شیائومی در قلب مونیخ، خودروسازی ایران در اسارت پکن

شیائومی که تا دیروز با گوشیهای هوشمند شناخته میشد، اکنون با افتتاح مرکز تحقیق و توسعه در مونیخ لرزهای بر اندام سنتیترین خودروسازان جهان انداخته است. این توان چهگونه بهدست آمده است که حالا شیائومی در قلب مونیخ و خودروسازی ایران در اسارت پکن قرار گرفته اند؛ آیا تلخی این قصه پایانی دارد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در دنیای امروز که مرزهای میان تکنولوژی و مکانیک در حال محو شدن است، دو مسیر کاملاً متفاوت در صنعت خودرو پیش روی چشم تحلیلگران قرار گرفته است؛ از یک سو، شیائومی، غول نوظهور چینی، با اعتمادبهنفس در قلب ایالت باواریا و شهر مونیخ، خانه برندهای افسانهای چون بامو، مرکز تحقیق و توسعه افتتاح میکند تا بازار خودروهای لوکس الکتریکی را تسخیر کند، از سوی دیگر، خودروسازی ایران با پیشینهای بیش از نیم قرن، چنان در چنبره وابستگی گرفتار شده است که حتا برای ادامه تولیدات ردهخارج خود نیز باید چشم به دهان تأمینکنندگان چینی بدوزد.
حضور در مهد بنز و بامو
اقدام اخیر شیائومی در افتتاح مرکز تحقیق و توسعه (R&D) پیشرفته در مونیخ، تنها یک حرکت تجاری نیست. غول تکنولوژی چین با جذب طراحان برجسته و متخصصان تراز اول آلمانی، به دنبال خرید تجربه نیست، بلکه در پی خلق اصالت است. آنها دریافتهاند که برای ورود به باشگاه لوکسسواران اروپا باید در اتمسفر مهندسی آلمان تنفس کنند. این شرکت که تا چندی پیش تنها به ساخت گوشیهای هوشمند شناخته میشد، اکنون با ترکیب سرمایه عظیم خود و دانش نخبگان اروپایی میانبری به آینده زده که غولهای قدیمی صنعت را به هراس انداخته است.
میراثی که در جادهمخصوص دود شد
در نقطه مقابل، خودروسازی ایران قرار دارد که با سابقهای بلندبالا، به جای رهبری بازار منطقه اکنون به نماد درجا زدن تبدیل شده است. در حالیکه کرهایها و چینیها با استفاده از الگوهای مشابه به قلههای صنعت رسیدهاند، خودروسازان ایرانی در جادههای اشتباهی نظیر مدیریت دستوری، انحصارگرایی و بیتوجهی به تحقیق و توسعه قدم زدهاند. نتیجه این مسیر غبارآلود، صنعتی است که نه تنها توان رقابت در بازارهای جهانی را ندارد، بلکه در بازار داخلی نیز تنها با تکیه بر دیوارهای تعرفهای زنده مانده است.
تله پکن برای خودروسازی ایران
بزرگترین تراژدی خودروسازی ایران، وابستگیِ مطلق به چین تحت لوای تولید ملی است. واقعیت عریان این است که اگر به هر دلیلی، از تنشهای سیاسی گرفته تا تغییر استراتژیهای اقتصادی، چین ارتباط خود را با خودروسازان ایرانی قطع کند، همین تولید نصفونیمه نیز بلافاصله متوقف خواهد شد. ما بهجای تعاملِ سازنده با دنیا مانند مدل شیائومی در مونیخ، به وابستگیِ یکطرفه به چین رسیدهایم؛ بهطوریکه با کوچکترین اخم پکن صنعت خودروی ما از نفس میافتد.
آیندهای که دیگر روشن نیست
مقایسه شیائومی و خودروسازی ایران، تفاوت میان نگاه به آینده و نگاه نوک بینی است. شیائومی در مونیخ بهدنبال تسخیر آینده است و خودروسازی ایران در پکن بهدنبال بقایِ امروز. اگر ایران بخواهد از این مسیر بنبست خارج شود، راهی جز تغییر بنیادین ساختار و خروج از سایه سنگین وابستگی به چین و خروج از نگاه امنیتی و پوپولیستی به صنعت خودروسازی ندارد. در غیر این صورت، از جادهمخصوص جز یک ویرانه صنعتی باقی نخواهد ماند. شیائومی نشان داد که میتوان از هیچ به قلب مونیخ و همه چیز رسید، ایران نیز نشان داد که میتوان با همه چیز به بنبست وابستگی و هیچ رسید.





چین حق خود از کیک اقتصاد جهانی را با قدرت بدست آورد … این حق را گدایی نکرد بلکه غربی ها را وادار کرد تا سر سفره ی اقتصاد جهانی جمع و جور تر بنشینند…. تا وقتی تعامل با اقتصاد جهانی را گدایی کنیم وضع همین است ، بقول ترامپ صلح از طریق قدرت بهترین راهبرد است … حضور در اقتصاد جهانی تنها از طریق قدرت امکان پذیر است ….