خودرو؛ قربانی همیشگی توفانهای سیاسی

تنش مجدد ایران و آمریکا بار دیگر نگاهها را متوجه آینده بازار خودرو کرده است، اما پرسش اصلی این نیست که بحران سیاسی تازه چه اثری بر قیمتها میگذارد؛ پرسش اساسیتر این است که چرا سیاستگذاریها هنوز صنعتی نساختهاند که در برابر شوکها مقاوم باشد و اعتماد خریدار واقعی را حفظ کند؟ چرا همیشه خودرو قربانی توفانهای سیاسی بوده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، هر بار که سایه یک بحران سیاسی یا اقتصادی بر کشور سنگین میشود، صنعت خودرو یکی از نخستین بخشهایی است که در معرض نگرانی قرار میگیرد. از تحریم گرفته تا تنشهای منطقهای و نوسانهای ارزی، خودرو همواره به یکی از حساسترین شاخصهای انتظارات جامعه تبدیل شده، اما اشتباه است اگر همه مسئله را به یک عامل بیرونی، مانند تحریم یا اختلافهای سیاسی، تقلیل دهیم. پرسش اصلی این نیست که تنش ایران و آمریکا چه اثری بر خودروسازی خواهد داشت؛ پرسش مهمتر این است که چرا صنعتی با بیش از نیمقرن سابقه، هنوز تا این اندازه در برابر هر موج تازهای آسیبپذیر باقی مانده است؟
خودرو اسیر تصمیمهای نادرست
پاسخ را باید بیش از آنکه در بیرون از مرزها جستوجو کرد، در سالها سیاستگذاری نادرست، تصمیمهای کوتاهمدت و نگاه غیرتوسعهای به صنعت خودرو پیدا کرد. خودروسازی ایران در بسیاری از مقاطع، به جای آنکه به سمت رقابت، نوآوری و حضور در زنجیره جهانی حرکت کند، گرفتار مجموعهای از سیاستهایی شد که هدف اصلی آنها مدیریت بحرانهای روزمره بود. نتیجه آن شد که صنعت خودرو، به جای آنکه خود را برای مواجهه با توفانها آماده کند، هر بار با وقوع یک بحران، دوباره وارد مرحله اضطراب شود.
خریدار قربانی چرخه معیوب
مشکل اصلی فقط تولیدکننده نیست؛ خریدار واقعی نیز قربانی همین چرخه معیوب شده است. خانوادهای که سالها برای خرید خودرو پسانداز میکند، امروز بیش از آنکه درباره انتخاب مدل یا کیفیت محصول تصمیم بگیرد، باید درباره ریسکهای اقتصادی و سیاسی فکر کند. او نمیداند تصمیم امروز برای خرید خودرو، چند ماه دیگر چه معنایی خواهد داشت. آیا قیمتها براساس منطق اقتصادی تغییر میکنند یا تحت تأثیر تصمیمهای ناگهانی و فضای روانی؟ آیا محصولی که خریداری میکند، حاصل یک صنعت رقابتی است یا نتیجه یک ساختار محدود و غیرشفاف؟
سیاستگذار خودرو، همیشه غایب
در این میان، سیاستگذار نیز باید پاسخ دهد که چرا پس از دههها حمایت از صنعت خودرو، هنوز مصرفکننده احساس امنیت و رضایت ندارد. حمایت از یک صنعت زمانی معنا دارد که به افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، ارتقای کیفیت و افزایش قدرت رقابت منجر شود؛ نه اینکه به حفظ ساختاری منجر شود که هزینه ناکارآمدی آن، در نهایت به مردم منتقل میشود.
خودرو؛ یک صنعت بلاتکلیف
حتا اگر فردا بخشی از تنشهای خارجی کاهش یابد و مسیر همکاریهای اقتصادی هموارتر شود، بدون اصلاحات عمیق داخلی، مسئله اصلی باقی خواهد ماند. هیچ سرمایهگذار خارجی، هیچ فناوری جدید و هیچ توافق سیاسی نمیتواند جایگزین یک سیاست صنعتی روشن شود. صنعتی که هنوز تکلیف خود را با رقابت، مالکیت، نقش دولت و حقوق مصرفکننده مشخص نکرده است، با هر شوک تازهای دوباره در معرض بحران قرار میگیرد.
انباری پر از سیاستهای غلط
خودروسازی ایران امروز بیش از آنکه قربانی یک بحران خاص باشد، قربانی انباشته شدن تصمیمهای اشتباه است. توفانهای سیاسی شاید آغازگر بحران باشند، اما دلیل اصلی آسیبپذیری، ساختاری است که سالها فرصت اصلاح داشته و همچنان با همان ضعفهای گذشته روبهرو است.
اعتمادی که تخریب میشود
پرسش واقعی جامعه دیگر این نیست که بحران بعدی چه زمانی رخ میدهد؛ پرسش این است که چرا باید هر بحران سیاسی دوباره اعتماد میلیونها خریدار واقعی را هدف قرار دهد؟ صنعتی که نتواند در برابر تلاطمها از مردم خود محافظت کند، پیش از آنکه قربانی توفان بیرونی باشد، قربانی ضعفهای درونی خود شده است.





دیدگاه ها