امید واهی به تکرار دورانی شبیه برجام

بازار خودرو همواره بستر مناسبی برای طرح امیدهای بیهوده بوده است. با این حال، همچنان این پرسش مطرح است که آیا با توافق احتمالی، غبار از چهره این صنعت پاک میشود و میتوان فضایی پویا را برای حضورِ خودروسازان بزرگ جهان پیشبینی کرد؟ یا این صنعت و مردم، تنها با امید واهی به تکرار دورانی شبیه به برجام روبهرو خواهند شد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بسیاری از کارشناسان و مردم دوست دارند و تصور میکنند که با گشایشِ دروازههای سیاسی و امضای یک پیماننامه جدید، شرکتهای غولپیکری مانند هیوندای، کیا، فولکسواگن، سایک، جیلی، بیوایدی و حتا برندهایی چون بامو و تویوتا همانطور که در دورانِ برجام مطرح شده بود با سرمایهگذاری مشترک وارد کشور شده و معضلات زیرساختی را رفع میکنند؛ تنوع بیشتر و رقابت شدیدتر و قیمتها کاهشی میشود و حق انتخاب مردم هم افزایش مییابد.
اما واقعیت تلخ این است که خودروسازان خارجی، حتا در بهترین حالتها، نیز صرفاً در قالب واردکننده عمل میکنند و هیچ انگیزهای برای ریسکپذیری جدی در تولید مشترک ندارند، اما چرا؟
دلیل اصلی این پدیده، که اغلب نادیده گرفته میشود، فقدان ثبات قوانین داخلی است. بیثباتی پیوسته در تعرفهها، قوانین گمرکی و مداخلات اداری غیرقابل پیشبینی، سرمایهگذاری بلندمدت را به امری غیرممکن تبدیل کرده است. سرمایهگذار خارجی، اولویت خود را «سود آوری»، «امنیت سرمایه» و «پیشبینیپذیری بازار» می داند؛ ویژگیهایی که در وضعیت فعلی ایران بهطور جدی مغفول ماندهاند. تا زمانی که چارچوبهای حقوقی شفاف نشده و قوانین بازی مدام تغییر نکند، هیچ برند خارجی مطرح جرئت نمیکند خط تولید خود را در خاک ایران توسعه دهد. دربهترین و خوشبینانهترین حالت آنها فقط میآیند تا بیدغدغه و بیدردسر خودرو بفروشند.
بنابراین، انتظار اینکه تنها با یک توافق خارجی، مشکلات درونزای ساختار مدیریتی و اقتصادی ایران حل شود، نوعی فریب ذهنی و خودفریبی خطرناک است. در دوران برجام نیز همین وعدهها داده شد، اما تحریمهای داخلی و خارجی امان ندادند تا بازار ثمره آن را بچشد.
دراین شرایط آیا تغییر در رفتار متولیان و تصمیمگیران دیده شده است؟ مسلماً خیر؛ پس چرا باید امیدوار باشیم که معجزهای متفاوت رخ دهد؟ بدون اصلاح ساختار درونی و ایجاد اطمینان خاطر برای تمامی سهامداران داخلی و خارجی، دروازههای گشوده نیز به بنبستهای جدید منجر خواهند شد. در این سناریوی فاجعهبار، تنها خودروهای وارداتی گرانقیمت، جایگزین محصولات داخلی میشوند و طبقات پایین جامعه، حتا دسترسی سادهای به خودروی مناسب نیز نخواهند داشت؛ چیزی شبیه به سالهای اخیر.
به بیان سادهتر، توافق جهانی، کلید مشکلات ایران نیست، بلکه فقط یک مُسکن شوکدهنده موقتی برای درد حقیقی مشکلات ساختاری است. امید واهی به دیپلماسی برای گرهگشایی از بازار خودرو، یک حواسپرتی جمعی است که در آن آرزوهای خودمان را دنبال میکنیم، بیآنکه قدمی به تحقق نزدیک شویم.




برجام دیگه تکرار نمیشه خیالتون راحت 😁