برقیسازی صنعت خودرو؛ واکنش اضطراری به ناترازی سوخت؟

برقیسازی صنعت خودرو در حالی در دستور کار دولت قرار گرفته است که هنوز مشخص نیست این اقدام بر مبنای یک نقشه راه استراتژیک است یا واکنشی اضطراری به ناترازی سوخت.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، مسعود پزشکیان با تأکید بر لزوم توسعه خودروهای برقی و هوشمندسازی ناوگان حملونقل در نشست با معاونت علمی، بار دیگر این پرونده قطور و پرحاشیه را در صدر اخبار اقتصادی قرار داد.
رئیسجمهور بر نوسازی صنعت خودرو و همگامی با فناوریهای روز جهان تأکید کرده است؛ سخنانی که اگرچه در لایه کلان، مترقی و ضروری به نظر میرسند، اما در مواجهه با واقعیتهای سخت صنعت و اقتصاد ایران، با پرسشهای اساسی روبهرو میشوند. اصلیترین پرسش این است: آیا برقیسازی صنعت خودرو در ایران برآمده از یک برنامه اجرایی مبتنی بر تفکر است یا صرفاً واکنشی دستوری به بحرانهای سوختی؟
تزلزل در سیاستگذاریهای خودرویی
نگاهی به پیشینه کوتاه این موضوع در دولت سیزدهم، تصویری از تزلزل در سیاستگذاری را نشان میدهد. در دولت سیزدهم، با تغییر وزیر صمت و روی کار آمدن علیآبادی، با توجه به سابقه مپنایی او و همچنین حمایتهای رئیس دولت و معاون اول، تمام توان و تمرکز وزارتخانه بر برقیسازی متمرکز شد. خیابانهای پایتخت شاهد ورود نمادین تاکسیهای برقی بودند و وعدههای بزرگی درباره تحول ساختاری داده شد.
اما با گذشت زمان و تغییر دولت، آن موج پرخروش به ناگاه رها شد. این گسست مدیریتی نشان داد که برقیسازی در ایران هنوز به یک پروژه ملی و فراجناحی تبدیل نشده و بیشتر به سلیقه مدیران وقت گره خورده است.
فرار از بنزین با خودروی برقی
واقعیت این است که بازخوانی رفتار دولتها نشان میدهد هرگاه تراز تولید و مصرف بنزین منفی میشود، سایه کسری بودجه سنگینتر میشود و نیاز به واردات سوخت بهعنوان یک چالش امنیتی ـ اقتصادی خودنمایی میکند، ناگهان خودرو برقی به یاد تصمیمسازان میافتد.
به بیان دیگر، برقیسازی در ایران بیش از آنکه یک انتخاب تکنولوژیک برای ارتقای صنعت باشد، یک فرار ناگزیر از بحران بنزین است. این رویکرد واکنشی، بزرگترین مانع در برابر شکلگیری یک برنامه پایدار است، چراکه با فروکش کردن هر بحران یا تغییر هر مدیر، پروژه نیز به بایگانی سپرده میشود.
تفکیک وظیفه دولت و خودروساز
برقیسازی خودروسازی هرگز با دستور و تأکید به مقصد نمیرسد. این تحول نیازمند بازآفرینی در ساختار حکمرانی اقتصادی است. دستور برای تولید یا واردات خودرو برقی، بدون حل تناقضات درونی اقتصاد ایران، تنها به اتلاف منابع منجر خواهد شد. حاکمیت باید درک کند که خودرو برقی صرفاً یک محصول جدید نیست، بلکه بخشی از یک زیستبوم است.
در این میان، وظایف حاکمیت و خودروسازان باید به روشنی تفکیک شود. وظیفه حاکمیت، فراتر از سخنرانی و تعیین تکلیف، ایجاد زیرساختهای نهادی و فیزیکی است. دولت باید پاسخ دهد که برق مورد نیاز این ناوگان در شرایطی که خود با ناترازی شدید برق در تابستان روبهرو است، از کجا تأمین خواهد شد؟ حاکمیت موظف است شبکه شارژ سراسری را ایجاد کند، استانداردهای فنی را تدوین نماید و از همه مهمتر، نظام تعرفه و مشوقها را به گونهای تنظیم کند که سرمایهگذار بخش خصوصی و مصرفکننده نهایی، انگیزه اقتصادی برای ورود به این بازار داشته باشند. تا زمانی که بنزین با یارانههای سنگین توزیع میشود و برق با قیمتهای غیراقتصادی عرضه میگردد، هیچ مدل ریاضی نمیتواند برقیسازی را اقتصادی و مقرونبهصرفه جلوه دهد.
لزوم خروج از مونتاژکاری
از سوی دیگر، وظیفه خودروسازان خروج از وضعیت مونتاژکار صرف و حرکت به سمت تحقیق و توسعه (R&D) واقعی است. خودروساز نباید برقیسازی را تنها در تعویض موتور احتراقی با موتور الکتریکی روی پلتفرمهای قدیمی و از رده خارج ببیند. وظیفه آنها مشارکت در توسعه زنجیره تأمین داخلی، از تولید باتری تا نرمافزارهای مدیریت انرژی است.
اگر خودروساز داخلی تنها به واردات خودروهای برقی چینی و تغییر نشان تجاری آنها بسنده کند، نهتنها تحولی در فناوری رخ نداده است، بلکه وابستگی ارزی کشور به شکلی پیچیدهتر ادامه خواهد یافت.
نقشه راه عملیاتی برای برقیسازی
برای تبدیل شدن این اقدام به یک برنامه بلندمدت، باید از ادبیات شعاری فاصله گرفت. برقیسازی نیازمند نقشه راه عملیاتی است که در آن نقش وزارت نیرو، وزارت صمت، معاونت علمی و بخش خصوصی بهطور دقیق تعریف شده باشد. این برنامه نباید با تغییر دولتها یا وزرا متوقف شود.
اگر قرار است برقیسازی از دایره مسکنهای موقت برای درد بنزین خارج شود، باید بهعنوان بخشی از استراتژی نوسازی صنعتی و هوشمندسازی کشور پذیرفته شود. در غیر این صورت، دستورات جدید نیز مانند تأکیدهای پیشین، در پیچوخم بوروکراسی و نبود بودجه عملیاتی به فراموشی سپرده خواهند شد و صنعت خودرو همچنان میان بنزین تمامشده و برق نیامده، معلق خواهد ماند.



این نگاه صرفاً در برقیسازی نبوده است و در خودروهای گازسوز هم همین روال بوده است. موتور گازسوز با همکاری خارجیها ساخته شد ولی بهجای استفاده تغییر کاربری به بنزینی شد. تنوع سوختی باید مد نظر باشد: هم بنزینی، هم گازسوز و هم برقی. البته حملونقل عمومی اتوبوسی، تراموا و ریلی بینشهری اولویت اصلی و فوری است.