از حذف سهمیه تا اسقاط اجباری؛ فشار حاکمیت بر ضعیف‌ترین حلقه بازار خودرو

اسقاط خودروهای فرسوده
اسقاط خودروهای فرسوده

از محدودیت‌های جدید برای خودروهای فرسوده تا تغییرات سهمیه و سیاست‌های سخت‌گیرانه سوخت، حلقه فشار بر مالکان خودروهای قدیمی روزبه‌روز تنگ‌تر می‌شود؛ پرسش اصلی این است: وقتی توان خرید خودروی جایگزین وجود ندارد، دولت دقیقاً چه راهی پیش پای این مردم گذاشته است؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، خودروی فرسوده در ایران فقط یک وسیله نقلیه قدیمی نیست؛ برای بخشی از جامعه، آخرین دارایی قابل استفاده و ابزار امرار معاش است. بسیاری از مالکان خودروهای ۱۵، ۲۰ یا حتا ۲۵ ساله، نه از سر علاقه به خودروی قدیمی، بلکه به دلیل ناتوانی مالی، همچنان با همان خودرو زندگی و کار می‌کنند.

حالا سیاست‌گذار از یک‌سو به دنبال کاهش مصرف سوخت و خروج خودروهای فرسوده از چرخه تردد است و از سوی دیگر، فشارهای جدیدی بر سهمیه و هزینه استفاده از خودرو وارد می‌کند. در چنین شرایطی، پرسش ساده اما مهمی مطرح است: اگر قرار است خودروی فرسوده از مالک گرفته شود، جایگزین آن قرار است چگونه تأمین شود؟

نسخه‌ای که جیب مردم را ندیده است

البته مسئله مخالفت با اسقاط خودروهای فرسوده نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند منکر آثار منفی خودروهای فرسوده بر مصرف سوخت، آلودگی هوا، ایمنی و هزینه‌های اقتصادی کشور شود. مسئله، شیوه اجرای سیاست اسقاط است.

وقتی قیمت خودروهای جدید از توان بخش بزرگی از جامعه فاصله گرفته است، صرفاً اعلام این‌که خودروهای فرسوده باید اسقاط شوند، بیش‌تر شبیه پاک کردن صورت مسئله است تا حل آن.

برای یک خانوار کم‌درآمد، خودروی قدیمی ممکن است سرمایه‌ای چندصد میلیون تومانی باشد، اما همین رقم برای خرید یک خودروی جایگزین مناسب کافی نیست. بنابراین اگر دولت بدون ایجاد مسیر واقعی برای جایگزینی، فشار را افزایش دهد، نتیجه نوسازی ناوگان نخواهد بود، بلکه می‌تواند حذف بخشی از مردم از بازار خودرو باشد.

اسقاط بدون جایگزین یعنی چه؟

سیاست اسقاط زمانی معنا دارد که سه ضلع آن هم‌زمان دیده شود: اسقاط، جایگزینی و توان خرید.

نمی‌توان ضلع اول را با قدرت اجرا کرد و دو ضلع دیگر را به حال خود رها کرد. اگر قرار است خودروهای فرسوده از چرخه خارج شوند، باید تسهیلات واقعی، کم‌هزینه و قابل دسترس برای خرید خودروی جایگزین وجود داشته باشد؛ نه وام‌هایی که اقساط آن‌ها خود به مانع جدیدی برای خانوارهای کم‌درآمد تبدیل شود.

از سوی دیگر، اگر مالک خودرو برای تأمین هزینه زندگی به همان خودرو وابسته باشد، اسقاط آن بدون ایجاد امکان جایگزینی می‌تواند مستقیماً درآمد خانوار را هدف قرار دهد.

فشار از چند طرف

اکنون مسئله فقط اسقاط نیست. تغییرات مربوط به سهمیه و هزینه سوخت نیز به این فشار اضافه شده است. در واقع، مالک خودروی قدیمی ممکن است همزمان با سه مشکل روبه‌رو شود: خودرویی کم‌ارزش‌تر، هزینه استفاده بالاتر و ناتوانی در خرید خودروی جدید. این دیگر صرفاً سیاست زیست‌محیطی یا خودرویی نیست؛ یک مسئله اجتماعی و اقتصادی است.

دولت اگر واقعاً به دنبال نوسازی ناوگان است، باید به جای فشار یک‌طرفه، برای مالک خودروی فرسوده راه خروج محترمانه و اقتصادی طراحی کند. نوسازی ناوگان با فشار بر ضعیف‌ترین حلقه بازار اتفاق نمی‌افتد؛ با قدرت خرید، جایگزین مناسب و سیاست‌گذاری عادلانه اتفاق می‌افتد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.