.
اما با بالا گرفتن خطر جنگ، همان سیستم توانست سرعت بگیرد. مجوزها سریعتر دنبال شدند، دستگاهها هماهنگتر عمل کردند و انبارها تخلیه شدند.
بحران، چیزی را به اقتصاد ایران نشان داد که شاید سالها در جلسات سیاستگذاری دیده نشده بود: بسیاری از گرهها بازشدنیاند.
چرا فقط در بحران؟
اگر نگرانی از آسیب دیدن خودروها میتواند فرآیند ترخیص را سرعت ببخشد، اصل تصمیم را میتوان از منظر حفظ دارایی بخش خصوصی منطقی دانست. سرمایهای که در انبارهای گمرکی متوقف مانده، در شرایط جنگی در معرض ریسک قرار دارد و تخلیه سریع آن اقدامی برای کاهش این ریسک است. اما همین منطق، یک پرسش جدی ایجاد میکند.
چرا در شرایط عادی، حفظ سرمایه، کاهش هزینه رسوب و تأمین نیاز بازار خودرو به اندازه احتمال حمله فوریت ندارد؟ چرا باید جنگ، بوروکراسی را به عقب براند؟ چرا باید یک وضعیت اضطراری، توانایی دستگاهها برای هماهنگی و تصمیمگیری سریع را آشکار کند؟ و چرا این توانایی بعد از عبور از بحران دوباره به قفس مقررات و فرآیندهای طولانی برگردد؟
بازار تشنه خودرو
بازار خودرو ایران به عرضه مستمر نیاز دارد. واردات اگرچه قرار نیست بهتنهایی تمام مشکلات بازار را حل کند، اما هر خودروی وارداتی که از گمرک خارج و وارد بازار میشود، بخشی از سمت عرضه را تقویت میکند.
در بازاری که با محدودیت تولید، شکاف عرضه و تقاضا و نوسان قیمت دستوپنجه نرم میکند، استمرار عرضه اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، سؤال فقط این نیست که چند خودرو وارد کشور شده است؛ سؤال مهمتر این است که چرا روند ورود و ترخیص نمیتواند با همین سرعت و بدون شوکهای بیرونی ادامه پیدا کند؟
عقلانیت نباید اضطراری باشد
تجربه جنگ ۱۲ روزه و تجربه جنگ رمضان، یک واقعیت مهم را برجسته کرده است: وقتی خطر جدی تلقی شود، تصمیمگیری میتواند سریع شود.
اما اقتصاد برای اداره شدن نباید به شرایط اضطراری وابسته باشد.
اگر میتوان برای حفظ یک خودرو در برابر خطر جنگ، فرآیندهای اداری را کوتاه کرد، چرا نمیتوان برای حفظ قدرت خرید مصرفکننده، کاهش هزینه واردات، جلوگیری از خواب سرمایه و افزایش عرضه نیز همین کار را کرد؟ اگر امکان ترخیص سریع وجود دارد، باید در شرایط عادی هم وجود داشته باشد. اگر دستگاهها میتوانند هماهنگ شوند، این هماهنگی نباید فقط در زمان بحران اتفاق بیفتد.
بازار خودرو به شوک برای افزایش عرضه نیاز ندارد؛ به سیاستگذاری باثبات نیاز دارد.
ترس شاید قفل گمرک را باز کرده باشد، اما ادامه این مسیر باید با عقلانیت اقتصادی ممکن شود؛ نه با انتظار برای بحران بعدی.





دیدگاه ها